کد خبر 1254353
تاریخ انتشار: ۱۳ مرداد ۱۴۰۰ - ۱۶:۲۲

همزمان با ۲۴ ذی‌الحجه «روز مباهله» سه تن از شاعران کشور اشعار خود را به ماجرای این روز اختصاص دادند.

به گزارش مشرق، همزمان با ۲۴ ذی‌الحجه «روز مباهله»، روزی که در آن حقانیت پیامبر (ص) و فضیلت اهل بیتش به مسیحیان نجران اثبات شد و اگر نمی‌پذیرفتند حقانیت پیامبر (ص) را عذابی دردناک در انتظارشان بود، چند شاعر اشعار خود را تقدیم اهل بیت(ع) کردند.

* الهام نجمی

وقت دعا بود و زمان بی‌تاب و حیران بود
پس لرزهای خشمِ حق پیدا و پنهان بود

نجرانیان سرگشته و مبهوت او بودند
همراه و هم پایش چه می‌دیدند قرآن بود

می‌آمد و زهرا و حیدر را کنارش داشت
 آری حسن، همراه او خورشید تابان بود

آن پنج تن، آن آیه‌های نور می‌رفتند
رحمت به جای خشم در دستان باران بود

جان بردن از نفرین آنها، نه... نمی‌شد نه
در خاندان حق، همیشه عشق درمان بود

تسلیم می‌شد مرد نصرانی و می‌بوسید
دستان احمد را که همراهش گلستان بود

*نغمه مستشار نظامی

با پنج نور ناب بهشتی، با حرف حق مجادله سخت است
تسلیم اقتدار تو هستند، بر عالم این معادله سخت است

با پنج نور ناب بهشتی، از راه آمدی و دلم ریخت
در شهر دیرهای قدیمی، حتی خیال زلزله سخت است

همراه تو ولی خداوند، هم‌پای تو دو سر بهشتی
با توست روح سوره کوثر، با آیه‌ها مقابله سخت است

این پنج تن عصاره عشق‌اند، این پنج تن سلاله نورند
نجرانیان! مقابله کردن، با این جبال و سلسله سخت است

این وعده را مسیح به ما داد، اینک زمان تابش عشق است!
دیدار نور ناب به جز در، دل‌های پاک و یکدله سخت است

با اهل بیت پاک نبوت، غیر از سلام و نور مگویید
با مستجاب دعوه‌ترین‌ها، جان بردن از مباهله سخت است

* محمدمهدی عبداللهی

جلوه روی تو در آینه تا پیدا شد
ظلمت از یمن تجلای تو ناپیدا شد

ماه در کوچه تنهایی خود حیران بود
ناگهان هم نفس باد صبا پیدا شد

بر زمین رایحه گلشن فردوس وزید
بعد از آن شعشعه «آل کسا» پیدا شد

نور زهرا و علی، نور حسن، نور حسین
جلوه نور نبی، در همه جا پیدا شد

عشق نورانیِ این پنج تنِ آل عبا
با تولّای علی در دل ما پیدا شد
 
و علی دست خدا بود از آن صبح ازل
به روی دست نبی، دست خدا پیدا شد

چشمه نام شما چشمه جوشنده علم
زمزم از زمزمه ذکر شما پیدا شد

تا در آن معرکه، تَرسا سر تعظیم آورد
تا ابد وصف تو ‌در آینه‌ها پیدا شد

شکّ نجرانِ مسیحی به یقین گشت بدل
وعده‌ای داد نبی، آبِ بقا پیدا شد

باز انسان به زمین یکسره سرگردان بود
با اشارات شما قبله نما پیدا شد

لب اگر باز کنی، کون و مکان می‌لرزد
از کران تا به کران، دست دعا پیدا شد

منبع: فارس