کد خبر 1788490
تاریخ انتشار: ۷ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۰:۳۵

فراخوان حمایت از گزینه جنگ علیه ایران از سوی برخی چهره‌های خارج‌نشین این پرسش را مطرح کرده است که چگونه می‌توان به نام آزادی از سناریویی دفاع کرد که در منطقه بارها به ویرانی و بی‌ثباتی انجامیده است.

به گزارش مشرق، در روزهای اخیر علی کریمی با حدود دو میلیون دنبال‌کننده در شبکه ایکس از مخاطبان خود خواست در نظرسنجی توماس مسی نماینده کنگره آمریکا گزینه «بله» را انتخاب کنند. پرسش صریح بود؛ آیا خواهان جنگ به رهبری آمریکا با ایران هستید. این موضع‌گیری در کنار حمایت‌های مشابه برخی فعالان خارج‌نشین موجی از واکنش‌ها را به دنبال داشت.

همزمان کیتلین جانستون روزنامه‌نگار استرالیایی که سال‌هاست سیاست‌های مداخله‌جویانه غرب را نقد می‌کند در یادداشتی صریح تأکید کرد حمایت از حمله نظامی آمریکا به کشورهای خاورمیانه نه نشانه مسئولیت‌پذیری بلکه همصدایی با مخرب‌ترین راهبردهای قدرت‌های بزرگ است. او تصریح کرد ایرانیان خارج از کشور مصون از خطا نیستند و دفاع از مداخله نظامی را نمی‌توان پشت ادعای عشق به وطن پنهان کرد.

تجربه منطقه پیش چشم ماست

مدافعان گزینه جنگ نمی‌توانند بگویند از پیامدها بی‌خبرند. عراق پس از حمله سال ۲۰۰۳ با فروپاشی ساختارهای دولتی و گسترش خشونت مواجه شد. لیبی پس از مداخله ناتو به میدان جنگ داخلی طولانی تبدیل شد. افغانستان پس از دو دهه حضور نظامی آمریکا نه به ثبات پایدار رسید و نه به توسعه وعده داده شده.

برآوردهای پروژه Costs of War دانشگاه براون از صدها هزار کشته و میلیون‌ها آواره در نتیجه این جنگ‌ها حکایت دارد. این‌ها داده‌های مستند است. در چنین شرایطی دفاع از تکرار همان نسخه برای ایران چگونه توجیه می‌شود.

تحریم و جنگ دو روی یک سکه

بسیاری از همین چهره‌ها سال‌هاست از تشدید تحریم‌های اقتصادی نیز دفاع کرده‌اند. در حالی که گزارشگران ویژه سازمان ملل بارها نسبت به آثار انسانی تحریم‌های یکجانبه هشدار داده و به تأثیر آن بر دسترسی مردم به دارو و خدمات اساسی اشاره کرده‌اند.

وقتی فشار اقتصادی گسترده و گزینه جنگ در یک مسیر قرار می‌گیرد نتیجه آن چیزی جز افزایش رنج عمومی نیست. حمایت از چنین سیاستی حتی اگر با شعار تغییر سیاسی همراه شود در عمل بی‌توجهی به هزینه انسانی است که مردم عادی می‌پردازند.

تعیین سرنوشت از درون نه از آسمان بمب افکن‌ها

سرنوشت مردم ایران را کسانی باید تعیین کنند که در داخل ایران زندگی می‌کنند و هزینه تصمیم‌های بزرگ را با جان و معیشت خود می‌پردازند. دعوت از قدرت خارجی برای حمله نظامی یعنی سپردن آینده کشور به اتاق‌های فکر واشنگتن و تل‌آویو. این رویکرد با اصل حاکمیت ملی در تعارض آشکار است.

اگر اپوزیسیون خارج‌نشین مدعی نگرانی برای ایران است ساده‌ترین راه بازگشت و ایستادن در کنار مردم داخل کشور است. کسی که از هزاران کیلومتر دورتر گزینه جنگ را تبلیغ می‌کند اما قرار نیست زیر آوار احتمالی آن زندگی کند در موقعیتی برابر با شهروندان داخل کشور قرار ندارد. انتظار می‌رود هرکس نسخه جنگ می‌پیچد آمادگی پذیرش پیامدهای مستقیم آن را نیز داشته باشد.

