کد خبر 112246
تاریخ انتشار: ۲۹ فروردین ۱۳۹۱ - ۱۰:۵۵

با آغاز جنگ تحمیلی، جوانان اصفهان حماسه ها و رشادت های فراموش نشدنی از خود نشان دادند. جبهه دارخوئین و خط شیر در روستای محمدیه، سد استواری در برابر نیروهای رژیم بعثی بود که از سوی مردم استان اصفهان اداره می شد.

به گزارش مشرق ،  سید مسعود شجاعی طباطبایی در جدیدترین تصویری که در وبلاگ خود منتشر کرده است، آورده است:

برادر شهیدم، هنگامی که ما در اندیشه خویشتن بودیم، تو حقیقتی زیبا را یافتی و به یقین حق رسیدی، زمان تو با روز عاشورا و مکان تو با کربلا در هم آمیخت، و چه بصیرتی داشتی که از ظلمتکده ی زمین، نقبی به آسمان زدی، به امام خود لبیک گفتی و به وصال حق رسیدی، عزیز دلم خون تو گواه شیفتگی عاشق بر معشوق است، رایحه ی خوش عطر شهادتت همچنان زمین و زمان را در می نوردد، و نور آن دنیای تاریک ما را روشن می کند، می دانم، زندگی حقیقی را با عشقی که اباذر با ختم رسل بیعت کرد، تو با فرزند او امام خمینی (ره) با عهدی ازلی پیمان بستی تا میراث آسمانی وجودت را در کهکشان ستاره های عاشق، به معبود خود هدیه کنی، چشمان عاشقان همچنان در مسیر ولایت، شهادت را می جویند، دستمان را بگیر...

با آغاز جنگ تحمیلی از سوی رژیم بعث عراق علیه جمهوری اسلامی ایران در مهرماه 1359 شمسی، جوانان اصفهان حماسه ها و رشادت های فراموش نشدنی از خود نشان دادند. جبهه دارخوئین و خط شیر در روستای محمدیه، سد استواری در برابر نیروهای رژیم بعثی بود که از سوی مردم استان اصفهان اداره می شد.

حفر کانال خضر به طول 1750 متر در وادی گرم خوزستان در طی سه ماه برای نزدیک شدن به خطوط دشمن و انجام عملیات پیروزمندانه «فرماندهی کل قوا» در جبهه دارخوئین، برگی از حماسه های بی شمار مقاومت و ایثار مردم استان اصفهان است که منجر به آزادسازی بخشی از منطقه آبادان در خرداد 1360 شمسی گردید.

عملیات ثامن الائمه (ع) و آزادسازی شمال آبادان از تصرف دشمن بعثی در مهرماه 1360 شمسی، نشان دیگری از حضور نیروهای اصفهان در جنگ تحمیلی و آزادسازی خاک میهن اسلامی از تصرف دشمن بود.

لشکر امام حسین (ع) به فرماندهی شهید حسین خرازی و جانشینی شهید حجت-الاسلام مصطفی ردانی پور، نخستین تجربه نظامی خود را با 15 گردان پیاده در عملیات طریق القدس در سرزمین وسیعی از شمال رودخانه کرخه و شهر بستان به دست آورد. ولی حماسه مقاومت و پایداری رزمندگان استان اصفهان زمانی به اثبات رسید که دشمن بعثی با 9 تیپ زرهی و مکانیزه و پیاده به تنگه چزابه برای اشغال مجدد شهر بستان حمله کرد که در پی مقاومت و ایستادگی سلحشوران لشکر امام حسین (ع) دشمن بعثی تار و مار گردید.

رزمندگان استان اصفهان علاوه بر لشکر امام حسین در قالب لشکر نجف اشرف به فرماندهی شهید احمد کاظمی تابلو زرینی را در تاریخ این کشور ترسیم کردند و در عملیات فتح المبین که در فروردین ماه سال 1361 شمسی منجر به آزادسازی منطقه وسیعی از خاک میهن اسلامی در غرب رودخانه کرحه تا عین خوش گردید، نقش گسترده ای ایفا نمود و شکست سنگین و دور از انتظاری را به نیروهای بعثی متجاوز وارد کردند.

مردم استان اصفهان در بسیاری از حماسه های پیروزمند دوران دفاع مقدس همچون عملیات های رمضان، محرم، والفجر مقدماتی، والفجر 1، والفجر 2، والفجر 4، خیبر، بدر و الفجر 8، کربلای 3، کربلای 4، کربلای 5، والفجر 10، نصر 5، و عملیات قادر حضوری پرشور داشتند و با شهادت شهید حسین خرازی در هشتم اسفندماه 1365 شمسی در کربلای 5 یکی از بزرگترین فرماندهان نظامی کشور و دلیر مردی عارف را از دست دادند.

 
لحظه شهادت/ دوم خرداد 1361/ عکاس: محمد رضا شرف الدین

 
تقدیم 23 هزار شهید که بیش از 7300 نفر آنان در گلستان شهدای اصفهان آرمیده اند و 41 هزار مجروح جنگی و 3460 آزاده سرافراز، بخشی از ایثارگری و افتخارات مردم اصفهان در دفاع از انقلاب اسلامی است.

آنچه در این عکس ارزشمند، هنرمندانه تصویر شده است صحنه ای شکوهمند است از شهادت، قابی از قد و قامت قبیله قبله، روایتی از راهیان رهایی، تصویری از خورشید و سرگذشت بسیجی سلحشوری از سرزمین سپاهان که سربلندی پرچم توحید و کرامت انسان را در این مرز و بوم رقم زد.

 پی نوشت:

 1- این عکس برگرفته از مجموعه نفیس عکس های دفاع مقدس، با عنوان خروش لاجورد است که درانجمن عکاسان انقلاب و دفاع مقدس به چاپ رسیده است.

2- این روزها بغضی عجیب همراه من است، می خواهم در سیمای آسمانی شهدا، راز صداقت را بپرسم، هنوز امید دارم تا راز وصال را دریابم، برایم سخت است اینکه این روزها نا اهلان چه حرفها که نمی زنند، می گویند: بسیجی مال زمان جنگ بود...حالا بسیجی ها را گروه فشار می نامند، و نمی دانند فشار شکستن محاصره یعنی چه؟، اینجا همه چیز مدرن شده، جز عکس های آسمان سیمای شهدا، که هنوز با ما مهربانند. حالا باید این عکس ها را سخت بر روی  قلبهایمان بفشاریم، تا مبادا آنها را از ما بربایند...، اگر نبود چشمان امیدوارمقام ولایت، چگونه می توانستیم بغض دوری از شما را تحمل کنیم...