پیشکسوت والیبال کشورمان گفت: متاسفانه این روزها افرادی از صغرسنی صحبت می‌کنند که خودشان صغرسن بودند.

به گزارش مشرق، بازیکن سابق تیم ملی والیبال و مربی سابق تیم ملی نوجوانان که در حال حاضر به عنوان کارشناس و مربی فعالیت می‌کند. وی در مجموع ۱۲ سال پیراهن تیم‌های ملی نوجوانان، جوانان و بزرگسالان را بر تن کرد و در رده باشگاهی نیز در تیم‌های فجر سپاه پاسداران، آبگینه قزوین، راه آهن تهران، پرسپولیس تهران، دخانیات تهران، بازیافت تهران و قند شیروان بازی کرد.

ایرج مظفری در سال ۱۳۶۵ به عضویت تیم ملی جوانان درآمد و به مدت ۴ سال کاپیتان تیم‌های ملی جوانان الف و ب بود. بعد از آن، به تیم ملی بزرگسالان دعوت شد و جمعاً ۱۲ سال در تیم‌های ملی حضور داشت. وی در سال ۱۳۶۶ در رشته مهندسی شیمی دانشگاه صنعتی شریف پذیرفته شد. او در سال ۲۰۱۱ هدایت تیم ملی نوجوانان را بر عهده گرفت و توانست  قهرمانی نوجوانان آسیا را به دست آورد. همچنین در تیم‌های داماش گیلان و شهرداری یاسوج نیز به مربیگری پرداخت.

او اگر چه آوازه بین‌المللی بازیکنی مثل بهنام محمودی را نداشت، اما به تأیید اکثریت قریب به اتفاق کارشناسان و خبرگان، یکی از تعیین کننده‌ترین بازیکنان دو دهه اخیر والیبال ایران بوده؛ کسی که در دوران اوج به تنهایی بیش از ۴۰ درصد کار تیم‌های باشگاهی و ملی را به دوش می‌کشید. بهترین اسپکر جام یک راکشو پاکستان، کامل‌ترین بازیکن مسابقات مجارستان، کامل‌ترین بازیکن جام صوفیه بلغارستان، بهترین اسپکر مسابقات آسیایی کره جنوبی و ۴ سال پیاپی بهترین بازیکن لیگ برتر از جمله عناوین فردی ایرج مظفری است. 

این پیشکسوت و کارشناس والیبال، درمورد رویدادهای اخیر این رشته، نتایج تیم‌های ملی، اظهارنظر برخی کارشناسان و ... صحبت‌هایی را مطرح کرد که در ادامه می‌خوانید:

برخی از دوستان در روزهای اخیر بی‌انصافی کردند

با حضور عطایی به صورت همزمان در دو تیم موافق بودم

برخی کلاً با فدراسیون والیبال مخالف هستند

اگر به ناصر شهنازی هم هدایت دو تیم را پیشنهاد می‌دادند، قطعاً می‌پذیرفت

شاید عطایی فکر می‌کرد عبادی‌پور، حضرت‌پور، کاظمی و ... هم غایب باشند

می‌دانم برخی تیم‌ها با بازیکنان اصلی خود نیامده بودند

فراموش نکنیم که ژاپن میزبان بود و ما را در المپیک حذف کرده بود

عطایی دو اشتباه بزرگ داشت

جوانان ناهماهنگ بودند چون اروپایی‌ها مسابقات قاره‌ای داشتند و ما نداشتیم

انتخاب آلکنو کلاً اشتباه بود

مربی روس شناختی از توانایی بازیکنان ایران نداشت

نباید تمام فعالیت‌های فدراسیون را زیر سوال برد

از اظهارات بهنام محمودی تعجب می‌کنم

مگر محمودی عضو کمیته فنی و هیأت رئیسه نبود؟

بهنام در زمان ریاست یزدانی‌خرم هم همین تفکرات را داشت؟

مدیر والیبالی نداریم!

افرادی از صغرسن صحبت می‌کنند که خودشان صغرسن بودند

بغض کُرده الکی و برای دیده شدن در فضای مجازی بود

با مربیان خارجی قرارداد امضا می‌کنند و به مربیان داخلی حکم روی کاغذ می‌دهد

فدراسیون با عطایی قرارداد امضا کرده و اجازه کار باشگاهی به وی ندهد

فقط شما خوب هستید آقای محمودی؟

درمورد شرایط والیبال ایران در چند ماه اخیر نیاز می‌بینم که نکاتی را اعلام کنم. متاسفانه برخی دوستان در روزهای اخیر بی‌انصافی کرده و صحبت هایی را مطرح کردند که شاید به دور از واقعیت بود. در ماه های اخیر والیبال ایران چند تورنمنت مهم را تجربه کرد؛ حضور در المپیک با هدایت ولادیمیر آلکنو، حضور در قهرمانی نوجوانان جهان با هدایت مسعود آرمات و حضور در قهرمانی آسیا و قهرمانی جوانان جهان با هدایت بهروز عطایی که درخصوص هر کدام از آنها باید نکاتی را بگویم.

