سرویس فرهنگ و هنر مشرق - فیلم «کوچ» به کارگردانی محمد اسفندیاری و تهیهکنندگی مهدی مطهر، یکی از پروژههای شاخص و جسورانه چهل و سومین دوره جشنواره فیلم فجر بود. این اثر، نه یک بیوگرافی خطی و مرسوم، که یک درام اجتماعی-روانشناختی عمیقاً تأثیرگذار است که ریشههای شخصیت سردار قاسم سلیمانی را در بستر جغرافیا و فرهنگ زادگاهش واکاوی میکند.
۱. از ایده تا اجرا: یک مسیر برنامهریزیشده
ایده اصلی فیلم، بر پایه کتاب «باران گرفته است» (گردآوری خاطرات نزدیکان سردار سپهبد حاج قاسم سلیمانی) شکل گرفت. این نقطه آغاز، تضمینکننده اصالت و اتکای اثر به منابع دست اول بود. تیم سازنده، عجولانه به سراغ ساخت فیلم بلند نرفت، بلکه ابتدا با ساخت فیلم کوتاه «۱۳ سالگی» (۱۳۹۹) که برههای خاص از کودکی سردار را روایت میکرد، هم فضای داستانی را آزمود و هم آمادگی فنی و هنری خود را برای پروژه بزرگتر افزایش داد. این رویکرد گامبهگام، نشان از دوراندیشی و دقت تیم تولید دارد.
۲. فلسفه روایت: تمرکز بر ریشه به جای میوه
نکته متمایزکننده «کوچ»، نگرش هوشمندانه آن به مفهوم «قهرمان» است. فیلمسازان بهجای نمایش صحنههای نظامی یا سیاسی شناختهشده، دوربین را به دهه ۱۳۴۰ و روستای «قناتملک» کرمان میبرند. پرسش محوری فیلم این است: «چه عواملی در بستر خانواده، جامعه و فرهنگ محلی، نوجوانی مانند قاسم را برای مواجهه با چالشهای سهمگین آینده آماده کرد؟» این نگاه، فیلم را از یک اثر تبلیغاتی صرف به یک مطالعه انسانی ارزشمند تبدیل میکند. سفر مرادعلی (شخصیت اصلی) به شهر، استعارهای زیبا از «کوچ» به سوی مسئولیتپذیری، گذر از سختی و درک پیوند عمیق خانوادگی است.
۳. چالشهای فنی و وفاداری تاریخی
تهیه فیلم در بازه زمانی فشردهای انجام شد، اما این به معنای کاستن از دقت نبود. بازسازی دقیق دوران دهه ۴۰ در روستای قناتملک یکی از بزرگترین دستاوردهای فنی فیلم است. از آنجایی که لوکیشن اصلی دچار تغییرات شده بود، تیم طراحی صحنه و لباس، با مطالعه عمیق، تمامی محیطها را در منطقه ساوجبلاغ از نو ساختند. از معماری خانهها و اشیای داخلی تا پوشش افراد و مناظر طبیعی، همه با وسواسی قابل تحسین بازآفرینی شدند تا مخاطب کاملاً در فضای زمان و مکان داستان غرق شود.
۴. انتخاب بازیگران: هارمونی بین واقعیت و بازی
کارگردان به جای تکیه بر ستارههای شناختهشده، استراتژی کستینگ مبتنی بر اصالت و شباهت را در پیش گرفت. برای نقش مرادعلی نوجوان (قاسم سلیمانی)، پس از جستجویی گسترده در مدارس کرمان، امیررضا سلیمانی انتخاب شد که توانست صمیمیت و صلابت لازم را به نقش بیاورد. حضور بازیگرانی با اصالت کرمانی مانند آینهنگین بازیار (در نقش مادر) بر اعتبار لهجهای و رفتاری فیلم افزوده است. هدایت نابازیگران کودک نیز با همراهی خانوادههایشان، چالشی بود که به خوبی مدیریت شد و نتایجی صادقانه و تأثیرگذار به بار آورد.
۵. زیباییشناسی تصویری و صوتی
فیلمبرداری «کوچ» با دوربینی صمیمی و اغلب در نور طبیعی، فضایی رئال و خالی از زرق و برق مصنوعی ایجاد کرده است. نماهای گسترده از طبیعت سخت ولی زیبای کرمان، همزمان با بیانگر سختی مسیر و منبع الهام شخصیت اصلی است. موسیقی متن فیلم نیز، با استفاده از ملودیهای محلی و سازهای بومی، لایه عاطفی عمیقی به روایت میافزاید و مخاطب را به درون جغرافیای فرهنگی داستان میکشاند.
۶. جایگاه در جشنواره فجر و بازتابها
به عنوان تنها فیلم اقتباسی و همچنین از معدود آثار با موضوعی ملی در دورۀ چهل و سوم جشنواره فجر، «کوچ» مورد توجه ویژه قرار گرفت. این فیلم نشان داد که میتوان درباره چهرههای تاریخی بدون افتادن در دام شعارزدگی یا اسطورهسازی افراطی، آثار هنری عمیق و انسانی خلق کرد. اکران عمومی فیلم پس از جشنواره نیز با استقبال قابل توجه بخشی از مخاطبان مواجه شد که مشتاق دیدن روایتی متفاوت و زمینی از زندگی سردار سلیمانی بودند.
