به گزارش مشرق، محمد رستمپور فعال رسانه نوشت:
زمزمه جنگ را تصویر رسانهای میسازد. با تعداد دفعاتی که دوربین روی جمعیت تمرکز میکند و با کلماتی که «تجمع» (mobilization)، «اعتراض» (protest)، «آشوب» (riot) و «تظاهرات» (demonstration) را توصیف میکند. ۱۰ روز پس از ششم ژانویه ۲۰۲۱ - حمله طرفداران ترامپ به ساختمان کنگره آمریکا که به کشته شدن ۶ نفر نیز انجامید - سیانان در گزارشی تفصیلی، رسانههای آمریکایی را بر اساس نوع توصیفشان از واقعه دستهبندی کرد و بیهیچ شگفتیای، نتیجه گرفت چپها و دموکراتها در پی برجستهسازی خشونت مهاجمان بودهاند و جمهوریخواهان و راستیها این رویداد را صرفاً یک اعتراض یا تجمع نامیدهاند.
این تفکیک اما درباره آشوبهایی که در ایران به آتش زدن اموال عمومی و خودروهای امدادی و ساختمانهای دولتی و غیردولتی در چند شهر انجامید، وجود ندارد. مرور سریع شبکههای تلویزیونی و وبسایتهای خبری غرب نشان میدهد اصرار بر اینکه اعتراض، اعتراض مانده و به آشوب تبدیل نشده، همچنان موجود است. مانند عنصر دیگری که در التهابات ۱۴۰۱، ایران را کنار روسیه و چین مینشاند تا زمینه منزویسازی هر چه بیشتر ایران در مجامع عمومی و نهادهای بینالمللی را فراهم کند. ذهن مصرفکننده رسانه در غرب، چین و روسیه را در عین قدرتمندی از نظر اقتصادی یا نظامی، دارای یک حکومت دیکتاتوری یا پدرسالارانه میخواند و در تلاش است ایران را نیز به دلیل مقاومت در برابر دستگاه هاضمه غرب در همین مسیر و مقصد تفسیر کند اما آنچه بازنمایی آشوب در دی ۱۴۰۴ را با گزارش غرب از «تنش»های ۱۴۰۱ متفاوت میکند، نبود خردهروایتهایی است که به سبب قطع اینترنت، در رسانههای غرب جایی برای بروز نداشته است.
خردهروایتها، از آشوبگران، نماد مقاومت میسازد و بدون اشاره به جزئیات رخداد یا حادثهای که برای آنها رخ داده، در تلاش است غیریت مقابل آنها یعنی جمهوری اسلامی ایران را یکسره سیاه و ظالم نشان دهد. مانند همه مواجهه غرب با غیرغرب از نظر تمدنی از فردای فروپاشی شوروی در سال ۱۹۹۱ که باید استعمار تکقطبی و امپراتوری نرم آمریکا در جهان را توجیه کند. آمریکا در صورتی که یک کشور عادی باشد و دخالت نظامی و کودتای سیاسی در دیگر کشورها نداشته باشد، دیگر آمریکا نخواهد بود.
نظام مالی آمریکا در گرو آن است که ابرقدرت باشد و مجاری تغذیه این غول، به همه کشورها و عرصهها کشیده شود؛ از سینما و سایر هنرها گرفته تا اقتصاد و نظامیگری، از همان ونزوئلا تا همین امارات، از خلیج خوکها تا خلیج فارس. در نبود خردهروایتهایی که داستان میسازد و قربانی میآفریند تا ورود آمریکای منجی به ماجرا را دارای وجه و صاحب معنا کند، کار را تعدد واکنشها به اتفاقات داخل ایران انجام میدهد؛ از دبیرکل سازمان ملل تا وزیر خارجه اتریش، از رئیس پارلمان اروپا تا زندانی سابق در ایران به جرم جاسوسی.
وقتی واکنشها به آنچه رسانههای غرب «اعتراض» میخوانند و در عمل، وحشیگری و جنایت است، پرشمار شد، اظهارات مقامات آمریکایی وزن پیدا میکند و بتدریج از «واکنش» به «راهکار» میرسد اما برای آنکه سیاست به عمل بینجامد، باید اجتماع نیز حرکت کند. در نتیجه کار به بازنشر ویدئوهای قدیمی از ناآرامیها در ایران یا آشوبهای دیگر کشورها میرسد، مانند ویدئویی که رئیسجمهور آمریکا در ایکس منتشر کرد و ادعا کرد مشهد، دومین شهر بزرگ ایران سقوط کرده. سیانان در مقابل، نه ویدئو را تأیید کرد و نه ادعا را.
