به گزارش مشرق، عبدالله ویسی، مربی ۵۴ ساله خوزستانی، پس از تکذیب شایعه سرمربیگری بعثت کرمانشاه در لیگ دسته اول، تأکید کرد: «با احترام به تمام تیمها، قصد حضور در لیگ یک را ندارم و فقط به پیشنهادات لیگ برتری پاسخ مثبت میدهم.» این موضعگیری در حالی بیان شد که ویسی بیش از یک فصل بدون تیم رسمی مانده و کارنامه اخیرش در لیگ برتر، هیچ نشانهای از بازگشت قریبالوقوع به نیمکتهای سطح بالا نشان نمیدهد. دقیقاً همین نقطه، ویسی را مانند بسیاری از مربیان باتجربه دیگر، در آستانه خروج از «دایره انتخابهای جدی» قرار داده است.
ویسی با هدایت صبای قم (کسب سهمیه آسیایی)، شاهین بوشهر (صعود به لیگ برتر) و بهویژه قهرمانی استقلال خوزستان در فصل ۹۵-۹۴ با تیمی نهچندان پولدار، به یکی از معدود مربیان موفق ایران تبدیل شد. او نماد مربی جنگنده و انگیزشی خوزستانی است که با بازیکنان بومی و روحیه تیمی، نتایج غیرمنتظره میگیرد. این افتخارات، سالها ویسی را در فهرست گزینههای معتبر نگه داشت.
اما کارنامه پنج-شش سال اخیر، داستان متفاوتی دارد. آخرین تجربه لیگ برتری او، هدایت فولاد خوزستان در فصل ۱۴۰۲-۱۴۰۳ بود که با جدایی پایان یافت؛ پیش از آن، در شهریور ۱۴۰۰ تنها چهار هفته روی نیمکت فولاد دوام آورد و به دلیل نتایج ضعیف اخراج شد. در لیگ دسته اول هم، سرمربیگری پالایش نفت بندرعباس در فصل گذشته نه صعود قابل توجهی داشت و نه عملکرد درخشانی.
حالا در بهمن ۱۴۰۴، ویسی بدون تیم است و حتی پیشنهاد تیم بحرانزده بعثت کرمانشاه (تیمی در رده میانی لیگ یک) را رد کرده. تیمهای لیگ برتری برای پروژههای جدی (نجات از سقوط یا ساخت تیم) به مربیانی روی میآورند که کارنامه دو-سه فصل اخیرشان موفق و شفاف باشد – مربیانی با ثبات و نتیجهگیری مداوم.
نقد منصفانه این است: بازگشت به لیگ برتر دیگر با کارنامه فعلی ویسی همخوانی ندارد. قهرمانی ۹۴-۹۵ ارزشمند است، اما فوتبال ایران «حال» را بیشتر از «گذشته» میبیند. ویسی مانند بسیاری از همنسلانش، به تدریج از دایره انتخابهای جدی لیگ برتر خارج شده و حتی برای پروژههای معتبر لیگ یک کمتر دعوت میشود. رد پیشنهادهای لیگ یک در شرایط بیتیمی بیش از یکساله، بازگشت به سطح بالا را سختتر میکند.
اظهارنظر اخیر ویسی، هرچند از غرور و اعتمادبهنفس ناشی میشود، بیشتر شبیه آخرین دفاع یک مربی باتجربه در برابر واقعیت بازار مربیگری است. فوتبال ایران پر است از مربیانی که روزگاری ستاره بودند، اما با رد پیشنهادهای پایینتر، به حاشیه رفتند و دیگر کسی برای پروژههای جدی سراغشان نرفت.
ویسی هنوز دانش فنی، انگیزه و شخصیت قوی دارد و میتواند در نقش مشاور، آکادمی یا مربی سطح پایینتر دوباره بدرخشد و شاید راه بازگشت را هموار کند اما انکار واقعیت – اینکه دیگر گزینه اول هیچ تیمی در لیگ برتر نیست و حتی در لیگ یک هم کمتر جدی گرفته میشود – تنها فاصله را بیشتر میکند.
عبدالله ویسی شایسته احترام است، اما زمان آن رسیده که بپذیرد: دایره انتخابها تنگتر شده و بازگشت به لیگ برتر، بدون پذیرش کارنامه اخیر و شاید شروع دوباره از پایینتر، بیشتر آرزو است تا برنامه. فوتبال، بیرحمانه اما عادلانه، همیشه «حال» را قضاوت میکند.