به گزارش مشرق، قاسم غفوری فعال رسانه نوشت:
دولتمردان آمریکا که چند روزی بود رسما به حمایت از اغتشاش و آشوب در ایران میپرداختند و حتی از گزینه نظامی برای حمایت از آشوبگران سخن میگفتند از دوشنبه ۲۲ دی ماه تغییر لحنی آشکار داشته و ادعاهای مذاکراتی البته با چاشنی آمادگی برای گزینههای دیگر را در پیش گرفتند. در همین راستا نیز رویترز به نقل از خبرنگاران کاخ سفید نوشت: دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا موافقت کرده است با نمایندگان ایران درباره مسئله هستهای گفتگو کند.براساس این گزارش ادعایی، دهم ژانویه بین مقامات ایران و رئیس جمهوری آمریکا تماسی برقرار شده و ترامپ برای برگزاری نشستی با مقامات ایرانی اعلام آمادگی کرده است.به گفته خبرنگاران کاخ سفید، رئیس جمهوری آمریکا در پاسخ به سوالاتی درباره تحولات جاری در ایران گفت که «ایران خواهان مذاکره است. ما ممکن است با آنها دیدار کنیم؛ در واقع یک نشست با آنها در حال برنامه ریزی است.»
وی با این حال به سبک همیشگی ابهامگونه خود مدعی شد که «ممکن است پیش از مذاکره اقدامی انجام شود.» در همین چارچوب ادعایی نیز روزنامه آمریکایی پولیتیکو به نقل از آنچه «منابع آگاه» خوانده، مدعی شد که دولت آمریکا در حال بررسی «نحوه پاسخ به ایران» است.آنگونه که پولیتیکو گزارش داده قرار است ترامپ در ۱۳ ژانویه ( سهشنبه) گزارش دستگاه های ذیربط درباره «واکنشهای احتمالی به ایران» را دریافت کند.پولیتیکو مدعی شده که «گزینههایی که به ترامپ ارائه میشود از حملات هدفمند در داخل ایران تا حملات تهاجمی سایبری را شامل خواهد شد». در همین حال این رسانهها مدعی شدهاند که علیرغم لحن تند ترامپ، برخی قانونگذاران هر دو حزب جمهوریخواه و دموکرات نسبت به پیامدهای حمله نظامی ابراز نگرانی کردند.
در همین راستا رند پال سناتور جمهوریخواه در مصاحبهای گفت: مطمئن نیستم بمباران ایران تأثیر مورد نظر را داشته باشد. همچنین مارک وارنر سناتور دموکرات نیز هشدار داد: مداخله نظامی میتواند باعث شود مردم ایران برخلاف جریان فعلی، پشت نظام متحد شوند. جوسازی مذاکراتی آمریکا زمانی تقویت میش,د که «کارولین لویت» سخنگوی کاخ سفید شامگاه دوشنبه گفت؛ دیپلماسی گزینه نخست «دونالد ترامپ» رئیس جمهور آمریکا در تعامل با ایران است. وی در ادامه گفت: «ترامپ هیچ هراسی از کاربرد زور علیه نظام ایران در صورت ضرورت ندارد». در ادامه پازل چینی ادعایی آمریکاییها، وبگاه «آکسیوس» به نقل از ۲ منبع آگاه نیز روایتی از رایزنی میان وزیر خارجه ایران و فرستاده کاخ سفید را مطرح کرد.