رؤیای ساده لوحانه بمباران هدفمند

رؤیایی که مدافعان حمله می‌فروشند ساده است. آنها چنین القا می‌کنند که بمب‌ها و موشک‌های آمریکایی قرار است صرفا سیاستمداران یا مراکز خاصی را هدف بگیرد و مردم از آسیب مصون بمانند. این تصویرسازی با واقعیت جنگ همخوانی ندارد. در هیچ درگیری گسترده‌ای زیرساخت برق آب بیمارستان جاده و محله‌های مسکونی از پیامدها در امان نبوده است.

در توییت اخیر دونالد ترامپ نیز پس از لحن تهدیدآمیزش تصریح شد که اگر توافقی حاصل نشود روز بسیار بدی برای ایران و مردمش رقم خواهد خورد. تأکید صریح بر مردم نشان می‌دهد حتی در ادبیات رسمی تهدید نیز جامعه به عنوان طرف آسیب‌پذیر دیده می‌شود. آیا از این روشن‌تر می‌توان گفت که جنگ فقط متوجه یک طبقه یا گروه خاص نیست.

جنگ طلبان یا نمی‌خواهند این واقعیت را ببینند یا ترجیح می‌دهند نبینند. تاریخ نشان داده است که در جنگ همه در معرض آسیب قرار می‌گیرند. از کودک و سالمند تا کارگر و کارمند. تصور یک ایران آباد پس از بمباران گسترده بیشتر به خیال شبیه است تا تحلیل سیاسی.

ایران ویران محقق نخواهد شد

آیا تصویر مطلوب آنان ایرانی آباد و باثبات است یا ایرانی زیر بمب‌های سنگرشکن که زیرساخت‌هایش فروپاشیده و مردمش آواره شده‌اند. تجربه منطقه نشان داده جنگ پروژه‌ای قابل کنترل نیست. زیرساخت برق آب بیمارستان و مدرسه هدف نخست هر درگیری گسترده خواهد بود. بازسازی چنین ویرانی‌هایی سال‌ها زمان می‌برد و نسل‌ها را درگیر می‌کند.

حتی تحلیلگران غربی ضدجنگ نیز هشدار داده‌اند که حمله نظامی به ایران می‌تواند پیامدهای منطقه‌ای و جهانی گسترده داشته باشد. وقتی این هشدارها از بیرون نیز شنیده می‌شود دیگر نمی‌توان انتقاد از رویکرد جنگ‌طلبانه را صرفا موضعی داخلی دانست.

وطن فروش کیست؟

در ادبیات سیاسی واژه وطن فروش برای کسانی به کار می‌رود که منافع و امنیت کشور خود را در برابر قدرت خارجی نادیده می‌گیرند. هنگامی که فردی آگاهانه از حمله نظامی یک دولت خارجی به سرزمین مادری‌اش حمایت می‌کند این تعبیر برای بسیاری از ناظران نه یک شعار احساسی بلکه توصیف یک موضع سیاسی است.

ایران ویران زیر بمب‌ها رؤیایی نیست که بتوان آن را به نام آزادی فروخت. این سناریو پیش از این در منطقه آزموده شده و نتیجه آن روشن است. آینده ایران با تصمیم و اراده مردم داخل کشور رقم می‌خورد نه با آتش جنگی که دیگران طراحی می‌کنند. رؤیای فروپاشی از مسیر بمباران نه تنها ضامن آزادی نیست بلکه خطری برای موجودیت یک ملت است .

ایران ویران زیر بمب‌ها نه تضمین آزادی است و نه نسخه توسعه. تجربه منطقه هشدار می‌دهد که ویرانی آسان‌تر از بازسازی است. آینده ایران با اراده و انتخاب مردم داخل کشور ساخته می‌شود نه با آتشی که دیگران از بیرون می‌افروزند. رؤیای فروپاشی از مسیر بمباران نه واقع‌بینانه است و نه جمهوری اسلامی ایران و مردم غیور و وطن پرست آن اجازه تحقق چنین رؤیای ویرانه ایی را می‌دهند.