آقاي خامنه اي در آن زمان نمي دانست بر سر راه اين حركتي كه شروع شده چه مشكلاتي چيده خواهد شد . آن چه بود، هيجان و احساس غرور از رخ نمايي چهره حقيقي آيين اسلام بود. "هيچ كدام ما حدس نمي زديم چه مشكلاتي بر سر اين كارها وجود دارد. هنوز سختي خودش را نشان نداده بود."

گروه فرهنگی مشرق - "شرح اسم" عنوان کتاب زندگینامه رهبر معظم انقلاب از سال ۱۳۱۸ تا ۱۳۵۷ است که توسط هدایت الله بهبودی به رشته تحریر در آمده و توسط موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی به چاپ رسیده است. البته این کتاب اولین بار همزمان با برگزاری نمایشگاه بین المللی کتاب تهران رونمایی شد؛ اما به دلیل وجود برخی اغلاط تاریخی، توزیع آن متوقف شد تا اینکه مدتی قبل پس از برطرف شدن اغلاط، چاپ و در اختیار علاقه مندان گرفت. در نظر داریم هر روز بخشی از این کتاب را منتشر کنیم.
آنچه در ادامه از نظرتان می گذرد بخش بیست و هفتم این کتاب است.


***سفر به تهران


در دو ماهي كه قضيه تصويب نامه انجمن هاي ايالتي و ولايتي مطرح بود، آقاي خامنه اي سفرهايي به تهران كرد. پاي منبر آقاي محمدتقي فلسفي نشست. سعي كرد مجلس او را به ماهيت آن چه كه در قم مي گذشت نزديك كند. گاه به عنوان ناشناس به آقاي فلسفي تلفن مي كرد و او را تشويق مي نمود در تنور اين نهضت بدمد. "آن موقع شناخته شده و معروف نبوديم كه بخواهيم به عنوان يك شخصيت كار كنيم."

در يكي از روزهاي آذرماه 1341 ، آقاي فلسفي در مسجد ارك تهران سخنراني داشت.
مراجع قم نامه هايي درباره تصويب نامه يادشده نوشته بودند كه خوانده شد. نوبت به نامه امام خميني كه رسيد، آقاي فلسفي با تأكيد بر اين كه نامه از آن آيت الله خميني است، شروع به خواندن كرد. سيدعلي خامنه اي در آن جلسه حاضر بود. او ديد كه "مردم كاملا هوشيارانه بنا كردند گوش دادن... ايشان در آخر نامه [به عربي دعاهايي نوشته بودند كه با سوره فيل به پايان مي رسيد. در ابتداي نامه هم اين سوره را مطلع قرار داده بودند .]  مردم به قدري به هيجان آمده بودند از اين نامه كه وقتي آقاي فلسفي مي گفت باصحاب الفيل، [واژه] فيل را همه مردم با هم مي گفتند. الم يجعل كيدهم في تضليل، مردم با همديگر مي گفتند تضليل ... يك حركت، سرود همگاني در مسجد ارك اين نامه به خود گرفت و غوغايي بود ... وقتي نگاه مي كنم مي بينم نقشي كه ايشان در برانگيختگي اول ماجرا [داشت] كه همه علما برانگيخته شدند يك نقش فوق العاده و حياتي بود."



***لغو تصويب نامه

وي به ياد مي آورد كه با شروع قضيه انجمن هاي ايالتي و ولايتي، هدف اوليه امام سرنگوني رژيم نبود. چنين خواستي احساس نمي شد. در اعلاميه ها نيز هدف يادشده به چشم نمي خورد. " اول كار حرف ايشان اين بود كه اينها خلاف شرع است. خلاف اسلام است." هدف لغو تصويب نامه بود، اما با حركت ها و اقدامات بعدي حكومت، ديدگاه تازه اي پيش روي امام نقش بست.

آقاي خامنه اي در آن زمان نمي دانست بر سر راه اين حركتي كه شروع شده چه مشكلاتي چيده خواهد شد . آن چه بود، هيجان و احساس غرور از رخ نمايي چهره حقيقي آيين اسلام بود. "هيچ كدام ما حدس نمي زديم چه مشكلاتي بر سر اين كارها وجود دارد. هنوز سختي خودش را نشان نداده بود."

روزي سيدمحمود طباطبايي قمي، برادرزاده مرحوم حاج سيدحسين قمي، همراه كسبه قم نزد امام آمدند. آمدند به جلسه درس. سيدعلي خامنه اي هم حاضر بود. وقتي درس تمام شد، خطاب به امام گفتند تا كي مي خواهيد صبر كنيد؛ ما حاضريم هر كاري كه بگوييد انجام دهيم. لغو تصويب نامه و پاسخ حكومت نيامده بود و اينان مي گفتند آماده هر فداكاري هستند. اينان هم نمي دانستند چه سنگلاخي از مصائب پيش پاي نهضت است. "شخص امام را نمي گويم. شايد ايشان ملتفت بود، چون سختي ها را ديده بود، شايد حدس مي زد، اما هيچ كدام ما حدس نمي زديم."


دهم آذر، روزنامه هاي عصر تهران در صفحه نخست خود نوشتند كه به تصميم دولت تصويب نامه مورخ 41/7/14 قابل اجرا نخواهد بود. پيش از اين اسدالله علم، نخست وزير در مصاحبه اي مطبوعاتي از اين تصميم دولت خبر داده بود، اما امام خميني آن را كافي نمي دانست. ايشان دولت را تهديد كرده بود "تا در جرايد رسمي كشور لغو تصويب نامه به طور صريح اعلام نگردد ما نمي توانيم به اين تلگراف ترتيب اثر دهيم."