این ادعاها از سوی آمریکاییها در حالی مطرح شده است که از یک سو بقایی سخنگوی وزارت امور خارجه ادعای رسانههای آمریکایی را رد کرده و عراقچی وزیر خارجه ایران در گفت و گو با الجزیره نیز گفته است که بعید میدانم آمریکا آماده مذاکرهای منصفانه و عادلانه باشد، اما هر زمان که آمریکا برای چنین مذاکرهای آماده شود، ایران آنرا با جدیت بررسی خواهد کرد. او تاکید میکند که ما برای مذاکره هم آمادگی داریم ولی مذاکره منصفانه، شرافتمندانه و از موضع برابر و با احترام متقابل و براساس منافع متقابل. مذاکرهای که جدی و واقعی باشد و نه دستور دادن و دیکته کردن که اخلاق برخی کشورها است. این مواضع مذاکراتی که سالهاست از سوی ایران بر آن تاکید میشود در حالی که روند رفتاری آمریکاییها خارج از این چارچوب است خصوصا اینکه طی هفتههای اخیر آمریکا و رژیم صهیونی در بعد جدیدی از جنگ ۱۲ روزه به دنبال سناریوی آشوبسازی و تجزیه ایران را اجرا کردهاند. با توجه به این شرایط ادعاهای آمریکا مبنی بر رویکرد مذاکراتی از چند منظر قابل توجه است.
پنهانسازی شکست در برابر اراده ملت ایران
آمریکا در کنار رژیم صهیونی با همراهی برخی اروپاییها در حالی به دنبال سوء استفاده از مطالبات اقتصادی مردم ایران برای به آشوب کشیدن و گرفتار سازی ایران در جنگ داخلی و تجزیه در ادامه جنگ ۱۲ روزه بودند که بصیرت و بیداری ملت در جداسازی راهشان از اغتشاشگران و در نهایت تحقق حماسه ۲۲ دی این طراحی را با ناکامی همراه ساخت. با توجه به گستردگی جهانی این شکست، ادعای مذاکراتی آمریکا نه از روی حسن نیت بلکه اقدامی برای پنهانسازی شکست در برابر اراده ملت ایران است. خشم و سراسیمگی ترامپ از شکست در برابر اتحاد و بصیرت ملت ایران زمانی آشکار میشود که به رغم ادعاهای مذاکراتی، او در پستی مدعی می شود: «از همین لحظه، هر کشوری که با جمهوری اسلامی ایران تجارت کند، برای هر گونه تجارتی که با ایالات متحده آمریکا انجام دهد، تعرفه ۲۵ درصدی پرداخت خواهد کرد.
این دستور قطعی و نهایی است.» دروغ پردازی رسانهای برای اهمیت زدایی و حتی دلسرد سازی ایران از حضو در حماسه ۲۲ دی است، چنانکه رسانهها ادعا کردند که «اسماعیل بقائی» سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران ادعای رسانه آمریکایی آکسیوس مبنی بر گفتوگوی «سید عباس عراقچی» وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران با «استیو ویتکاف» نماینده ویژه رئیسجمهور امریکا درباره موضوعات داخلی ایران را تکذیب کرد.
سفیدسازی جنایات تروریستی و فرار از بار مسئولیت
آمریکا و متحدانش در طی چند روز چنانکه وزیر امور خارجه نیز در دیدار با سفرای خارجی مقیم تهران عنوان داشت، با واردسازی و حمایت از تروریستها به دنبال کشتهسازی و در نهایت سوریهسازی و لیبی سازی ایران بودهاند. جنایتکارانی با ماهیت داعشی که در هیچ جای دنیا آنها را بر نمیتابند و به عنوان اعتراض مدنی و مردمی به آن نگاه نمیشود. این جنایت بزرگ آمریکا علیه یک کشور عضو سازمان ملل که به نسل کشی و جنایت علیه بشریت شباهت دارد، شامل محکومیت و مجازات جهانی است بویژه آنکه حجم خشونتها چنان نبوده که حتی رسانههای غربی نیز نتوانستند آن را سفید سازی و افکار عمومی را علیه ایران سازند و سناریوی متهم سازی برای به حاشیه راندن توجه جهانی به رژیم صهیونی ناکام ماند. با توجه به پیامدهای حقوقی و سیاسی جنایات تروریستها در ایران برای آمریکا، میتوان گفت که سران کاخ سفید با ادعای رویکرد مذاکراتی و انحراف افکار عمومی به دنبال سفیدسازی جنایات تروریستها و فرار از بار مسئولیت جهانی خود هستند. آنها چنان القاء میکنند که این رفتارها برای آوردن تهران پای میز مذاکره بوده است تا به زعم خویش با این فریبکاری از پیگیری ابعاد این جنایات توسط ایران در مجامع جهانی جلوگیری کنند.
