کد خبر 1788743
تاریخ انتشار: ۹ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۴:۱۴

«سر ریدر بولارد» وزیر مختار انگلیس در زمان محمدرضاشاه ماوریت یافت به ایران بیاید اما شاه بی‌کفایت ایران در مقابل او احساس حقارت می‌کرد و وقتی با مقامات انگلیس نماس گرفت تا او را برگردانند آنها گفتند تو باید با وزیر مختار روابط حسنه داشته باشی و به این ترتیب محمدرضا مجبور به تحمل یک فرستاده تحمیلی شد.

به گزارش مشرق، رژیم پهلوی تنها سلسله دست نشانده‌ای بود که توسط بیگانگان روی کار آمد و از حمایت همه‌جانبه آنها برخوردار بود به همین دلیل با سلسله‌های پیش از خود تفاوت‌های اساسی داشت. شناخت این سلسله به نحوی به شناخت ماهیت انقلاب اسلامی کمک می‌کند. چرا که این انقلاب نجات‌بخش نه فقط با یک رژیم دست نشانده که با همه جهان استعمار و استکبار در جنگ بود. یکی از راه‌های شناخت رژیم پهلوی مطالعه کتاب‌هایی است که توسط عمال شاه به نگارش درآمده‌اند و از همین رو نگاهی جانبدارانه به انقلاب اسلامی ندارند.

کتاب «ظهور و سقوط سلطنت پهلوی» که بخش‌هایی از آن را در ادامه می‌خوانید به قلم «حسین فردوست» نوشته شده و پرده از حقایقی برمی‌دارد که می‌تواند تصویری واقعی از حکومت دیکتاتوری رژیم پهلوی بر مردم ایران ارائه دهد.

سر ریدر بولارد و محمدرضا

مسئله‌ای که در سال‌های اول سلطنت محمدرضا مورد توجه من بود روابط او با سر ریدر بولارد وزیر مختار انگلیس بود. بولارد با محمدرضا روابط خوبی نداشت. این را خود محمدرضا به من می‌گفت و او را آدم بی‌تربیت و بدی معرفی می‌کرد. بعدها گفت که از مقامات انگلیسی خواسته تا او را احضار کنند اما جواب منفی بود و لندن از او تمجید کرده و افزوده بود هر فردی خصوصیاتی دارد و با شماست که آن خصوصیات را بشناسید که در نتیجه روابط حسنه خواهد شد. به هر حال لندن بولارد را احضار نکرد تا دوره مأموریتش تمام شد.

من تصور می کنم سه بار بولارد را دیده‌ام یکبار به طور مبهم به خاطرم می‌آید که در محوطه کاخ محمدرضا و بولارد قدم می‌زدند و صحبت می‌کردند دو بار دیگر در میهمانی‌ها بود، بدون آنکه صحبتی داشته باشیم به نظرم آمد که وی مرد با شخصیتی است و به هیچوجه متعلق نیست بعلاوه شاید متکبر و خشن بنظر می‌رسید. او فرد مسنی بود و رفتار مقامات مستعمراتی بریتانیا را داشت. مسلماً این اخلاق شخصی او بود و برداشت محمدرضا صحیح نبود. در این مدت در رابطه با انگلیسی‌ها مسئله خاصی به نظر من نرسید، یعنی مطلبی نبود زیرا اگر محمدرضا هم به من نمی‌گفت پرون که با من بسیار صمیمی بود و آزادانه به سفارت انگلیس می‌رفت به طور حتم به من می‌گفت و این عادتش بود که به من بگوید. به هر حال یا مسئله‌ای نبود و یا لااقل مهم نبود که مطرح شود.

در اینجا باید تأکید کنم که محمدرضا را انگلیسی‌ها بر تخت سلطنت نشاندند و واسطه آن با ترات مسئول اطلاعات سفارت انگلیس در تهران من بودم. به نظر من روابط نامساعد شخصی بولارد با محمدرضا در حدی که تقاضای احضار او را کرد هیچ تناقضی با این مسئله ندارد. به تخت نشاندن محمدرضا توسط انگلیسی‌ها به دستگاه اطلاعاتی انگلیس و در همکاری با دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا و شوروی به طور کامل ارتباط داشت. باید اضافه کنم که در خود سفارت سفیر الزاماً از همه مسائل اطلاعاتی مطلع نیست.

بعدها مسئول ۶ - MI سفارت انگلیس در تهران در یکی از ملاقات‌ها به من گفت که در سفارت ما گزارشات بخش اطلاعاتی مستقیماً به دستگاه اطلاعاتی در لندن انتقال می‌یابد ولی دستور داریم که در مسائل مهم و ضرور سفیر را بی‌اطلاع نگذاریم علیرغم این گاه در گزارش‌ها می‌نویسیم که در این مورد بنظر می‌رسد که نباید سفیر را مطلع کنیم ولی اگر ضرور است که سفیر را مطلع کنیم اطلاع دهید. این نوع ارتباط در همه سفارتخانه‌ها هست.