کد خبر 1800734
تاریخ انتشار: ۱۴ فروردین ۱۴۰۵ - ۰۳:۴۸

ام اس نَو (MS‌ NOW) در تحلیلی نوشت گذرگاه حیاتی تنگۀ هرمز اکنون در مرکز تنش‌های جدیدی قرار گرفته که می‌تواند موازنه قدرت در منطقه خاورمیانه و حتی در سطح جهانی را تغییر دهد.

به گزارش مشرق، بنابر گزارش رسانه آمریکایی ام اس نَو (MS‌ NOW) کنترل بر تنگه هرمز، در صورت تحقق، می‌تواند مزایای اقتصادی چشمگیری برای ایران به همراه داشته باشد. بر اساس ارزیابی‌ها، دریافت عوارض از کشتی‌های عبوری ممکن است سالانه ده‌ها میلیارد دلار درآمد ایجاد کند؛ رقمی که با درآمدهای نفتی ایران قابل مقایسه است. چنین ظرفیتی نه تنها وضعیت اقتصادی ایران را تقویت می‌کند، بلکه ابزار جدیدی برای اعمال نفوذ سیاسی در اختیار تهران قرار می‌دهد.

از منظر استراتژیک، این تحول می‌تواند یک «پیروزی بزرگ» برای ایران محسوب شود. توانایی اثبات‌شده این کشور در بستن تنگه، اکنون با تلاش برای نهادینه‌سازی کنترل بر آن همراه شده است؛ امری که جایگاه ایران را در معادلات منطقه‌ای به‌طور قابل توجهی ارتقا می‌دهد.

واکنش‌ها و پیچیدگی‌های منطقه‌ای

ام اس نَو در پیش بینی برای نوع واکنش کشورهای منطقه به این موضوع می نویسد:‌ در سطح منطقه‌ای، واکنش کشورها متفاوت و تا حدی متضاد بوده است. عمان، به‌عنوان یکی از دو کشور هم‌مرز با این تنگه، ممکن است به‌طور موقت با ایران همکاری کند تا از شدت تنش‌ها بکاهد. این کشور همواره تلاش کرده روابط متوازن خود با تهران را حفظ کند و در شرایط فعلی نیز ممکن است رویکردی عمل‌گرایانه در پیش گیرد.در مقابل، کشورهایی مانند امارات متحده عربی به‌شدت با چنین سناریویی مخالف‌اند و آن را تهدیدی مستقیم برای امنیت و منافع خود تلقی می‌کنند. این اختلاف دیدگاه‌ها می‌تواند به شکاف در میان کشورهای حوزه خلیج فارس دامن بزند.

نقش کشورهای فرامنطقه ای

در سطح بین‌المللی، موضع ایالات متحده نشان‌دهنده نوعی تمایل به واگذاری مسئولیت به سایر کشورها برای مقابله با اقدامات ایران است. با این حال، کارشناسان معتقدند که کشورهای اروپایی فاقد توان نظامی لازم برای مدیریت بلندمدت چنین بحرانی هستند.بنابر این تحلیل چنین وضعیتی، خلأیی در رهبری و مدیریت بحران ایجاد کرده که می‌تواند به ایران فرصت دهد تا اهداف خود را با هزینه کمتری دنبال کند.در مجموع، تلاش ایران برای اعمال کنترل بر تنگه هرمز را می‌توان بخشی از یک راهبرد چندلایه دانست که همزمان اهداف اقتصادی، نظامی و سیاسی را دنبال می‌کند. این اقدام نه‌تنها می‌تواند توازن قدرت در منطقه را تغییر دهد، بلکه پیامدهای گسترده‌ای برای بازارهای جهانی انرژی و امنیت بین‌المللی خواهد داشت.