کد خبر 158532
تاریخ انتشار: ۸ مهر ۱۳۹۱ - ۱۴:۳۱

در حالي كه خبر محرمانه‌يي حاكي از اعلام رسمي برچيده شدن «خانه سينما» از سوي وزير ارشاد بود، اعضاي هيات مديره خانه سينما بي‌سر و صدا با رييس‌جمهور ملاقات مي‌كنند و با يكي، دو پيشنهاد (اصلاح اساسنامه و استعفاي هيات مديره)، موضوع انحلال فعلا منتفي مي‌شود.

به گزارش مشرق به نقل از روزنامه اعتماد، از اوضاع و احوال و قراين موجود اين‌گونه استنباط مي‌شود كه در شرايط فعلي حاكم بر جامعه، همه چيز تحت‌الشعاع نگاه و سمت و سوي سياسي قرار گرفته است. اگر بخواهيم خود را محدود به حوزه فرهنگ و هنر كنيم، در همين يكي دو ماه اخير با اين اتفاقات روبه‌رو بوده‌ايم:

1-‌ هيات منتخب وزارت ارشاد، با سلام و صلوات فيلم مورد نظر خود را براي معرفي به اسكار اعلام مي‌كند، ولي پس از آن موضوع تحريم اسكار از ناحيه مسوولان و مديران ارشاد عنوان مي‌شود. خب اگر چنين اراده‌يي وجود داشته، چه اصراري بود كه اين هيات جلسات مكرر بگذارد و به انتخاب نهايي برسد و بعدش به اين همه وقت و انرژي فاتحه‌يي بي‌الحمد خوانده شود؟!

همان زمان كه با بازتاب داخلي و جهاني آن فيلم موهن كذايي مواجه شديد، ادامه نشست‌هاي اين هيات را متوقف مي‌كرديد تا اين حضرات خودشان را علاف يك انتخاب عبث نكنند. هر چند كه نگارنده نيز مثل بسياري از دلسوزان و اهالي واقع‌بين فرهنگ و هنر معتقد است در برابر اين فيلم چرت و بي‌ارزش، تحريم راه حل نيست.

2-‌ در حالي كه خبر محرمانه‌يي حاكي از اعلام رسمي برچيده شدن «خانه سينما» از سوي وزير ارشاد بود، اعضاي هيات مديره خانه سينما بي‌سر و صدا با رييس‌جمهور ملاقات مي‌كنند و با يكي، دو پيشنهاد (اصلاح اساسنامه و استعفاي هيات مديره)، موضوع انحلال فعلا منتفي مي‌شود.

3- با توجه به شكل‌گيري يك اداره نظارت هم‌عرض در «حوزه هنري» ‌براي مميزي تعدادي از فيلم‌هاي ايراني كه از ديد دوستان با مباني ارزشي و عرفي جامعه در تعارض هستند و مشروط شدن نمايش اين فيلم‌‌ها به انجام اصلاحات مورد نظر حوزه، بيانيه‌هاي اعتراض‌آميز شش فيلمساز مغضوب واقع شده و 20 بازيگري كه در اين فيلم‌ها ايفاي نقش داشته‌اند، عليه حوزه صادر مي‌شود. در اين ميان، ظاهرا وزارت ارشاد هيچ تلاشي براي مشخص كردن نقش و جايگاه قانوني خود (در چارچوب مصوبه هيات وزيران) ندارد.

4- قضيه توليد پروژه سينمايي «لاله» به كارگرداني «اسدالله نيك‌نژاد»، به كميسيون فرهنگي مجلس كشيده مي‌شود و جناح‌هاي تند اصولگرا نيز نسبت به ساخت آن موضع منفي مي‌گيرند. منطق اشخاص حقيقي و حقوقي مذكور اين است كه در قبال اين همه موضوع داخلي در حكم واجب عيني،‌علم كردن يك قهرمان زن ايراني مسابقات رالي چه لزومي دارد؟

باز هم بگويم يا همين تعداد كفايت مي‌كند تا خود حديث مفصل از اين مجمل بخوانيد. در پايان، يك پيشنهاد مشفقانه و شايد بي‌شرمانه دارم: فعلا تا زماني كه فضاي عمومي جامعه اين‌طور سفت و سخت با مسائل سياسي در هم آميخته، روزه‌ شك‌دار نگيريد و كار را يك‌سره كنيد و بساط فرهنگ و هنر را جمع كنيد، زيرا اساسا اين حوزه «نگاه سياسي» را در چنين حد افراطي برنمي‌تابد و اين‌گونه مصلحت‌جويي‌ها و صف‌آرايي‌ها و روش‌هاي تاكتيكي و تن دادن به قواعد بازي و...، مانع از بروز نگاه خلاقانه و انتخاب درست و كارشناسانه مي‌شود.