۷. «کوچ» به مثابه یک الگوی روایتگری موفق
فیلم «کوچ» موفق میشود از طریق تمرکز بر امور جزئی، روزمره و به ظاهر پیشپاافتاده زندگی یک نوجوان روستایی، ارزشهای جهانی مانند شرافت، مسئولیتپذیری، عشق به خانواده و صلابت در برابر سختیها را به تصویر بکشد. این اثر، سندی هنرمندانه است که ثابت میکند بزرگترین قهرمانیها، ریشه در سادهترین و اصیلترین تجربههای انسانی دارند. «کوچ» نه تنها یک فیلم درباره سردار سلیمانی، بلکه فیلمی درباره فرهنگ ایثار، استقامت و پیوندهای ناگسستنی خانوادگی در قلب ایران است
«کوچ» تنها یک فیلم سینمایی نیست؛ بلکه گنجینهای تصویری است که پرده از ریشههای اصیل و انسانی یکی از نمادینترین چهرههای معاصر ایران برمیدارد. این اثر هنری، با شجاعتی تحسینبرانگیز، از بازسازی لحظات آشکارِ حماسی عبور کرده و به سرچشمههای پنهانِ شخصیت سردار قاسم سلیمانی میپردازد: روزگار کودکی و بستر خانوادگیای که سنگبنای استواری آینده او شد.
این فیلم دانسته و هوشمندانه، دوربین را از اوجگاههای تاریخی دور کرده و به سرچشمههای زندگی یک قهرمان میبرد. آنچه «کوچ» را متمایز میسازد، نه بازنمایی پیروزیهای آشکار، که کشف و نمایش ریشههای پنهان آنهاست. فیلم با تمرکز بر سالهای پرورش و شکلگیری، با ظرافتی تحسینبرانگیز نشان میدهد که چگونه ارزشهای نهادینهشده در زندگی روزمره، رویاهای ساده و مسئولیتپذیری در برابر خانواده و جامعه، سنگ بنای شخصیتی میشود که سرنوشتساز خواهد بود. این رویکرد، قهرمان را از جایگاه دستنیافتنی اسطوره به زمینۀ قابل درک و الهامبخش انسانی نزدیک میکند و به بیننده میگوید که عظمت، غالباً از دل همین سادگیهای به ظاهر پیش پا افتاده زاده میشود.
این نگاه ژرفنگرانه و توجه ویژه به مراحل تکوین شخصیت، «کوچ» را به یک تجربه سینمایی فراموشنشدنی و پرمغز تبدیل میکند. فیلم صرفاً به ثبت اتفاقات نمیپردازد، بلکه مانند یک نقشهراه احساسی و اخلاقی، نشان میدهد که چگونه یک فرد در بستر خانواده، فرهنگ و چالشهای زمانه خود ساخته میشود. این رویکرد، تماشاگر را از مرحله مشاهدهگر یک سرنوشت، به مرحله همدلی و همراهی با روندی تحولآفرین میبرد. در حقیقت، «کوچ» بیش از آنکه به دنبال پاسخ باشد، پرسشهای درخشانی را مطرح میکند: صلابت اخلاقی از کجا میآید؟ مسئولیتپذیری چگونه در جان یک نوجوان ریشه میدواند؟ این اثر، با جلوۀ هنرمندانه خود، نشان میدهد که قصه واقعی قهرمانی، اغلب در دل همین سفر درونی و رشد تدریجی نهفته است.
این رویکرد حسابشده و آگاهانه در خلق اثر، گویای یک واقعیت عمیقتر است: «کوچ» صرفاً محصول یک ایده گذرا نیست، بلکه حاصل نگرشی است که احترام به سوژه و مسئولیت در برابر مخاطب را در اولویت قرار میدهد. این مسیر گامبهگام—از پژوهش دقیق تا خلق نمونه کوتاه و نهایتاً گسترش آن به اثری بلند—نمادی از پختگی هنری و صداقت حرفهای است که در فضای سینمای ایران ارزشی والا دارد.
چنین روشی نه تنها از شتابزدگی و سطحینگری پرهیز میکند، بلکه یک الگوی عملی و ارزشمند برای خلق آثاری ماندگار در ژانر بیوگرافی ارائه میدهد. این اثر نشان میدهد که پرداختن به زندگی افراد بزرگ، نیازمند عبور از کلیشههای رایج و غرق شدن در ژرفای تجربه انسانی آنهاست.
«کوچ» با این نگاه، مرزی نو ترسیم میکند و مسیری را نشان میدهد که در آن احترام به حقیقت، دقت در روایت و زیباییشناسی هنری، میتوانند دست در دست هم، اثری خلق کنند که هم ماندگار است و هم الهامبخش. این فیلم بهواقع میتواند سنگ بنایی برای فصل تازهای در سینمای زندگینامهای ایران باشد.