کد خبر 10306
تاریخ انتشار: ۲۴ مهر ۱۳۸۹ - ۱۶:۲۴

کشور تاجيکستان پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، هدف اطماع سيري ناپذير واشنگتن در بخش هاي فرهنگي، سياسي، اقتصادي، نظامي و امنيتي قرار گرفت و اکنون شاهد گسترش روزافزون نفوذ آمريکا در اين کشور فارسي زبان آسياي ميانه هستيم.

به گزارش مشرق، پس از فروپاشي شوروي حوزه سي‌آي‌اس به طور اعم و آسياي مرکزي به صورت اخص با خلاً مشهود قدرت مواجه شد و همين امر قدرت‌هاي مختلف منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي را براي پر کردن اين خلأ به اين منطقه کشاند.
در اين ميان، آمريکا که مدعاي هژموني جهاني را دارد بيش از سايرين براي نفوذ در اين منطقه تلاش کرده و اين مهم پس از حمله نظامي اين کشور به افغانستان و ضرورت حمايت لجستيکي از نيروهاي خود در اين کشور تشديد نيز شده است.
هرچند اين تلاش با مخالفت‌هاي مکرر روسيه و چين مواجه بوده، اما واشنگتن با ارائه امتيازات مختلف توانسته موافقت کشورهاي اين منطقه را براي پذيرش واشنگتن به دست آورد. تاجيکستان از جمله اين کشورها است که به تبع نيازهاي مختلف امنيتي و اقتصادي، تعامل با امريکا را راه‌کاري براي تقليل مشکلات خود دانسته و بر اين اساس در مقاطع مختلف به روابط نزديک با واشنگتن ابراز تمايل کرده است.

مقدمه
آسياي مرکزي پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروري مورد توجه قدرت‌هاي بزرگ جهاني به خصوص آمريکا قرار گرفته است. هر چند از منطقه آسياي مرکزي در گذشته با نام "هارتلند و يک منطقه ژئواستراتژيکي" ياد مي‌شد، اينک با اضافه شدن جنبه‌هاي ژئوکونوميک، آسياي مرکزي به يک منطقه حياتي ژئوستراتژيک و ژئوکونوميک تبديل شده است. در واقع، اهميت اقتصادي (ژئوکونوميک) و سياسي (ژئوپوليتيک) آن با يکديگر منطبق شده و موجب شده است تا ضرورت توجه بدان دو چندان شود. اين منطقه، با روسيه 4846 کيلومتر، با چين 2805 کيلومتر، با افغانستان 2087 کيلومتر و با ايران 992 کيلومتر مرز مشترک دارد و تبديل شدن آن به منطقه نفوذ براي هر قدرتي، کنترل کشورهاي همسايه منطقه را به ارمغان مي‌آورد و به لحاظ امنيتي و نظامي فوق العاده مهم است.
از سوي ديگر، در غرب اين منطقه، درياي خزر واقع شده است که از نظر ذخائر نفتي در مقام دوم قرار دارد و طبق آمار رسمي، 33 ميليارد تن نفت و حدود 300 ميليارد تن گاز ذخيره دنيا را در خود جاي داده است. جدا از منابع طبيعي همچون نقره (ذخيره تاجيکستان بعد از مکزيک در مقام دوم قرار دارد) طلا (در ازبکستان) و تمامي مواد معدني مطابق با جدول مندليف در قزاقستان و ... که در جاي خود قابل بحث است، اين منطقه در موقعيت مرکزي و اتصال دهنده شرق دور و نزديک واقع شده است. در اين نوشته، کوشش شده تا به مسائل حضور آمريکا در تاجيکستان به ويژه در دور پس از 11 سپتامبر پرداخته شود.

