به گزارش مشرق، کانال تلگرام رصد جنگ نوشت:
روزنامه نیویورکتایمز شامگاه یکشنبه به وقت تهران، در مطلبی به نقل از مقامات آمریکایی و صهیونیستی نوشت: توانایی ایران در بستن تنگه هرمز و گسترش دامنه جنگ بیشتر از آن چیزی است که پیشبینی کرده بودیم.
این نکته را میتوان مهمترین مولفه اثرگذار بر جنگ دانست. حالا در روز هفدهم جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، این واقعیت آشکار شده که برآورد ترامپ درباره نوع واکنش ایران، اشتباه بوده است. در این باره کریس مورفی، سناتور دموکرات روز جمعه گفت ترامپ واقعا تصور نمیکرد ایران تنگه هرمز را ببندد. یکی دیگر از مواردی که ترامپ به اشتباه محاسباتی خود درباره توان ایران اذعان کرد، توان موشکی ایران بود. ترامپ با وجود ادعاهای خود درباره جنگ، گفت تصور نمیکرد قدرت موشکی ایران تا این اندازه باشد. در کنار بستن تنگه هرمز و میزان ذخایر موشکی، یکی دیگر از برآوردهای اشتباه آمریکا درباره توان ایران، وقوع جنگ منطقهای بود. تعدادی از مقامات و کارشناسان آمریکایی اذعان کردهاند تصور نمیکردند ایران پایگاههای آمریکا در کشورهای منطقه را هدف قرار دهد.
در مجموع، مجموعه شواهد و مواضع و اظهارنظرها نشان میدهد دولت ترامپ دستکم در این موارد دچار خطای محاسباتی شده است:
۱- توان موشکی و پهپادی ایران
۲- حمله ایران به پایگاههای نظامی آمریکا در کشورهای منطقه
۳- اراده و توان ایران در بستن کردن تنگه هرمز
در این میان یک نکته اساسی وجود دارد و آن اینکه، این موارد، مهمترین راهبردها یا پشتوانه دفاعی ایران برای پاسخ به حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی است.
به معنای سادهتر، اگر ترامپ تصور نمیکرد ذخایر موشکی و پهپادی ایران تا این اندازه است، اگر پنتاگون فکر نمیکرد ایران تنگه هرمز را ببندد و در نهایت اگر آنها تصور نمیکردند ایران پایگاههای آمریکا در کشورهای منطقه را هدف قرار دهد، پس آنها درباره واکنش ایران به حمله چه برآوردی داشتند؟ به عبارت دیگر، پنتاگون و سیا تصور میکردند واکنش ایران به حمله مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی چگونه خواهد بود؟
ترامپ تصور میکرد در صورت حمله به ایران و ترور رهبر انقلاب، ایران چه واکنشی از خود نشان میدهد؟
آیا واقعا ترامپ تصور میکرد پس از آغاز حمله به ایران و ترور رهبر انقلاب، جمهوری اسلامی اقداماتی محدود نظامی انجام میدهد و پس از آن، تسلیم خواستههای آمریکا میشود؟ آیا ترامپ حقیقتا بر این باور بود با کمی تغییرات در مدل ونزوئلا میتواند ایران را شکست داده و به تسلیم وادار کند؟
اگر اینگونه است، ترامپ بر اساس چه اطلاعاتی و توسط چه کسانی به این باور و برآورد اشتباه رسیده بود؟
یک هفته قبل از حمله به ایران، چند رسانه آمریکایی به صورت مشترک، درباره نگرانی برخی ژنرالهای پنتاگون نسبت به جنگ با ایران دست به افشاگری زدند. والاستریتژورنال، نیویورکتایمز و آکسیوس در اقدامی همزمان خبر دادند ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا در جلسات هماهنگی جنگ علیه ایران به ترامپ هشدار داده بود طولانیشدن جنگ علیه ایران، تبعات و هزینههای خسارتباری برای آمریکا خواهد داشت. آن زمان برخی صاحبنظران معتقد بودند درز این خبر به معنای آن است که رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا به دنبال آن است نسبت به تبعات جنگ با ایران از خود سلب مسؤولیت کند. به عبارت دیگر، درز این خبر به این رسانهها برای این بود که ژنرال دن کین، با علم به اینکه حمله به ایران خسارات زیادی برای آمریکا در پی خواهد داشت، میخواست به افکار عمومی و محافل سیاسی آمریکا بگوید او قبل از جنگ، هشدارهای لازم را به ترامپ داده است.
