"پیام رویین تنی ملت" سهمگین‌ترین ضربه‌ای است که در میانه جنگ و عداوت و رقابت؛ بر جان یک دشمن فرود می‌آید.

سرویس جامعه مشرق _ در روزهایی که ایران درگیر یک منازعه نظامی با دو قدرت بزرگ جهان یعنی آمریکا و اسرائیل است و توانسته پوزه دشمن را هم به خاک بمالد؛ شاهد زایش یک عزم عمومی در میان اکثریت مردم کشورمان هستیم که به صحنه دفاع از ایران، از اسلام و از نظام جمهوری اسلامی شتافته اند.

مرد و زن و پیر و جوان و کودک؛ از روز نخست آغاز درگیری که با ترور رهبر شهید انقلاب اسلامی شروع شد؛ به "خاکریز خیابان" شتافته اند و هریک به فراخور سهم خود مشغول ایفای نقش حمایتی از نظام جمهوری اسلامی ایران هستند.

این رویداد مهم که اصلی ترین جلوه آن را در تجمعات شبانه مردم در خیابان ها و همچنین در تشییع شهدای این درگیری تحمیلی شاهد هستیم، توانسته است یک برگ برنده بزرگ برای فرماندهان نظامی ایران در میدان جنگ ایجاد کند، غافلگیری دشمن را موجب شود و جهانیان را در نظاره رویدادهای پیرامون ایران به یک بهت عمیق فرو ببرد. بهتی عمیق که از خود می پرسد ایرانیان چرا از جنگ هیچ هراسی ندارند؟ چرا اقتصاد و امنیت و بروکراسی ایرانی پویا تر شده است، چرا ایران در مقابل ابرقدرتهای جهان دچار هیچ ضعفی نمی شود و ده‌ها سوال دیگر...

اکنون و در پیامد این رویدادها باید نسبت به تقویت این "برگ برنده" و این حضور مردمی همت گذاشت و ایضا به متدهایی برای ادامه دار شدن آن اندیشید تا همگی بتوانیم مصداق جمله امیرالمومنین علی(ع) در نهج البلاغه باشیم. آنجا که به مردمانی اشاره می کند که بصیرت خویش را بر شمشیرهایشان حمل می کردند.

تقویت و امتداد این حماسه ملی را می توان در قالب پاسخ به یک سوال مهم صورت‌بندی کرد و آن سوال اینست: "برای ایران چه کنیم!؟ "

*برای ایران چه کنیم!؟

برای پاسخ به این سوال ابتدا به ساکن باید دانست که طبق تعالیم دینی و عقلایی ما؛ "تکلیف" هر فرد اگرچه گاهی مماس با تکلیف دیگران است (مثل حضور مردمی در خاکریزهای خیابان های کشور) اما به همان میزان نیز یک مقوله فردی است.

بدین روال که هرکس باید در کنار تکالیف هم‌افزای خود به دیگران اما به تکالیف فردی خویش نیز بیاندیشد و مثلا به این فکر کند که در هنگامه درگیری با یک دشمن خونریز؛ چه نقشی را می تواند برای تقویت جبهه دفاع از کشور و یا پیشرفت ایران ایفا کند.

در اینجا باید دانست که تکالیف فردی هرگز همسان نیستند. یعنی قرار نیست که در جبهه تکلیف؛ همه در مقابل دشمن سلاح به دست بگیرند، یا همه به شهادت برسند!

چون این قضیه اولا به لحاظ فلسفه و منطق آفرینش، منطقی نیست و ثانیا انسانها در استعداد، توانایی، تخصص و ظرفیت وجودی نیز یکسان نیستند فلذا باید به همین فراخور فردیتها نسبت به تشخیص تکلیفشان همت کنند.