پيشينه حضور قدرت‌هاي استعماري در منطقه
به طور قطع، فعاليت‌هاي روسيه و انگلستان در قرن نوزدهم در منطقه آسياي مرکزي تشديد شد و پيشروي انگليس در جنوب در درون آب هاي خليح فارس و اقيانوس هند افزايش يافت. تزارهاي روس نيز در جنوب مرزهاي خود در درون خشکي پيشروي خود را به طرف آسياي مرکزي آغاز کردند. در نتيجه فعاليت‌هاي سياسي، منطقه آسياي مرکزي جولانگاه امپراتوري روسيه و منطقه شبه قاره هند نيز مرکز فعاليت‌هاي استعماري بريتانيا شد. حاصل اين رقابت ها تولد کشور بي نام افعانستان بود که به منطقه حائلي بين منافع دو ابر قدرت در قرن 19 تبديل شد. با وقوع انقلاب اکتبر 1917 در روسيه، نفوذ و رقابت امپراتوري روسيه و بريتانيا و معيارهاي جديد تداوم يافت. اما با پايان يافتن جنگ جهاني دوم و تسلط شوروي بر اروپاي شرقي، جهان وارد مرحله جنگ سرد شد و رقابت ها و تضادها اين بار بين مسکو و واشنگتن رهبري مي‌شد تا که فروپاشي شوروي تداوم يافت. در همه اين دوران ها، منطقه آسياي مرکزي جزء مناطق تحت مناسبات استعماري مسکو با جمهوري‌هاي محروم باقي ماند. با فروپاشي اتحاد جماهير شوروي در منطقه آسياي مرکزي، پنج کشور مستقل متولد شد و تسلط قدرت شرق گرفتاري‌هاي سياسي و اقتصادي و اجتماعي بر منطقه پس از استقلال کم رنگ شد.

سابقه حضور آمريکا در جمهوري تاجيکستان
خلأ ناشي از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و آغاز دوره انزواي سياسي روسيه، توجه ايالات متحده آمريکا را به منطقه جلب کرد. آمريکا از نخستين کشورهايي بود که استقلال جمهوري‌هاي آسياي مرکزي را به رسميت شناخت و رسميت جمهوري تاجيکستان را در اوايل سال 1992 بعد از جمهوري اسلامي‌آيران اعلام و سفارت خود را در پايتخت اين کشور افتتاح کرد. در ده سال پس از استقلال، سياست‌هاي آمريکا در تاجيکستان با فراز و نشيب و تناقضاتي همراه بود. هر چند آمريکا در ملاقات‌هاي آغازين با دولت مردان تاجيکستان، بر پيروي از الگوي ترکيه در ساختار سياسي و برقراري حکومتي لائيک در اين کشور تأکيد مي‌کرد. اما بر خلاف اعلام رسمي مبني بر همکاري با حکومت مصالحه ملي در سال‌هاي آغازين استقلال، با حمايت از گروهي ياغي همچون " سنگک صفراف " در منطقه کولاب، عملأ کارنامه منفي از خود به جاي گذاشت.
براي مثال، اسکودير، سفير وقت آمريکا، به بهانه کمک هاي بشر دوستانه به کولاب سفر کرد و در مناقشات دولت با اپوزيسون، با يک جانبه گرايي خشم گروهاي اپوزيسيون را برانگيخت. از سور ديگر، مناسبات نزديک دولت تاجيکستان با روسيه موجب شد تا جايي براي حضور آمريکايي‌ها فراهم نشود. آمريکا در مقاطعي هم به جاي گرفتن مواضع حاد عليه نهضت اسلامي تاجيکستان، سکوت پيشه مي‌کرد، اما پس از انعقاد معاهده صلح 1997بين حکومت تاجيکستان و نيروهاي مخالف، تلاش کرد تا روابط خود را با دولت تحکيم بخشد. در اواسط 1998 نيز به علل امنيتي کنت اسميت، معاون سفير آمريکا در تاجيکستان، اعلام کرد که آمريکا ديپلمات‌هاي خود را از دوشنبه خاج مي‌کند که برخي از آنان به آلماتي (پايتخت قزاقستان) منتقل شدند. اما با حوادث 11 سپتامبر نگاه آمريکا در منطقه آسياي مرکزي و تاجيکستان دگرگون شد.

