به گزارش مشرق، محمدمهدی میرزائی؛ پژوهشگر طی یادداشتی نوشت: رهبر معظم انقلاب اسلامی؛ حضرت آیت خامنهای در بیانات امروز در جمع مردم استان آذربایجان شرقی فرمودند: «خطرناکتر از ناو آمریکایی، سلاحی است که میتواند آن را به قعر دریا بفرستد». این بیان تهدیدی عمیق، در واقع انتقال دایره تمرکز از «نماد قدرت مطلق» به «نماد آسیبپذیری قدرت» تحلیل میشود.
ناو هواپیمابر در ادبیات نظامی آمریکا نماد تسلط فرامنطقهای است؛ اما در دکترین بازدارندگی ایران، هر ابزار بزرگ و پرهزینهای که در محدود تسلط عملیاتی ایران بکار گرفته شود، میتواند به نقطه تمرکز تهدید تبدیل شده و نتیجه معکوس داشته باشد.
پیام این بیانات آن است که برتری فناورانه، مصونیت مطلق ایجاد نمیکند و هر اقدام نظامی مستقیم، هزینهای پیشبینیناپذیر و سنگین خواهد داشت.
مشروعیت پاسخ متقارن؛ چارچوب فقهی ـ سیاسی اقدام
نصب آیه «فمن اعتدی علیکم فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدی علیکم» پشت سر رهبری در هنگام سخنرانی، صرفاً یک ارجاع دینی نیست؛ بلکه تعریف قاعده رفتار است.
این قاعده، آغازگری را نفی و «تقارن در پاسخ» را تثبیت میکند. در ورای این منطق، میتوان استنباط کرد که اقدام ایران تهاجم پیشدستانه نخواهد بود اما واکنشی متناسب با نوع اقدام دشمن و در همان سطح در پی خواهد داشت؛ مطلبی که رهبری معظم انقلاب پیش از این نیز درباره آن صراحتا هشدار دادهاند.
چنین چارچوبی هم در داخل، تولید مشروعیت میکند و هم در خارج پیام میدهد که هرگونه تعرض، پاسخ هموزن و مستقیم در پی خواهد داشت.
جنگ ارادهها؛ هدف گرفتن هیمنه روانی
پاسخ رهبری به ادعای آمریکا «قویترین ارتش دنیا» بیش از آنکه ناظر به مقایسه تجهیزات باشد، معطوف به میدان ادراک است.در جنگهای مدرن، فروپاشی تصویر شکستناپذیری گاه اثرگذارتر از درگیری میدانی است.
وقتی گفته میشود ممکن است این ارتش «چنان سیلی بخورد که نتواند از جایش بلند شود»، هدف، ایجاد تردید در محاسبه ذهنی تصمیمسازان و افکار عمومی طرف مقابل است. بازدارندگی ایران زمانی مؤثر است که دشمن، احتمال شکست را جدی بگیرد.
تداوم تاریخی مقاومت؛ عنصر زمان بهعنوان سلاح
اشاره به ۴۷ سال تقابل بینتیجه در ادبیات ترامپ، عنصر «زمان» را به ابزار قدرت تبدیل میکند. این پیام منتقل میشود که فشار مستمر، تحریم و تهدید نتوانسته به فروپاشی منجر شود؛ بنابراین استمرار همان الگو نیز نتیجه متفاوتی نخواهد داشت.
در چنین روایتی، تابآوری ساختاری، خود یک سلاح است؛ زیرا نشان میدهد پروژه فرسایش، به فرسایش معکوس تبدیل شده است.
قدرت موشکی؛ ستون فقرات بازدارندگی سخت
توان موشکی در دکترین دفاعی ایران نقش محوری دارد. فلسفه آن نه آغاز جنگ، بلکه جلوگیری از آن از طریق افزایش بهای شروع درگیری توسط دشمن است.
قابلیت هدفگیری دقیق و بردهای متنوع، این پیام را منتقل میکند که هر پایگاه یا تمرکز نظامی یا امکانات و فناوریها و حتی داشتههای اقتصادی دشمن و زیرساختهای انرژی در منطقه میتواند در تیررس باشد.
در منطق بازدارندگی، کافی است طرف مقابل به امکان خسارت باور جدی پیدا کند تا در محاسبه خود تجدیدنظر کند.
توان دریایی نامتقارن؛ تبدیل جغرافیا به مزیت
در آبهای محدود خلیج فارس و دریای عمان، سامانههای سنگین و پرهزینه الزاماً دست بالا را ندارند. ترکیب ابزارهای سبک، متحرک و چندلایه با تسلیحات ساحلی و دریایی، میتواند معادله را تغییر دهد.
رویکرد نیروهای عملکننده جمهوری اسلامی در پهنه آبهای جنوبی بر اشباع دفاعی، سرعت عمل و پراکندگی تکیه دارد. در چنین الگویی، جغرافیا خود به بخشی از سامانه دفاعی تبدیل میشود و برتری کلاسیک را به چالش میکشد.
شبکه منطقهای؛ گسترش میدان محاسبه
یکی از مؤلفههای بازدارندگی، چندلایه کردن صحنه درگیری است. وقتی میدان پاسخ از یک نقطه جغرافیایی فراتر میرود، هزینه هر اقدام افزایش مییابد. این شبکهسازی منطقهای باعث شده مفهوم «درگیری محدود» بیثبات شود و تصمیمگیران با سناریوهای متنوع و پیشبینیناپذیر روبهرو شوند.
قدرت سایبری؛ بازدارندگی در میدان نامرئی
میدان تقابل امروز صرفاً فیزیکی نیست. توان سایبری میتواند زیرساختهای حیاتی، سامانههای اقتصادی و حتی اعتماد عمومی را هدف قرار دهد. ویژگی این حوزه، ابهام و دشواری انتساب قطعی است؛ عاملی که خود به تقویت بازدارندگی کمک میکند و امروز همگان میدانند که جمهوری اسلامی در این حوزه آنچنان پیشرفت داشته است که دشمن از مقابله با آن عاجز است.
در چنین فضایی، پاسخ میتواند سریع، کمهزینه و در عین حال مؤثر باشد.تابآوری داخلی؛ نیمه پنهان قدرتهیچ بازدارندگیِ پایداری بدون پشتوانه داخلی و مردمی شکل نمیگیرد. توان تحمل فشار اقتصادی، سازوکارهای دور زدن تحریم و انسجام امنیتی، بخشی از معماری قدرت جمهوری اسلامی محسوب میشود.
هرچه جامعه در برابر فشار بیرونی مقاومتر و منسجمتر باشد، ابزار تهدید کارایی کمتری پیدا میکند.
معنای «سلاح خطرناکتر»؛ همافزایی ابزارها و اراده
«سلاح خطرناکتر» الزاماً یک سلاح و فناوری خاص نیست؛ هرچند ممکن است باشد، اما شاید تفسیر دقیق این کلام، ترکیب چند حوزه قدرت در اختیار ایران است؛ قدرت نظامی، سایبری، منطقهای، اقتصادی و روانی. بازدارندگی زمانی شکل میگیرد که این حوزهها بهصورت همزمان فعال شوند.
در این چارچوب، قدرت صرفاً جمع ابزارها نیست؛ بلکه حاصل ضرب آنها در اراده سیاسی برای استفاده متناسب است. پیام نهایی چنین بیاناتی آن است که هر اقدام خصمانه، با پاسخی مواجه میشود که هزینه آن میتواند فراتر از تصور اولیه دشمن باشد.