از ناجیسازی خیالی تا القای ناتوانی بومی
آمریکاییها در جنگ ادراکی همواره به دنبال ناجی سازی خیالی از خود با القای ناتوانی بومی کشورها هستند، چنانکه آنها پذیرش دست یابی هیچ کشوری به ظرفیتهای علمی و فنی روز از جمله هستهای، دفاعی، هوافضا و... به صورت بومی را نداشته و وابسته بودن اصل اول آنهاست چنانکه یکی از ابعاد دشمنی آمریکا با ایران توان ایران برای خروج از چرخه آپارتاید علمی آمریکاست. آمریکاییها در حالی ادعای رویکرد مذاکراتی را مطرح می سازند که از یک سو برآنند تا در فضایی تحقیر آمیز چنان وانمود کنند که برچیده شدن فضای اغتشاش در ایران نه برگرفته از وحدت ملی مردم و ظرفیتهای نیروهای امنیتی ایران بلکه به خاطر مذاکره با آمریکا بوده است و از سوی دیگر در بعد دیگر تحقیر سازی چنان وانمود میکنند که ایرانیان به بن بست رسیده و توان حل مشکلات از طریق راهکارهای بومی را نداشته و در نهایت دست به دامان آمریکا شدهاند. این ناجی سازی خیالی و القای ناتوانی بومی در حالی صورت میگیرد که کارنامه جهانی آمریکا نشان میدهد که این کشور جز ویرانی و نابودی برای کشورها هیچ کارکردی نداشته چنانکه حتی به متحدان اروپاییاش نیز رحم نکرده که تاکید بر اشغال گرینلند نمودی از آن است.
تکرار شرطی سازی با دوگانه مذاکره و جنگ
نکته مهم در رفتارهای غرب بویژه ادعاهای مذاکراتی آن، تقارن این رویکردها با طراحی تصمیم گیران و تصمیم سازان ایران برای بهره گیری از ظرفیتهای مردمی و بومی برای رفع مشکلات از جمله در حوزه اقتصادی است. در شرایطی که حضور ملت ایران در حماسه ۲۲ دی بیانگر ظرفیتهای عظیم داخلی برای حل مشکلات است که به نظر میرسد آمریکا و اروپا با ادعای مذاکراتی به دنبال شرطی سازی بازار و اقتصاد ایران هستند که نوعی خود تحریمی میباشد. رفتاری که حلقه تکمیلی آن را مواضع ترامپ در باب اعمال تعرفه علیه شرکای تجاری ایران و نیز ادعای کالاس مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا مبنی بر آمادگی اروپا برای افزایش تحریمها میتوان مشاهده کرد.
بازندهای به دنبال راه فرار
ترامپ در حالی با تجاوز نظامی به ونزوئلا و ربایش مادورو رئیس جمهور قانونی آن به دنبال قدرت نمایی و سلطه بر این کشور بود که محکومیت جهانی این تجاوزگری و نیز کوتاه نیامدن دولتمردان کاراکاس در دفاع از منافع ملی و نیز رویکرد کشورهای بزرگ آمریکای جنوبی همچون کوبا، کلمبیا و مکزیک به رویارویی با واشنگتن این طراحی را ناکام ساخت. صف بندی اروپا در گرینلند در برابر زیاده خواهی ترامپ در کنار در زمین و هوا ماندن طرح صلحش در اوکراین و وارد نشدن آتش بس غزه به مرحله دوم رسواییهای بزرگی را برای ترامپ رقم زده است. به نظر میرسد ترامپ که سناریوی اغتشاش در ایران بر سرپوش گذاشتن بر شکستهای دیگرش ناکام مانده، به دنبال برجسته سازی واژه مذاکره با جمهوری اسلامی است تا به زعم خویش از میزان رسواییهای جهانیاش بکاهد. مسئلهای که رویکرد قاطع ایران مبنی بر مذاکره نکردن در شرایط زور و تحمیل به زودی آن را نیز به یک شکست در کارنامه ترامپ مبدل خواهد ساخت.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.