به هر حال، افشای نگرانیهای رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا نسبت به تبعات جنگ با ایران ۲ نکته مهم در بر دارد:
۱- این ژنرال کهنهکار آمریکایی، هم از میزان قدرت دفاعی ایران مطلع بود و هم از اراده ایران برای اجرای تهدیداتش درباره واکنش به حمله آمریکا.
۲- با وجود این هشدارهای رئیس ستاد مشترک ارتش، ترامپ روی نقشه و سناریوی خود برای حمله به ایران اصرار کرد؛ همان نقشه و سناریویی که هم ذخایر موشکی و پهپادی ایران، هم اقدام ایران برای بستن تنگه هرمز و هم حمله به پایگاههای آمریکا در منطقه را پیشبینی نمیکرد.
با در کنار هم قرار دادن این گزارهها، فرضیه برآورد ترامپ مبنی بر اینکه ایران پس از ترور رهبر انقلاب تسلیم خواهد شد، تقویت میشود.
ترامپ قبل از حمله به ایران بارها اعلام کرد برای مساله ایران از مدل ونزوئلا پیروی میکند. بر اساس این مدل، قاعدتا ترامپ تصور میکرد پس از وارد کردن یک ضربه مهم به رهبری ایران، جمهوری اسلامی یا بلافاصله و یا پس از چند روز تسلیم خواهد شد.
مجموعه دادهها نشان میدهد ترامپ واقعا چنین تصوری نسبت به جنگ و واکنش ایران داشت.
اگر فرض را بر این برآورد بگیریم، آن وقت دلیل بیاعتنایی ترامپ به هشدارهای مقامات پنتاگون درباره تبعات جنگ طولانی با ایران مشخص میشود. شاید ترامپ هشدارهای دن کین و دیگر ژنرالهای پنتاگون درباره تبعات جنگ را میدانست اما تصور میکرد جنگ به درازا نخواهد کشید، زیرا ایران تسلیم میشود. در واقع ترامپ هشدار پنتاگون مبنی بر نبود دریچه خروج نظامی از جنگ را به این علت نپذیرفت که تصور میکرد این جنگ در همان روزهای اول، از طریق یک دریچه سیاسی پایان خواهد یافت. ترامپ میدانست در صورت مقاومت ایران و طولانیشدن جنگ، او امکان و ایدهای برای پایان دادن به جنگ نخواهد داشت. با این حال تصور میکرد ایران تسلیم میشود و جنگ به مراحل نگرانکننده برای آمریکا نخواهد رسید. اینکه اکنون ترامپ، مقامات و کارشناسان آمریکایی میگویند نسبت به توانمندی و اقدامات ایران غافلگیر شدهاند، به خاطر همین برآورد و تصور ترامپ است.
ترامپ چون فکر میکرد مدل ونزوئلا درباره ایران کار میکند و ایران در روز نخست یا روزهای نخست جنگ تسلیم میشود، لذا پیشبینی نمیکرد ایران تنگه هرمز را مسدود کند یا فرصت حمله به پایگاههای آمریکایی را به دست بیاورد.
بنابراین ریشه غافلگیری ترامپ درباره اقدامات ایران، خوشخیالی او درباره تسلیم شدن ایران در روزهای نخست جنگ بود. اکنون سوال مهمی که ذهن صاحبنظران را مشغول کرده این است: چرا ترامپ چنین تصور خام و اشتباهی درباره ایران داشت؟ کدام افراد و منابع با کدام دادهها ترامپ را به این ذهنیت و تصور اشتباه رساندند؟ آیا ترامپ صرفا توسط نتانیاهو فریب خورد؟ سازمان سیا در شکلگیری این تصور غلط چقدر نقش داشته است؟ برآوردهای ترامپ نسبت به واکنشهای ایران در ماجراهای ترور شهید سپهبد سلیمانی و حمله به تاسیسات هستهای ایران در جنگ ۱۲ روزه چقدر در ایجاد این ذهنیت اشتباه موثر بوده است؟
و از همه مهمتر، آیا ماجرای اپستین و اخاذی رژیم صهیونیستی از ترامپ باعث شد او منافع شخصیاش را بر هشدارهای پنتاگون ارجح بداند و با علم به این تبعات، وارد جنگ با ایران شود؟
اینها سوالاتی است که اکنون کارشناسان و صاحبنظران به دنبال یافتن پاسخهای آنها هستند.