می خواهم از آخر به اول بیایم. ابتدا موضوع حضور بهروز عطایی به صورت همزمان در دو تیم را بررسی می کنم. من با این موضوع موافق بودم و از این تصمیم استقبال کردم، اما برخی مخالف بودند. این افرادی که می گویم، کلاً با فدراسیون مخالف هستند. یعنی اگر دو سرمربی هم انتخاب می شد بازهم ایراد می گرفتند. ناصر شهنازی یکی از نفراتی بود که نسبت به این موضوع انتقاد کرد، اما من اعتقاد دارم که اگر به وی هم چنین پیشنهادی می شد، قطعاً می پذیرفت. دلیل حمایت من از این تفکر مشخص است. به هر حال فاصله دو تورنمنت بسیار بهم نزدیک بود و طبیعی بود چنین تصمیمی گرفته شود. پیش بینی می شد چندین بازیکن تیم جوانان در تیم بزرگسالان و قهرمانی آسیا حضور داشته باشند. شاید عطایی فکر می کرد که بازیکنانی مانند عبادی پور، حضرت پور، کاظمی و ... هم مانند معروف و موسوی و غفور نتوانند تیم ملی را در قهرمانی آسیا همراهی کنند و به همین دلیل تصمیم داشت تا از بازیکنان تیم جوانان بیشتر استفاده کند.

من هم تصور می کردم ۴۰ درصد تیم بزرگسالان در قهرمانی آسیا را بازیکنان تیم جوانان تشکیل دهند. فکر می‌کنم که تا اینجای کار کسی نتواند ایرادی بگیرد. به هر حال بازیکنی همچون بردیا سعادت نتوانست تیم ملی را در قهرمانی آسیا همراهی کند. در این تورنمنت نتیجه بسیار درخشانی داشتیم. من هم می دانم که برخی تیم ها با بازیکنان اصلی خود در مسابقات حاضر نشده بودند، اما فراموش نکنیم که ژاپن میزبان بود و این تیم در المپیک ما را حذف کرده بود. قطعاً در شرایطی که میزبان بود، تمام تلاش خود را می کرد که قهرمان شود. تا اینجای کار که مسابقات با قهرمانی ایران تمام شد. بسیار خوب بود و همه شاد شدند.

بعد از آن بهروز عطایی و همکارانش به فاصله بسیار کمی راهی مسابقات جوانان جهان شدند و بردیا سعادت هم به ترکیب تیم اضافه شد. از این به بعد عطایی دو اشتباه بزرگ داشت و بابت مطرح کردن آنها از وی عذرخواهی می کنم. نباید سعادت را در ترکیب تیم ملی می پذیرفت چراکه توانایی های وی را ندیده بود. ضمن اینکه در رده های سنی همیشه یک گروه کار می کنند و هر زمانی در لحظات آخر یک بازیکن خاص به ترکیب اضافه شده بار منفی را بالا می‌برد. عطایی در گذشته هم این تجربه را داشت و بازهم آن را تکرار کرد.

دومین اشتباهی که داشت این بود که تیم جوانان را رها کرد. او در کنار تیم نبود و شاید بهتر بود علیرضا طلوع کیان که تجربه و سابقه خوبی دارد را بالا سر تیم می گذاشت. این دو اشتباه بسیار مهم و تاثیرگذار بود. من می توانم اشتباه سوم را هم بیان کنم. دیدار ایران با بلژیک از معدود بازی هایی بود که تماشا کردم و مشخص بود تیم ناهماهنگ است. شاید بهتر بود در رقابت دوم هم عطایی با همان سیستم بازی می کرد. تمام این موارد در شرایطی است که ما بازی های تدارکاتی مناسبی هم برای تیم جوانان فراهم نکردیم. به هر حال بحث کرونا شرایط را سخت کرد. تیم در مسابقات آسیایی حضور پیدا نکرده بود و تیم های اروپایی در رقابت های قاره ای حضور داشتند و این امر روی ناهماهنگی تیم بسیار تاثیرگذار بود.

