به گزارش مشرق، سیدمهدی طالبی، فعال رسانه نوشت:
خبرها حکایت از فرار هزاران تروریست تکفیری و داعشی از زندانهای شرق سوریه دارند. گفته میشود دستکم ۱۵۰۰ تروریست از زندان الشدادی در استان حسکه گریختهاند. این منطقه تحت کنترل یک گروه تجزیهطلب کرد موسوم به «قسد» است. آنها دولت جولانی را متهم به توطئه برای آزادسازی این عناصر کردهاند. در این باره موارد ذیل حائز اهمیت هستند.
۱ - فرار این افراد نه دست کردهای سوریه است و نه در دستان جولانی بلکه صرفاً به اراده آمریکا بستگی داشت؛ پس فرار آنها را باید در طراحیهای واشنگتن یافت.
۲ - آمریکا و رژیم صهیونیستی هر دو قصد دارند سرپلی در سوریه بسازند. در این میان تداخلهایی وجود دارد. رژیم صهیونیستی و سنتکام به ساخت سرپلهای فروملی تمایل دارند؛ مانند تقویت مناطق کردنشین و دروزینشین. در مقابل سطح سیاسی و امنیتی که در شخص تام باراک متجلی میشود، تمایل دارد حکومت دمشق تقویت شده و نیروهای تکفیری وظیفه بیثباتسازی لبنان و عراق را هم برعهده گیرند. کردهای سوریه و دروزیها میتوانند وظیفه افزایش عملیاتهای تروریستی در منطقه را انجام دهند؛ ولی فاقد ظرفیت لشکرکشی و تصرف زمینند. تکفیریها قابلیت لشکرکشی دارند که یک قابلیت مضاعف است؛ آنها همچنین از نظر اجرای عملیاتهای تروریستی موردی یا موجی، از کردهای سوریه و دروزیها کارآمدترند. کردهای سوریه و دروزیها هر دو فاقد ظرفیت و تجربه لشکرکشیاند اما عرصه منطقه طی یک دهه اخیر صحنه لشکرکشی تکفیریها بوده که حملات جبهه النصره، داعش و واقعه سقوط نظامی سوریه ناشی از این توانمندی تکفیریها بود.
از نظر توانایی عملیاتهای تروریستی، کردهای سوریه سابقه اقداماتی بهویژه علیه ترکیه و ایران را دارند. این عملیاتها اغلب توسط گروههای تجزیهطلب کردی انجام شدهاند؛ اما طی سالهای اخیر عناصر تکفیری کردی نیز وارد گود شده و بهموازات آن، گروههای تجزیهطلب کردی زمینه فعالیت تروریستی تکفیریها را فراهم کردهاند. در سوی دیگر دروزیها علاوه بر فقدان ظرفیت لشکرکشی سابقه اقدامات تروریستی را نیز ندارند. ازاینرو در سناریوی آینده، تبدیل منطقه خودمختار دروزینشین به پایگاه تروریستهای تکفیری مطرح بود؛ در این طرح دروزیها صرفاً زمین استقرار تکفیریها را تأمین میکردند. در درگیری بین دو دیدگاه حمایت از کردهای سوریه و دروزیها و دیدگاه دوم که حمایت از جولانی بود، در ابتدا رژیم صهیونیستی و سنتکام برتری داشتند و تام باراک به حاشیه رفته بود و حکومت جولانی تحتفشار نظامی رژیم صهیونیستی و کردهای سوریه قرار داشت. به نظر میرسد برخی تحولات، باعث برترییافتن دیدگاه تام باراک نماینده دستگاههای سیاسی و امنیتی شده است. نخست آنکه مشخص شده اقدامات تروریستی موردی و موجی برای شکستن محور مقاومت و ایران کافی نیستند. در خصوص ایران این مسئله در وقایع دیماه ۱۴۰۴ بار دیگر به آزمایش گذاشته شدند و به علت ناکامی، آمریکا خود قصد ورود به عرصه و اقدامات نظامی را داشت. ازسویدیگر فشارهای رژیم صهیونیستی و سنتکام به ترکیه و جولانی باعث شده در دستگاههای طراح آنکارا و دمشق این دیدگاه به وجود آید که میتوان از محور مقاومت برای سدکردن راه تلآویو بهره برد. این موضوع نقشه باراک را که بر مبنای استفاده از تکفیریهای همراه جولانی برای به آشوب کشیدن لبنان بود را به محاق برده و حتی باعث همکاری موردی میان این دو شده است.
۳ - جمعآوری تروریستهای داعشی در یک اردوگاه بهوضوح ذخیرهسازی یک قابلیت و ایجاد گزینه توسط آمریکا بود. این گزینه باید در شرایط خاصی فعال میشد که آزادسازی تعداد قابلتوجهی از آنها حکایت از بروز این شرایط خاص دارد. در این میان باید عملگرایی و جدیت دولت ترامپ در استفاده از ابزارها و گزینهها را در نظر گرفت. آزادسازی این تکفیریها، بهسرعت و طی هفتهها و ماههای آینده به تقویت تحرکات تروریستی در لبنان، عراق و ایران منجر میشود. دو مقصد برای آنها وجود دارد؛ اول به سمت مرزها و یا داخل لبنان و دوم اقلیم کردستان عراق. پیشازاین اولویت تکفیریهای وابسته به جولانی مرز با لبنان بود؛ اما تکفیریهای داعشی احتمالاً راهی عراق خواهند شد؛ این نکته را از تشدید تدابیر دفاعی عراق در مرز با سوریه میتوان دریافت. تکفیریهای داعشی قصد دارند با استقرار در اقلیم کردستان عراق، از طریق تحتتأثیر قراردادن دیدگاههای تکفیری در میان اهلسنت غرب ایران، ظرفیت مضاعفی در این مناطق علاوه بر گروههای تجزیهطلب قومی ایجاد کنند. هدف ناآرام کردن غرب کشور، سر پلسازی از مهاجران غرب کشور که در مرکز ساکن شدهاند، آسیب به پایگاههای نظامی پدافندی و موشکی در خط مقدم نبرد با رژیم صهیونیستی و واردآوردن ضربات اقتصادی و حیثیتی به حکومت مرکزی است.
۴ - برای جلوگیری از تحرکات تکفیریها، افزایش استقرار نظامی دولت مرکزی عراق در مرز با سوریه ضروری است؛ اما آنها نهایتاً از مرزهای تحت کنترل دولت محلی اقلیم کردستان عراق، وارد این منطقه میشوند. ازاینرو استقرار کنونی دولت عراق میتواند امنیت مناطق مرکزی و غربی را تا حدودی تأمین کند؛ اما تکفیریها با استقرار در شمال علاوه بر مناطق مرکزی عراق، تلاش خواهند کرد به ایران نفوذ کنند. برایناساس دولت عراق باید فشارها بر اربیل را افزایش داده و خود کنترل بخشهای بیشتری از مناطق مرزی اقلیم با ایران را در دست گیرد.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.