به گزارش مشرق، حسین خاتمی خوانساری فعال رسانه نوشت:
زمان زیادی از سخنرانی شهید جمهور آیت الله رئیسی در سازمان ملل نگذشته است. شهید جمهور به قرآن سوزی در یکی از کشورهای غربی واکنش نشان داد و در 29 شهریور سال 1402 قرآن کریم را در سازمان ملل روی دست گرفت و گفت: «قرآن کلام خداوند و کتابی است که انسان را به عقلانیت، معنویت، عدالت و اخلاق و حقباوری دعوت میکند؛ سه رکن اساسی در قرآن کریم توحید، عدالت، کرامت انسانی است که تأمینکننده سعادت بشر است. مگر قرآن چه فرموده است که کینههای مستکبرین و ارباب قدرت و ثروت را برانگیخته است؟»
وی افزود: قرآن میفرماید: «ای بشر! ستم و تفرقه را نپذیر با این رهنمود میتوان جهانی از کرامت و عظمت ساخت. قرآن از وحدت بشر میگوید و اینکه همه ساکنان زمین همچون خواهر و برادر و از یک پدر و مادر هستند. قرآن انسان را نماینده خداوند و زن و مرد را با وجود تفاوتهای طبیعی، مکمل یکدیگر و مساوی در محضر خداوند میداند.»
آنروز فکرش را نمیکردیم که مدتی بعد باید در مورد قرآن سوزی در داخل کشورمان سخن بگوییم. فکرش را نمیکردیم باید در خیابانهای کشور عزیز اسلامیمان قرآن را روی دست بگیریم و جمله شهید رئیسی را تکرار کنیم که: «این مفاهیم وحدتبخش و تعالیم متعالی و الهامبخش، انسانساز، جامعهساز، تمدنساز برای جوامع بشری هرگز نمیسوزد، ابدی است تا زمین، زمین است و تا زمان، زمان، باقی است، آتش توهین و تحریف، حریف حقیقت نخواهد شد.»؛ حقیقتا همین است اما اینکه از شرمندگی جان ندادیم رنجمان را بیشتر میکند.
برخی از مردم عزیز که در روز دوشنبه به خیابانها آمده بودند و قرآن در دست داشتند با اشک از این غم بزرگ صحبت میکردند و پس از اظهار تاسف از این اتفاق بزرگ، خود را فدایی قرآن و آموزههای قرآن و مفاهیم انسانساز آن میخواندند. الغرض هم در مورد اینکه چرا به اینجا رسیدیم؟ میتوانیم سخن بگوییم و هم در مورد اینکه چرا نتوانستیم از قرآن دفاع کنیم؟ بحثهایی داشته باشیم اما آنچه که بیش از هر چیزی نمایان شد، حقیقت قرآن است که هنوز زنده است و هنوز میتواند دشمن را به هراس بیاندازد.
دشمنان دین و انسانیت از آموزههای قرآن، مفاهیم ارزشمندش، نورانیتی که دارد و روشنایی که ایجاد میکند، میترسد. این قرآن است که در مقابل مستکبران ایستاده است و شیاطین را از نفوذ به دل مؤمنان باز میدارد. تعالیم قرآنی میتواند به مؤمنان قدرت بدهد و آنان را برای مقابله با شیطان و ایادیش قدرتمند کند و پوزه آنان را به خاک بمالد. اینکه مؤمنان توانستهاند با رفتارشان این اصل را اثبات کنند هم مایه مسرت است. اینجاست که معنای پیروزی حقیقی آشکار میشود. اینجاست که باید بگوییم ما در مسیر قرآن و اهلبیت(ع) توانستهایم لااقل حداقلترین نمره قبولی را بیاوریم که دشمن اینقدر از شاگردان مکتبش هراس دارند.
هر دشمنی سلاحی دارد که باید با سلاح مناسب به جنگ با او رفت و او را شکست داد. از همان روزهای اول اسلام، دشمنان دین در حمله به دین و اخلاق با سلاح شبهه و شک و تحریف به میدان آمدند، در هر زمان روش مبارزه با دشمنان فهم و عمل به دستورات قرآن است. این اتفاقات نشان داد که ما سلاح مناسب که فهم و عمل به قرآن است را در دست داشته و داریم که دشمن اینطور به جنگ با قرآن آمده است.
