به گزارش مشرق، ایلیا داوودی طی یادداشتی در روزنامه وطن امروز نوشت: این روزها سیاست در بعضی قابها آنقدر سبک شده که آدم شک میکند نکند اشتباهی وارد بخش سرگرمی شده است! ویدئویی منتشر میشود که در آن یکچهارم پهلوی قرار است نقش فراخواندهنده سیاسی را بازی کند اما از همان ثانیه اول معلوم است با چیزی طرفیم که بیشتر به محتوا برای پر کردن تایملاین میخورد تا دعوت جدی برای یک کنش اجتماعی!
این رهبر خودخوانده سیاسی که از ابتدا خود را با اینفلوئنسر محتوا اشتباه گرفته، حالا با ویدئوی جدید خود نشان داد حتی حداقلهای اینفلوئنسری را هم بلد نیست. جای ایستادن بیربط است، پسزمینه معلوم نیست کجاست؛ گویی در یک انباری ایستاده، بدن طوری قرار گرفته که بیشتر به گفتوگوی دم دستی میماند، انگار دوربین او را در مسیر رفتن به جایی مثلا سرویس بهداشتی گیر آورده و از او میخواهد فراخوان بدهد! دست در جیب هم حکم مهر تایید را دارد؛ همان ژستی که آدمها موقع گفتن یک جمله نصفه و نیمه میگیرند تا نشان دهند خیلی هم جدی نیستند. حالا همین ژست قرار است با یک ملت حرف بزند! کاش دوربین پایینتر میآمد و دمپاییهایش را هم نشان میداد تا سطح ادب و نزاکتش را تمام و کمال بشناسیم!
این موارد ظاهری نشانهای از میزان اهمیت دادن به مخاطب است. سیاستمدار واقعی قبل از آنکه حرف بزند، با همان چند ثانیه اول حتی بدون آنکه کلامی بگوید، از شیوه ایستادن و فیگور خود به مردم میگوید شما برای من مهمید. قاب را جدی میگیرد، چون مخاطب را جدی میگیرد. لحن را تنظیم میکند، چون وزن کلمات را میفهمد. حتی دشمنترین چهرهها هم وقتی به زعم خود میخواهند مستقیم با مردم ایران حرف بزنند، به زبان بدن و قاب و آراستگی و نظم کلام توجه میکنند. البته این از ادبشان نیست، از ترسی هست که در برابر یک ملت باشکوه و تاریخی دارند. حالا عجیب است کسی که مدعی ایرانی بودن است و خود را به زور عضوی از این مردم میداند، از همان حداقلهای دشمنان هم پایینتر میایستد. آنچه این ویدئو را خندهدار میکند، فقط دست در جیب یا فضای نامناسب یا لحن شلخته نیست، خندهدار این است که همه اینها با هم جمع میشود و بعد آقای دیکتاتورزاده انتظار دارد خروجیاش یک کنش جمعی دقیق باشد! سیاست، زمانی به برنامهریزی میرسد که پشتش تجربه و سازمان و فهم واقعیت باشد. برنامه یعنی شما قبل از دعوت کردن، به ۱۰۰۰ پرسش جواب داده باشی: مردم چرا باید همراهی کنند؟ قرار است بعدش چه شود؟ هزینهها چیست؟ مسؤولیت با کیست؟ اگر اتفاقی افتاد، چه کسی پاسخگوست؟
سی تحلیلش را میپذیرد؟ اما در این مدل ویدئویی، همه اینها حذف میشود و جای آن را یک جمله فرمانگونه میگیرد! خوانشی دلقکوار و مضحک از سیاست.
کسی که جامعه ایران را میشناسد، میداند مردم ایران نه فقط با این بازیها حرکت نمیکنند، بلکه با این دست ویدئوها تفریح میکنند و به آنها میخندند. مردم ایران حافظه دارند، تجربه دارند، شکستها را یادشان است، هیجانهای لحظهای را بارها دیدهاند، پروژههای چند روزه را بارها تشخیص دادهاند. کسی که فکر میکند با یک ویدئو میتواند مردم را در ساعت مشخص به خط کند و بعد هم خود برگردد و پادشاهشان باشد، یا مردم را نمیشناسد یا خودش را و اتفاقا هر دو را به سخره گرفته است.
لحن این فراخوان هم از همان جنس است که آدم را یاد دستور دادن از پشت شیشه میاندازد. چیزی شبیه اینکه کسی از جای امن و راحت، برای دیگران نسخه میپیچد. دعوت میکند اما خودش بیرون میدان میماند. مردم همیشه یک سوال ساده دارند: خودت کجای ماجرا ایستادهای؟ اگر این کار پرهزینه است، سهم تو چیست؟ اگر این کار خطر دارد، مسؤولیت تو کجاست؟ اگر قرار است اتفاقی بیفتد، تو چه میکنی جز انتشار ویدئو؟ حتی انتخاب ساعت هم شبیه برنامههای تلویزیونی است! ساعت ۸ شب، انگار شروع سریال است! همه باید دست از زندگی بردارند و طبق جدول پخش، کنش سیاسی انجام دهند! جامعه اما جدول پخش نیست. زندگی مردم با ساعتهای واقعی و نیازهای واقعی میچرخد. وقتی سیاست به این سطح میرسد، شبیه یک شوخی میشود که خودش هم جدی گرفته نمیشود.
در فرهنگ عمومی ایران، حتی یک بزرگتر محلی وقتی میخواهد با جمع حرف بزند، سعی میکند خودش را جمع و جور کند، سعی میکند درست بایستد، درست نگاه کند، درست حرف بزند، چون میداند مردم در همان ثانیههای اول تصمیم میگیرند حرفش ارزش شنیدن دارد یا نه. حالا تصور کنید کسی که ادعای نقش ملی دارد، این چنین مسخرهوار جلوی دوربین ظاهر شود.
آنچه از این جنس ویدئوها بیرون میآید، یک تصویر ساده است؛ تصویر سیاستی که به جای ریشه داشتن در جامعه، در ارتزاق از پول مامان ریشه دارد؛ سیاستی که به جای گفتوگو با مردم، به مردم دستور میدهد؛ سیاستی که به جای احترام، توقع دارد؛ سیاستی که به جای برنامه، زمان اعلام میکند. چنین چیزی هر قدر هم با واژههای پرطمطراق تزئین شود، در نهایت در مسخرگی شبیه همان چیزی میماند که هست. آقای یکچهارم! بیشتر از این وقت ما را نگیر! ملت ایران بزرگتر از این حرفهاست که نمایشهای مضحک تو را ببیند و بشنود.