فارغ از دلایل و ریشههای غافلگیری رئیسجمهور آمریکا از مجموعه پاسخهای ایران، ترامپ اینک از وضعیت جنگ کلافه است و این کلافگی به وضوح از رفتار بویژه اظهارات او پیداست. او روز گذشته کشورهای عضو ناتو را تهدید کرد اگر برای بازگشایی تنگه هرمز مشارکت نکنند روزهای سیاهی در انتظار آنهاست؛ همان کشورهایی که بتازگی در اجلاس داووس تا توانست تحقیرشان کرد؛ همان کشورهایی که به واسطه مواضع ترامپ در قبال جنگ اوکراین و همینطور دستدرازی ترامپ به گرینلند، مورد بیمهری ترامپ قرار گرفتند و اکنون تحقیر ترامپ در جنگ ایران را فرصتی و شاید روزنه امیدی میدانند که ترامپ را تضعیف کرده و موجب تجدیدنظر در مواضعش، دستکم نسبت به تصاحب گرینلند شوند. اروپاییها ترامپ را میشناسند و میدانند اگر حتی در این شرایط از سر ناچاری به آنها قول بدهد در مواضعش نسبت به جنگ اوکراین و گرینلند تجدیدنظر کند، روی قول او نباید حساب باز کنند. از همه مهمتر، اروپاییها وضعیت و معادلات جنگ را میدانند. میدانند در شرایط فعلی، اعزام تجهیزات و نیروی نظامی به منطقه، میتواند منجر به یک شکست و افتضاح تاریخی برای آنها شود. اروپاییها میدانند اگر امکان بازگشایی تنگه هرمز از طریق نظامی وجود داشت، ترامپ اقدام میکرد. به همین خاطر برآورد آنها از خواسته توأم با زبان تهدید ترامپ این است که نیروهای نظامی آنها به قربانگاه بروند. استفاده ترامپ از زبان تهدید علیه کشورهای عضو ناتو به وضوح نشان میدهد او در چه مخمصهای گرفتار شده است. ترامپ برخلاف تصوراتش، حالا در موقعیتی گرفتار شده که هیچ راه خروجی برای آن ندارد. او قمار مهلکی روی جنگ علیه ایران کرد. تنها با تصور خام تسلیم ایران، جنگ را آغاز کرد و حالا که ایران تسلیم نشده، به دنبال چاره است. آن هم با تهدید کشورهایی که تا همین چند هفته قبل تحقیرشان میکرد.
البته همانگونه که گفته شد، غافلگیری ترامپ صرفا محدود به انسداد تنگه هرمز نمیشود. جنگ منطقهای، همانگونه که ایران هشدار داده بود محقق شده است. این تازه در حالی است که برخی مقامات ایران تصریح کردهاند آنچه تاکنون رخ داده، فعلا مقدمهای از جنگ منطقهای است؛ موضعی که نشان میدهد ایران هنوز کارتهای اصلی خود درباره جنگ منطقهای را رو نکرده است. در حوزه ذخایر موشکی و پهپادی که ترامپ اذعان کرد فراتر از تصورات او بوده، فرماندهان نظامی ایران تاکید کردهاند هنوز بخش مختصری از توان موشکی و پهپادی ایران در جنگ استفاده شده است. برخی منابع میگویند ایران تاکنون صرفا از موشکهای ۱۰ سال قبل استفاده کرده و جز تعدادی از موشکهای نوع خرمشهر، هنوز از موشکهای ساخت جدید خود در جنگ استفاده نکرده است. سپاه روز یکشنبه اعلام کرد تاکنون حدود ۷۰۰ موشک و نزدیک ۳ هزار پهپاد شلیک کرده است. بر اساس این آمار سپاه، ایران از ابتدای جنگ تاکنون، به طور متوسط، روزانه ۴۳ موشک به رژیم صهیونیستی و پایگاههای آمریکا در منطقه شلیک کرده است.
ترامپ قبل از جنگ مدعی بود ایران بین ۱۵۰۰ تا ۲ هزار موشک بالستیک دارد. با این حال ترامپ اخیرا اعتراف کرد ذخایر موشکی ایران بیشتر از آن چیزی است که به او گزارش داده بودند. در همین راستا، برخی منابع مطلع میگویند ایران بیش از ۱۰ هزار موشک در اختیار دارد. نکته قابل تامل این است که دستکم نیمی از موشکهایی که سپاه تاکنون شلیک کرده موشکهای بالستیک نبوده است. این موضوع نشان میدهد با وجود گذشت ۱۶ روز از جنگ، ایران از حیث ذخایر موشکی وضعیت مطلوبی دارد. این در حالی است که طبق گزارشات رسانههای آمریکایی، هم رژیم صهیونیستی و هم ارتش آمریکا در منطقه با بحران موشکهای رهگیر مواجهند. اهمیت این وضعیت ذخایر موشکی طرفین، در این نکته است که توان و ظرفیت هر کدام از طرفها را برای ادامه جنگ نشان میدهد. روز پنجشنبه نشریه فارنافرز در مقالهای قابل تأمل نوشت شرایط جنگ به گونهای پیش میرود که معادله زد و خورد، جای خود را به معادله تابآوری داده است. هر کدام از طرفین توان و امکان بیشتر جنگیدن را داشته باشد، میتواند سرنوشت جنگ را رقم بزند. ترامپ در این حوزه نیز غافلگیر شده است. برآورد او نسبت به میزان ذخایر موشکی ایران، همانند واکنشهای ایران نسبت به جنگ منطقهای و بستن تنگه هرمز اشتباه از آب درآمد.