ما جانمان را فدای قرآن و آموزههای قرآنی میکنیم و به داشتن این کتاب آسمانی افتخار میکنیم. اکنون با توجه به این جریانات و فهم دلیل دشمنیِ دشمنان با قرآن، باید برای ادامه این راه تلاش کنیم. قرآن همیشه باعث سرافرازی ما بوده و هست و ما نیز وظیفه داریم توجهمان به قرآن را چندین برابر کنیم. این قرآن است که میتواند حقیقت را آشکار کند و بر باطل غلبه کند. این قرآن است که میتواند دلهای ما را محکم کند و از سختترین گردنهها ما را عبور دهد. مباد آن روزی که دستمان از قرآن کوتاه شود و به تعلیمات آن بیتوجه شویم.
مردم شریف کشورمان همیشه با قرآن انس داشتند و آیات و نشانههای آن را در زندگی خود دنبال کردند. در کنار صدها هزار حافظ قرآن، بهطور مستقیم و غیر مستقیم، آشکارا و پنهان به آموزههای آن توجه داشتند و سعی میکردند، با نگاه به دستورات قرآن برای زندگیشان تصمیم بگیرند.
دشمنان هیچوقت نتوانستند نور قرآن را خاموش کنند. همانطور که خداوند در قرآن فرموده است: «یُرِیدُونَ لِیُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ»؛ میخواهند نور خدا را با دهانهایشان خاموش کنند در حالیکه خدا کامل کننده نور خود است، گرچه کافران خوش نداشته باشند.(صف/8) خُرد باد دهانی که سعی دارد نور قرآن را کم یا خاموش کند. بله، تلاش در اینمورد بیهوده است اما هر کسی بخواهد کمترین جسارتی به قرآن کند، خداوند خودش او را از میان برمیدارد.
کسانی که به قرآن جسارت کردند و عالمانه یا غیرعالمانه در مقابل قرآن ایستادند هم اگر کمی و ذرهای در زیبایی قرآن تأمل میکردند و حتی از سر کنجکاوری به معانی و مفاهیم چند آیه توجه داشتند، مطمئنا مجذوب آن میشدند و نمیتوانستند قدر آن را نشناسند. همانطور که مشرکان در روزهای اول اسلام دستور میگرفتند که پنبه در گوش بگذارند تا قرآن خواندن رسول مهربانی(ص) را نشنوند اما وقتی از سر کنجکاوی پنبه را از گوششان خارج میکردند، دیگر نمیتوانستند آنرا نشنیده بگیرند. آنها چنان درگیر قرآن و جذب قرآن میشدند که راهی بهجز تسلیم و اسلام آوردن و بهرهمندی بیشتر از زیباییهای قرآن برای خود نمیدیدند.
ما باید برای اعتلای نام قرآن و اسلام و علوم آن تلاش کنیم. خودمان را بیشتر به قرآن نزدیک کنیم. نکند رفتار ما باعث شود دیگران فکر کنند مشکل از آموزههای قرآن است. نکند فراموش کنیم که هر کدام از ما مبلغی عینی هستیم برای قرآن؛ نکند سخنی بگوییم که مردم را در اثر تعلیمات قرآنی دچار شک و تردید کنیم. این مراقبت بر همه ما لازم است. نکند همان کسی که روزی قرآن را میسوزانده، بخواهد به این زیباییها برگردد و خود را در معرض نور آن قرار دهد اما با دیدن رفتار ما دچار حیرت شود و از قرآن دور شود.
واکنشهای علما و مردم به اتفاقات اخیر، خصوصا سوزاندن قرآن و کتب ادعیه، بسیار زیاد بود و جا داشت یک یک آن سخنان و رنجشها را بیاوریم، بررسی کنیم تا ببینیم چقدر از این بلای بزرگ متاسف شدند. مردم مؤمن ما جمعهای متعددی در مساجد و خیابانها تشکیل دادند و این اتفاق را محکوم کردند و خواستار برخورد با مسببین این جنایت شدند اما همان افراد در کنار محکوم کردن این رفتار، برای کسانیکه غافل هستند و نمیفهمند چه رفتار سوئی انجام دادند، دعا میکردند که خداوند خودش با فضل و مهربانیاش آنان را از خواب غفلت بیدار کند.
این نگاه زیبای مؤمنان هم به آموزههای همین قرآن برمیگردد که در عین خشم و غم، دوست دارند این افراد توبه کنند و به دامان قرآن و درخشندگی و مرحمت آن برگردند. ما هر چه از زیبایی رفتار مردم مؤمن و دلسوزمان بگوییم کم است و هر چه بابت این قلب مهربان آنان خوشحال باشیم، باز حق مطلب را ادا نکردیم. به امید درخشش نور قرآن در زندگی یک یک انسانها؛
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.