به گزارش مشرق، آیت الله علیرضا اعرافی در این نامه که به زبان عربی نگارش شده، آمدهاست: جناب امام اکبر، شیخ الازهر، حفظه الله ورعاه، السلام علیکم و رحمة الله و برکاته، اما بعد،
از آنجا که مسئولیت شرعی و اخلاقی، همگی را موظف به خیرخواهی برای خدا و رسول او و پیشوایان مسلمان و عموم امت میکند، و نیز از روی محبت و ارج نهادن به نهاد ریشهدار الازهر که طی قرون متمادی نماد علم معتدل و رویکردی درخشان بوده و امت را بر کلمه واحد گرد آورده است، این چند کلمه را به حضورتان تقدیم میداریم.
نامه ادامه یافته است: ما مواضع هوشمندانه و آگاهانه شما را در قبال مسائل سرنوشتساز امت ارج نهاده و میستاییم و به خوبی میدانیم که چه تلاشهای مبارکی در یاری رساندن به آرمان فلسطین، دفاع از حقوق ملت مظلوم فلسطین، دعوت به وحدت صفوف اسلامی و تقریب مذاهب و تثبیت ارزشهای برادری اسلامی که امت بدون آن قوام نمییابد، انجام دادهاید.
در ادامه نامه آمده است: این مواضع شریف که از شما سراغ داشتیم، ما را در برابر بیانیه اخیر الازهر درباره تحولات جاری منطقه به درنگ طولانی وا میدارد و شما را صادقانه دعوت میکنیم تا در پرتو حقایق بزرگی که در هیچ حکم شرعی، سیاسی یا اخلاقی نمیتوان از آنها گذشت، در آن بازنگری کنید.
نامه ادامه یافته است: نخست، درک درست نبردی که امروز جریان دارد، بدون توجه به بستر تاریخی و تمدنی آن ممکن نیست. آنچه منطقه شاهد آن است، حلقهای از کشمکش تمدنی با پروژه استعماری غربی ـ آمریکایی است که از دیرباز در پی بازطراحی نقشه منطقه بر اساس منافع خود، متلاشی کردن توانمندیهای امت و برافروختن منازعات کوچکی است که ما را از کانون اصلی درگیری بازمیدارد که آن همان پروژه سلطه بر ثروتها و مقدسات امت اسلامی و حفاظت از رژیم صهیونیستی به عنوان نوک پیکان این پروژه در قلب جهان اسلام است.
در قسمت دیگری از این نامه آمده است: دوم، به باور ما، مسئله فلسطین همچنان مسئله محوری این امت است. رنج ۸۰ ساله ملت فلسطین از اشغال، ستم، آوارگی، شهرکسازی و یهودیسازی اماکن مقدس، دملی خونین است که وجدان امت را میآزارد و هر خوانشی از رویدادها که این حقیقت را نادیده بگیرد، از علت اصلی غافل شده و به معلولها میپردازد.
نامه ادامه یافته است: سوم، ما به جناب شما و به تمامی امت اسلامی مصرانه اعلام میداریم که باور راسخ جمهوری اسلامی ایران به وحدت و برادری امت و همبستگی عمیق میان اجزای آن، نه شعار، بلکه اساس سیاستها و برنامههای عملی است که دههها از آنها پیروی کردهایم و همچنان به آنها وفاداریم. هدف ما تقریب و همگرایی و نه کشمکش و تفرقه است. از خداوند میخواهیم که برای این امت، بزرگانی را فراهم آورد که آنها را یکپارچه و پراکندگی آن را از بین ببرد.
در بخش دیگری از نامه مدیر حوزههای علمیه آمده است: چهارم، تاریخ نه چندان دور و نه چندان گذشته، هیچ به یاد ندارد که جمهوری اسلامی ایران در حرکت خود آغازگر جنگی یا درگیری میان مسلمانان بوده باشد. ما همواره به همسایگی نیک و دوری از تجاوز پایبند بودهایم و هم اکنون مورد تعدی آشکار و ستمی روشن قرار گرفتهایم. جهان شاهد بوده که جمهوری اسلامی ایران آغازگر این جنگ همهجانبه نبود، و در حالی که برای حل مسائل به روش مسالمتآمیز وارد مذاکره بود، این جنگ بر آن تحمیل شد و آنچه امروز انجام میدهد دفاع از حاکمیت و کرامت ملت خود پس از تعرضات مکرر به حاکمیت و منافعش است. مایه تأسف است که بسیاری از کشورهای اسلامی این حقیقت روشن را نادیده میگیرند و در محکوم کردن این ظلم آشکار، کوتاهی اخلاقی، انسانی و شرعی میکنند.