يازدهم آذر بود "از كوچه حرم كه مي آمديم بيرون ... يك مغازه عطاري بود آن روبه رو، روزنامه هم داشت ... آنجا نگاهي به سرتيترها ... مي كرديم . ديدم بله، [لغو تصويب نامه را چاپ كرده اند.] جوان هاي قم [كه به ما مي رسيدند مي گفتند ] آقا تبريك عرض مي كنيم. چون پيروزي رسيده بود، همه خوشحال بودند."

پيروزي روحانيان در لغو تصويب نامه انجمن هاي ايالتي و ولايتي حادثه سياسي بزرگي بود. ابعاد آن به شهرهايي چون تهران، قم و مشهد محدود نشد، ديگر شهرها نيز براي لغو تصويب نامه كوشيدند و بيشتر ائمه جماعات در سراسر كشور از اين مبارزه كنار نماندند. چه عواملي موجب به حركت واداشتن روحانيان در اين مسير گرديد؟ پاسخ اين سئوال در انديشه آقاي خامنه اي بر چند عامل استوار بود.

اول اين كه رودررويي با اين تصويب نامه چندان پيچيده نبود. علماء درك كردند كه آنچه كه به عنوان شركت زنان در انتخابات مطرح گرديد و يا تبديل قسم از قرآن به كتاب هاي آسماني، خلاف اسلام است. واقعيت اين است كه امام خميني با دادن حق رأي به زنان مخالف نبود؛ حتي سلب حق رأي از بانوان را خلاف شرع مي دانست، چنان كه پس از انقلاب اسلام ي آن را گوشزد كرد. اما موضوع در زمان شاه فرق مي كرد؛ وي تمامي عملكرد مجلس و دولت را حرام مي دانست، زيرا معتقد بود اساس اين نهادها غيرقانوني است و مصوبات آنها مشروعيت ندارد؛ مضاف بر اين كه مردان اين سرزمين چه حقي از آزادي دارند كه اينك نوبت اعطاي آن به زنان رسيده است؟ البته مخالفت هاي دستگاه حكومتي با احكام اسلام بيش از اينها بود، اما پيش از اين تبديل به لايحه نمي شد و صورتي قانوني و رسمي پيدا نمي كرد.

دوم اين كه دولت نتوانست در برابر اعتراض اوليه علماء واكنش تندي از خود نشان دهد. چه بسا در برابر حركت عمومي روحانيان عليه يك پديده سياسي سابقه نزديكي در ذهن نداشت و نمي توانست واكنش دلخواه خود را نشان دهد.

سوم اين كه ميدان داري امام در تبيين مسئله، نامه نگاري هاي فراوان و واداشتن علماي ديگر شهرها به شركت در قيام، امري بي سابقه به شمار مي رفت كه بايد آن را عامل اصلي حضور روحانيان در اين صحنه دانست. سالها بود كه جامعه روحانيت طعم ميدان داري يك مجتهد را در امور سياسي نچشيده بود؛ ذهن ها از عملگرايي فقه اسلامي در اجتماع خالي بود، صحبتي از حكومت شرع بر زبان ها رانده نمي شد؛ مناسبات مذهب و سياست بريده و دور از هم شده بو د. اعلاميه ها و سخنان امام همه اينها را زنده كرد و هيجان تازه اي در جان روحانيت انداخت.

چهارم اين كه مردم متأثر از مواضع امام، موجب كشاندن روحانيان به مبارزه مي شدند. آقاي خامنه اي تأثير امام را در انگيزش مراجع قم نيز چشمگير ديد. در آن زمان، فقط امام بود كه عمق خطر را درك مي كرد و اگر ديگران چنين دركي داشتند، قدمي عليه اقدامات خلاف دولت بر مي داشتند. امام به اين گروه فهماند كه مي توانند به اين ورطه قدم گذارند.ديگر آن كه قدرت مراجع را به رخ شان كشيد. مراجع نمي دانستند از چه پشتوانه قدرتمندي برخوردارند.  نمي دانستند با اشاره آنان مردم برخواهند خاست.

"شايد من بتوانم بگويم كه مرحوم آيت الله بروجردي قدرت خودش را كشف نكرده بود. نمي دانست كه اگر يك اشاره بكند، مردم چه خواهند كرد. حسن بزرگ امام، يكي از هنرهاي بزرگ او، كشف قدرت روحانيت و مرجعيت بود." مرجعي كه بتواند با يك اشاره مردم را به خيزش وادارد، ويژگي هايي دارد كه در وجود امام مستتر بود. يكي از آنها پيشگام بودن در خطرپذيري است. آن روزها آقاي خامنه اي شنيده بود كه امام مي گفت: آماده ام كه هر آن به خانه ام بريزند و مرا قطعه قطعه كنند. ديگران چنين آمادگي اي نداشتند. با اين حال امام همه تلاش خود را براي آگاهي مراجع وقت از خطراتي كه در كمين اسلام است، به كار برد. وقتي مي ديد آقايان به پيشنهادها و تلاش او بي توجه هستند، گروه هايي از مردم را، مثلاً تجار و بازاري ها را وادار مي كرد به خانه مراجع بروند، شايد حرف آنها را بشنوند. بازاري ها و روحانيون مناسبات سنتي و تعريف شده اي داشته و دارند.