حالا میتوان گفت ترامپ در مورد کلیت جنگ غافلگیر شده و وضعیت جنگ به کلی، خلاف پیشبینیهای او پیش رفته است. حتی انتخاب رهبر سوم نیز باعث شد او نتواند ترور رهبر انقلاب را به عنوان یک دستاورد جنگی قالب کند.
همه این گزارشها باعث شده ترامپ نتواند تا اینجا یک روایت پیروزی از جنگ بسازد. او قطعا تمایل دارد جنگ را متوقف کند اما توقف جنگ بدون یک روایت پیروزی، به معنای شکست سنگین او است.
از سوی دیگر، بدون بازگشایی تنگه هرمز، ترامپ نمیتواند اعلام آتشبس کند. اعلام آتشبس آن هم در شرایطی که بسته ماندن تنگه هرمز موجب افزایش قیمت نفت میشود، یک شکست مفتضحانه برای ترامپ خواهد بود.
اکنون ترامپ در این وضعیت قرار دارد:
الف- اعلام یکطرفه آتشبس، بدون بازگشایی تنگه هرمز که این به معنای شکست خفتبار ترامپ است.
ب- ادامه جنگ با هدف بازگشایی تنگه هرمز. با توجه به وضعیت ذخایر موشکی طرفین، گذشت زمان بشدت علیه آمریکاست. برخلاف آمریکا و رژیم صهیونیستی، ایران تاب و توان ادامه جنگ را دارد. طبق پیشبینی اکونومیست، اگر تا پایان ماه جاری میلادی (۲ هفته دیگر) تنگه هرمز بسته بماند، افزایش قیمت هر بشکه نفت به ۱۵۰ تا ۲۰۰ دلار کاملا محتمل است و نفت ۲۰۰ دلاری، یعنی شکست قطعی ترامپ. او قبل از شروع جنگ، بارها مدعی شده بود حمله به ایران تاثیری روی قیمت نفت نخواهد گذاشت.
طی روزهای اخیر کشورهای اروپایی و کشورهای منطقه، فشار زیادی به ترامپ برای بازگشایی تنگه هرمز یا متوقف کردن جنگ وارد کردند. روند صعودی قیمت نفت باعث افزایش این فشارها خواهد شد.
بنابراین با توجه به ناتوانی آمریکا در بازگشایی تنگه هرمز و ضعف ارتش آمریکا در ایجاد یک معادله نظامی با تنگه هرمز، ادامه جنگ قطعا باعث افزایش قیمت نفت خواهد شد. از سوی دیگر ایران اعلام کرده جدا از موضوع غرامت و برچیده شدن پایگاههای نظامی آمریکا از منطقه، تا زمانی که تضمین عینی و عملی مبنی بر عدم حمله نظامی مجدد آمریکا اخذ نشود، با آتشبس موافقت نخواهد کرد. این استدلال ایران کاملا منطقی است. ترامپ نشان داده در صورت توقف جنگ، مجددا با یک آرایش نظامی جدید، به ایران حمله خواهد کرد. بنابراین ایران این جنگ را فرصتی برای ایجاد یک بازدارندگی دائمی میداند. قبل از حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، مقامات سیاسی و فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی بارها اعلام کردند اگر جنگی علیه ایران به راه بیفتد، ایران این جنگ را به منزله جنگ آخر قلمداد خواهد کرد؛ به این معنی که ایران جنگ را به گونهای مدیریت خواهد کرد که از دل آن یک بازدارندگی همیشگی برای ایران ایجاد شود.
بنابراین با توجه به گرفتاری آمریکا در این جنگ، ایران این وضعیت را فرصتی مغتنم میشمارد تا بازدارندگی خود را بازسازی کند
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.