درمورد المپیک هم باید بگویم که انتخاب آلکنو کلاً اشتباه بود. من به عنوان کارشناس تنها می توانم نظرم را بیان کنم و هیأت رئیسه تصمیم گیرنده است. انسان های بزرگی در هیأت رئیسه حضور دارند و قطعاً برای انتخاب خود دلایلی داشتند. آلکنو توان هدایت تیم ملی را از نظر جسمی نداشت. ضمن اینکه مدت زمان زیادی در کنار تیم نبود و شناخت بالایی از توانایی بازیکنان نداشت. وقتی قرار است تیم وارد المپیک شود، چند جابجایی کمی کار را سخت می کند. المپیک جای با تجربه هاست و بازیکنان جوان نیازمند انرژی مضاعف هستند. ایران در دو بازی اول درخشید و اگر می توانست ژاپن را شکست دهد، صعود می‌کرد. نباید بخاطر عدم صعود تیم به مرحله دوم تمام فعالیت های فدراسیون را زیر سوال برد؛ هرچند که من اعتقاد دارم که می توانستیم گزینه ای بهتر از آلکنو انتخاب کنیم.

موضوع دیگری هم وجود دارد؛ منتقد با کسی که ایراد می گیرد، بسیار متفاوت است. همه می توانند ایراد بگیرند که چرا تیم بد بازی کرد؟ یا چرا همزمان یک سرمربی هدایت دو تیم را برعهده داشت؟ یا هزار موضوع دیگر که هرکسی می تواند این موضوعات را مطرح کند، اما انتقاد را اهالی والیبال می توانند عنوان کرده و برای آن راهکار ارائه دهند. تعجب می کنم از بهنام محمودی که عضو هیأت رئیسه بوده و حالا در مصاحبه های خود از کلماتی استفاده می کند که در شان هیچکس نیست. باید برای مطرح کردن انتقاد از کلمات مناسب استفاده کرد. اینکه گفته می شود فدراسیون باید در اختیار والیبالی ها باشد، درست است، اما سوالم این است که آیا بهنام محمودی در زمان یزدانی خرم هم این تفکر را داشت؟

واقعاً چند والیبالی داریم که بتوانند فدراسیون را مدیریت کنند؟ سابقه مدیریتی والیبالی ها کجاست؟ داورزنی و یزدانی خرم پیش از اینکه وارد والیبال شوند، در بخش های مختلف مدیریت کرده بودند. من خودم از حضور یک مدیر والیبالی استقبال می‌کنم، اما در این زمینه تهی هستیم. بهنام محمودی سابقه مدیریتی خود را اعلام کند تا همه بدانند چه شرایطی دارد. ما وقتی از واژه پیشکسوت استفاده می کنیم، نباید به این دید نگاه کنیم که زمانی در تیم ملی بازی کرده است. پیشکسوت کسی است که همیشه در کنار رشته محبوب خود حضور داشته باشد و به عنوان مربی یا رئیس هیأت یا... فعالیت کنند.

قرار نیست که ما مدیری پیدا کنیم که سابقه مدیریت در والیبال را نداشته باشد. این کار در واقع از چاله به چاه افتادن است. این حرف ها نظر من است و امیدوارم به اظهاراتم پاسخ دهند. تعجب می‌کنم که برخی موضوع صغرسن را مطرح می‌کنند. این امر در کشور ما قانونی است و افراد با طی کردن مراحلی می‌توانند به نتیجه برسند. سه ارگان باید درخصوص پرونده افراد نظر بدهند تا سن آنها تغییر کند. جالب است افرادی که از صغرسن صحبت می کنند، خودشان صغرسن بودند. چطور آن زمان همه چیز خوب بود؟ این حرف ها بی‌انصافی است. کسی که از ۴۰ کلمه، ۱۱ کلمه را اشتباه می‌نویسد، باید نمره اش ۹ شود، اما وقتی کسی ۴ هزار کلمه می نویسد، حق نداریم با ۱۱ غلط به وی نمره ۹ بدهیم. باید از داورزنی حمایت شود، چون زحمت کشیده است. هرچند ایراداتی هم داشته که آنها را به خودش اعلام کرده‌ام.