صورت سلیس تر این کلام آنست که وقتی یک پرستار با دقت کامل و مهربانی به بیماران خود رسیدگی می کند، وقتی یک نانوا به نیت دفاع از جبهه حق نان رایگان یا ارزان به دست مردم می دهد، وقتی کسی در هنگامه التهابات جنگ برای شاد کردن جامعه تلاش می کند، وقتی یک نفر با پول خود به میدان دفاع از رزمندگان و ایران می شتابد و آن هنگام که فردی از هرجهت به دیگران احساس امنیت می دهد؛ تمام اینها به شرط قرار داشتن در قله توانایی های یک فرد از مصادیق ادای تکلیف هستند و هیچ فرقی با تیراندازی از پشت خاکریز به سمت دشمن ندارند.

یعنی به قول شهید آوینی، همانطور که باید برای رضای خدا جنگید، یک روز هم باید برای رضای خدا نان پخت. و ما اضافه می کنیم که این هر دو به نسبت تکلیف و توانایی افراد است.

*زندگی و شادمانگی؛ بهترین سلاح مردم علیه دشمن

در میان مولفه های پاسخ به سوال مهم "برای ایران چه کنیم؟ "؛ البته یک پاسخ هست که به نظر می رسد از دیگران مهمتر باشد و آن "زندگی" است.

بله! باید بر خلاف خواست و توطئه و تقلای دشمن "زندگی" کرد و شاد بود.

این همان چیزی است که دشمن نمی خواهد و دقیقا همان چیزی است که رزمندگان اسلام برای برآورده شدن آن نیز جان خویش را فدای ایران و مردم ایران کرده اند.

چه اینکه زندگی و حیات معقول والاترین نعمت الهی است و در پرتو آن است که تمام نعمتهای دیگر معنا می یابند.

ایرانیان باید که بر خلاف طمع دشمن و در کنار حمایت از نظام اسلامی و از رزمندگان اما بیش از این زندگی کنند و شاد باشند. شهدایشان را با افتخار تشییع کنند، ازدواج کنند، با مواسات و کمک رسانی به هم نسبت به ترویج "حال خوب" فعال باشند، گردش بروند، جشن های ملی و منطقه ای و قومی و فردی بگیرند و در یک جمله در کنار جنگ هم زندگی کنند. همان چیزی که دشمن آنرا نمی خواهد و برای همین به ایران ما حمله آورده است!

پر بیراه نیست اگر بگوییم گزینه زندگی و حیات معقول؛ اصلی ترین خاکریز هر شهروند ایرانی در این روزها و البته تا همیشه است.

ایرانی اگر با زیستن خود به دشمنان و بدخواهانش بگوید که از جنگ نمی هراسد و فرمول زندگی در کنار جنگ و تحریم و مشکلات و... را بلد است؛ آنگاه رویین تن خواهد شد و "پیام رویین تنی ملت" سهمگین ترین ضربه ای است که در میانه جنگ و عداوت و رقابت؛ بر جان یک دشمن فرود می آید.

در همین راستا لازم است به سبک زندگی و پیام های رهبران و شهدای ایران نیز اشاره کنیم...

آنجا که رهبر جدید انقلاب اسلامی در پیام نوروزی خود بر گزینه ازدواج هم تأکید کردند، آنجا که رهبر شهید انقلاب بر خروج افکار عمومی از شرایط نه جنگ نه صلح اشاره داشتند و آنجا که در زندگی و زمانه شهدایی چون سلیمانی و حاجی زاده و شمخانی و رهبر شهیدمان نیز دیدیم که با وجود حضور در خط مقدم نبرد اما همزمان بر سنتهای ایرانی و اسلامی تأکید داشتند، ورزش می کردند، دید و بازدید از اقوام و خویشان را پاس می داشتند، ورزش می کردند، نسبت به رفع مشکلات مردم اهتمام داشتند و در سرجمع تمام این موارد نیز هرگز از دشمن و انجام تکلیف الهی خویش غافل نبودند.

پاسداشت این فرمول ایرانی_اسلامی، ضرورت تکلیفی ما تا همیشه است. چه در هنگام جنگ و چه در زمانه صلح.

برچسب‌ها