اما این توئیت تنها واکنش ترامپ به آشوبها در ایران نبوده. او ۲ توئیت داشته و یک مصاحبه سرپایی. ترامپ که در توئیت اول گفته بود در صورت برخورد حکومت ایران با «معترضان» به نفع معترضان اقدام میکنیم، در گفتوگوی تصویری در پاسخ به سؤال خبرنگاری که از اقدام ادعایی آمریکا در واکنش به اتفاقات در ایران پرسید، گفت «اوضاع را زیر نظر داریم. تنها چند نفر زیر دست و پا کشته شدند». دیروز پس از راهپیمایی میلیونی تهران و چندین شهر دیگر ایران، ۲ محور عمده مورد نظر قرار گرفت: اولاً خبرسازی درباره مذاکرات ایران و آمریکا با شایعهسازی درباره مذاکره سیدعباس عراقچی و استیو ویتکاف درباره اوضاع داخلی ایران که چند ساعت بعد از سوی وزارت امور خارجه تکذیب شد و ثانیاً بازی با اعداد تعداد کشتهشدگان بر اساس یک ویدئوی منتشرشده از بهشت زهرای تهران. هر چه باشد، رفتهرفته به دلیل پایان مسدودسازی اینترنت عادی شدن وضعیت امنیت عمومی در شهرهای مختلف بویژه در ساعات پایانی شبها، تعداد جانباختگان، شهدا و کشتهها آشکار خواهد شد.
تجربه تلخ آبان ۹۸ نشان میدهد نباید اجازه داد عدد اعلامی ابتدا از سوی یک رسانه غرب یا پایگاه اینترنتی خارجی اعلام و تثبیت شود. کوشش برای جمعآوری مستندات درباره تکتک افراد و آشکارسازی پرونده مخوف مرحله دوم جنگ ۱۲ روزه که دی ۱۴۰۴ بر اعتراض کسبه و بازاریان به جهش نرخ ارز سوار شد، باید در اولویت قرار گیرد. دشمن در پی آن است نهادها و سازمانهای مقابل آشوب را اولاً در افکار عمومی تضعیف کند و ثانیاً زمینه مشروعیت حمله به آنها را از داخل یا خارج از کشور فراهم آورد. این تضعیف و تهاجم با قربانیسازی از کشتههایی که به شکل سفاکانهای در پی ارعاب و قتل و غارت بودهاند، ممکن میشود. به موازات مستندسازی از رویداد و روایت صحیح و جامع آن - که فرصت موجسواری و روایتسازی را میگیرد - و رسیدگی قضایی همزمان با اصلاحات ارزی، نباید از تغییرات سیاسی گسترده و جدی و البته تدریجی ترسید.
پس از راهپیمایی ۲۲ دی ۱۴۰۴ که شلوغترین و آگاهانهترین راهپیمایی اعتراضی مطالبهگرانه مردم در ۴۷ سال حیات جمهوری اسلامی ایران به شمار میرود، تمام قوا و نیروهای سیاسی کشور باید علیه تبعیض که عنصر ناراضیساز جمعیت کشور است، بسیج شوند. همان چیزی که آیتالله خامنهای ۱۳ دی ۱۴۰۴ گفتند: «شیعه در طول این هزار و اندی سال فرصت نداشت عدالت امیرالمؤمنین را در جامعه پیاده کند، چون حکومت نداشت؛ امروز دیگر این بهانه وجود ندارد؛ امروز عذری وجود ندارد. امروز حکومت، حکومت اسلامی است، حکومت علوی است، حکومت وَلَوی است. امروز باید ما دنبال عدالت باشیم. عدالت واجبترین و اولیترین خصوصیت برای اداره یک جامعه است که باید دنبال آن باشید.
خب! عواملی جلوی تقوای ما را میگیرند؛ گاهی میترسیم، گاهی تردید میکنیم در مبانی خودمان، گاهی ملاحظه رفاقتها را میکنیم، گاهی ملاحظه دشمن را میکنیم؛ اینها باید برود کنار، اینها نباید باشد. باید بدون ملاحظه - ملاحظه بیمورد - به سمت برنامه عدالتآور و برنامهای که تقوا را توسعه دهد، حرکت کرد».
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.