از گزارشگران و مجریان تلویزیون هم تعجب می‌کنم. فردی همچون کُرده یک گزارشگر است نه مفسر؛ پس نمی‌تواند شرایط را تفسیر کند. از بغض او تعجب می‌کنم چراکه امثال من باید بغض کنند که یک گزارشگر به خودش اجازه می‌دهد مسابقات را تفسیر کند. آقای کرده شما که بغض می‌کنید یادتان هست زمانی که پدر مرحوم مصطفی کارخانه سکته کرده بود و من هم به صورت اتفاقی در یکی از برنامه‌های صداوسیما بودم و شما گزارشگر آن مسابقه بودید و حتی به من سلام هم نکردید؟ در آن مقطع شما حتی نام مرا هم نمی‌آوردید و فقط می‌گفتید که حالا باید نظر کارشناس برنامه را بشنویم. شما دل‌تان برای والیبال می‌سوزد؟ قطعاً جواب منفی است و بغض‌تان هم الکی و برای دیده شدن در فضای مجازی بود. اگر او مفسر است پس امثال امیر حیدری، پورکاشیان و ... کجا هستند؟

اگر قرار است منطقی فکر کنیم، باید خودمان را جای طرف مقابل بگذاریم؛ وگرنه کم لطفی کرده‌ایم. داورزنی هم اشتباهاتی دارد، اما انسان هستیم و قطعاً خطاهایی داریم. کسی که دلش برای والیبال می‌سوزد، مسیرش را پیدا می‌کند. دلم می‌خواست بهنام محمودی که بسیار با فدراسیون نزدیک است، حرف‌ها را به خود داورزنی و در هیأت رئیسه مطرح کند. دو پیشنهاد برای داورزنی دارم؛ البته توقع داشتم زمانی که او معاون وزیر بود حداقل یکی از آنها را انجام می‌داد. نوع برخورد و ارتباط فدراسیون‌های کشورمان با سرمربی ایرانی و خارجی متفاوت است. اکثر فدراسیون‌های ما با مربیان خارجی قرارداد امضا می‌کنند و به مربی ایرانی فقط حکم روی کاغذ می‌دهند.

زمانی که داورزنی معاون وزیر بود می‌توانست این موضوع را بهتر بررسی کند، اما حالا هم دیر نشده. پیشنهاد من این است که فدراسیون با بهروز عطایی قرارداد امضا کرده و او را از کار در تیم‌های باشگاهی منع کند تا تمرکزش روی تیم بزرگسالان باشد. دومین خواهش من هم این است که داورزنی بیشتر از پیشکسوتان به عنوان مشاور استفاده کند. در ۷-۸ سال گذشته هم چنین پیشنهادی را مطرح کرده بودم و بازهم تاکید می‌کنم که فدراسیون باید به تمام تیم‌ها ابلاغ کند که تیم‌های مختلف والیبالی حداقل یک پیشکسوت را به عنوان مشاور فنی در کنار خود داشته باشند. 

خیلی برایم جالب بود که بهنام محمودی در مصاحبه‌های خود بجای اینکه پیشنهاد بدهد، دستور می‌دهد. هرکسی اظهارات وی را بخواند این برداشت را می‌کند که محمودی دستور داده و داورزنی انجام نداده است. محمودی در بخشی از صحبت‌هایش عنوان کرده که از رئیس جمهور درخواست کرده تا یک فرد ورزشی را به عنوان وزیر انتخاب کند و رئیس جمهور هم سجادی را انتخاب کرد. امر کردن چندان درست نیست و در ادبیات یک والیبالیست یا ورزشکار تحصیل کرده نمی‌گنجد. او در حرف‌هایش منتقدان دو سال اخیر داورزنی را هم زیرسوال برده است. بهنام در صحبت‌هایش گفته که در کمیته فنی یا هیأت رئیسه، داور و اصحاب رسانه نباید حضور داشته باشند.

جالب است که محمودی خودش از رسانه استفاده می‌کند و در این مواقع آنها را تخریب می‌کند. یزدانی، فتاحی، افشار دوست و ... همه بد بودند و فقط شما خوب هستید آقای محمودی؟ آیا فقط بهنام محمودی کارشناس است؟ این نوع صحبت‌های اصلاً قشنگ نیست. آیا او با این ادبیات می‌خواهد والیبال ایران را تغییر بدهد؟ او بارها در صحبت‌هایش عنوان کرده که اگر من رئیس بودم فلان کار را می‌کردم و حالا سوال من این است که چرا در بخشی دیگر از صحبت‌هایش این مورد تقض می‌شود و وی اعلام می‌کند که دنبال پست و مقام نیست؟ این رفتارها درست نیست.

در اینکه دل بهنام برای والیبال می‌سوزد شکی نیست، اما هر دل سوزاندنی راهی دارد. رئیس فدراسیون مسئول تمام نتایجی است که والیبال کسب می‌کند. حتی اگر روزی بهنام هم رئیس شود باید پاسخگو باشد و هیچ ارگان و کمیته و نهادی دخیل نیست. در پایان از بهنام محمودی درخواست می‌کنم که برای رسیدن به اهدافش در این روزها و در این شرایط لطفاً از مقامات ارشد کشور خرج نکند.

منبع: فارس