نامه ادامه یافته است: پنجم، دهههای گذشته گواه خوبی است که نگاه جمهوری اسلامی ایران به ملتها و کشورهای منطقه، نگاه محبت، برادری و دوستی در سختترین شرایط بوده است. ما دست خیر و همکاری به سوی همه دراز کردیم و در مقابل، برخی کشورها خطرناکترین پایگاههای خط مقدم جنگ را در خاک خود میزبانی کردند که با تحریک اسرائیل و آمریکا، در طرحهای جهنمی امنیتی، نظامی و اطلاعاتی ضد مردم و امنیت ما به کار گرفته میشوند. با این حال، درهای ما برای گفتوگو و همکاری باز بود و ملت ما به اصول اسلامی و انسانی خود وفادار ماند.
در قسمت دیگری از این نامه آمده است: جنایتهای فجیعی که علیه مردم مسلمان ایران (و) همسایه [کشورهای عرب و مسلمان]، انجام شد، نادیده گرفته شده است که از جمله آنها نابودی سیستماتیک زیرساختها، هدف قرار گرفتن هزاران مرکز غیرنظامی، و به شهادت رساندن دانشمندان و رهبران کلیدی است؛ جنایتهایی که در رأس آنها ترور امام خامنهای قرار دارد؛ همان که مرجعی فعال در امت و بزرگترین پشتوانه دعوت به وحدت و همبستگی بود. به راستی که نادیده گرفتن این حقیقت که نیروهای اشغالگر آمریکایی و اسرائیلی این تجاوز را با ویرانی گسترده و هولناک آغاز کردند، تأسفبار و نشانه خروج از سادهترین اصول عدل و انصاف است. این نیروها دهها هزار خانه امن شهروندان ایرانی را ویران کردند و هزاران کودک، زن و مرد غیرنظامی بیدفاع را به شهادت رسانده و مجروح ساختند.
نامه ادامه یافته است:از یک سو جنایتهای فجیع علیه مردم ایران نادیده گرفته میشود، و از سوی دیگر واکنش دفاعی ایران محکوم میگردد. واکنشی که پایگاههای دشمن را در برخی کشورها هدف قرار داد؛ کشورهایی که نه قواعد همسایگی را رعایت کردند و نه حقوق مردم ایران را محترم شمردند. این رفتار، چیزی جز بیعدالتی و دوری از موازین شرعی نیست.وظیفه شرعی ایجاب میکند که امت قبل از آنکه حکم کلی صادر کند، در برابر این رویدادهای عظیم با تأمل و پرسشگری برخورد کرده و در آن بیندیشد.
در قسمت دیگری از نامه مدیر حوزه های علمیه سراسر کشور آمده است: بیانیه الازهر، با وجود قدردانی ما از آن به خاطر دغدغه توقف جنگ و خونریزی، به معلولها و نتایج درگیری پرداخته و علل اصلی این فاجعه را نادیده گرفته است. این بیانیه درباره یک اقدام متقابل محدود سخن گفته و از اصل تجاوز سکوت کرده و هزاران قربانی از غیرنظامیان بیگناه را که در زیر بمباران و ویرانی جان باختهاند، نادیده گرفته است. شریعت اسلام که به قسط حکم میکند، بر همگان واجب میسازد که در کنار مظلوم -هر که باشد- بایستیم، و پیش از توصیف واکنشهای او، به انصاف رفتار کنیم.
نامه ادامه یافته است: فراخوان پایانی: از همگی ما انتظار میرود که درباره گرفتاریهای امت، خردمندانه و با بصیرتی نافذ برخورد کنیم. از این رو پیشنهاد میکنیم که پیوند عمیق و همهجانبه میان علمای جهان اسلام، و به ویژه میان علمای قم و الازهر، بار دیگر برقرار شود. زیرا گفتوگوی علمی و منصفانه و مباحثه آرام فکری، راهی برای تدوین برداشتهای مشترک و مکانیسمهای عملی است که به امت ما کمک میکند از این گرداب فاجعهبار خارج شده و به سوی تعالی، پیشرفت و رشد همهجانبه حرکت کند و منطقه را از بلای جنگهایی که هیچ چیز را باقی نمیگذارند، برهاند.
از خداوند متعال مسئلت داریم که الازهر را به عنوان نماد علم و عدالت حفظ کند، همه را به راه درست رهنمون شود و امت را بر محور حق یکپارچه سازد، که او ولی این امر و توانای بر آن است.