حضور آمريکا بعد از 11 سپتامبر
حوادث يازدهم سپتامبر موجب شد تا آمريکا به بهانه مبارزه با تروريسم که مرکز ان در افغانستان بود، نيروهاي بسياري به منطقه آسياي مرکزي اعزام کند و بخش اعظم حمله نظامي عليه افغانستان را از اين منطقه انجام دهد. آمريکا با رضايت ازبکستان و قرقيزستان در اين دو کشور پايگاههاي نظامي تأسيس کرد و اجازه عبور از حريم هوايي کشورهايي همچون روسيه، قزاقستان و تاجيکستان را به دست آورد که آغاز نفوذ بيشتر در آينده منطقه بود. اين خبر، در اول مهر ماه 1380از سوي خبرگزاري‌ها اعلام شد و شماري از هيئت‌هاي نظامي‌آمريکا براي مطالعه در مورد احداث پايگاه نظامي تاجيکستان و همچنين آماده سازي پايگاه هوايي عيني در شرق دوشنبه وارد اين کشور شدند. توجه به عين مطالب ضمن نگاه به اهداف آمريکا در منطقه آسياي مرکزي، به طور مشخص به بررسي اهداف آمريکا در تاجيکستان مي پردازيم.
در يک نگاه کلي، آمريکا قصد دارد با حضور در منطقه آسياي مرکزي، کنترل خود را نسبت به رقيب سنتي خود- روسيه – افزايش دهد و ان را حفظ کند. آمريکا در دوران جنگ سرد و جهان دو قطبي نيز اين هدف را دنبال مي‌کرد، و با تداوم اين کنترل، تلاش مي‌کند تا روسيه را به قدرت تنزل يافته منطقه اي تبديل کند. مسئله بعدي، اهميت دريار خزر است که به عنوان خليج فارس دوم مطرح است. سومين هدف مي‌تواند کنترل جريان هاي اسلامي در کل منطقه باشد. از آنجا که رفتارهاي سياسي متزلزلي در منطقه وجود دارد . پتانسيل مذهبي در منطقه به علت محدوديت‌هاي دهه‌هاي گذشته فوران کرده است، مهار نکردن آن ممکن است در آينده براي سياست خارجي اين کشور مشکل ساز باشد. هر چند رشد و فعال شدن تفکر مارکسيستي هم بعيد نيست. چهارمين هدف آمريکا کنترل چين و هند است که مرزهاي مشترک در منطقه دارند يا قابل دسترسي اند.
افزون بر اين، تقابل با همکاري‌هاي منطقه اي مي‌تواند از ديگر اهداف آمريکا در منطقه باشد. غير از انتقال انرژي از راه ايران در مشارکت‌هاي منطقه اي و سازمان اقتصادي اکو بحث ايجاد محور جديد شمال – جنوب براي اتصال روسيه از طريق منطقه آسياي مرکزي و ايران به هند، دو طرح مهمي‌آست که حساسيت‌هاي آمريکا را برانگيخته است. از سوي ديگر، با توجه به انرژي‌هاي موجود در منطقه و کنترل احتمالي امريکا بر آن،تضعيف اوپک که بيشتر يک سازمان همکاري نفتي در حوزه خليج فارس به شمار مي‌آيد، هم مي‌تواند هدف بعدي آمريکا در منطقه باشد. آمريکا همچنين خواستار تضعيف پيمان مشترک المنافع است که پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي براي همکاري کشورهاي پانزده گانه شوروي سابق تشکيل شد و مي‌تواند تهديدي براي آمريکا در نتيجه همگرايي کشورهاي منطقه باشد. از آنجا که ايران در دهه بعد از استقلال ضمن برقراري روابط منطقي با جمهوري‌هاي آسياي مرکزي، در تقابل با کشورهاي منطقه است، بر هم زدن روابط ايران و کاهش نفوذ آن در منطقه و پيدا کردن بازار مصرف براي جمعيت قريب به 60 ميليوني و سلطه فرهنگ‍ي از ديگر اهداف آمريکاست.
با اين وضع، بايد ديد آمريکا در تاجيکستان به دنبال چيست؟ اين پندار که نفوذ آمريکا در منطقه به خصوص در تاجيکستان تنها بعد از واقعه 11 سپتامبر و از طريق سياست‌هاي نظامي صورت گرفته است، انديشه درستي نيست، همان گونه که گفته شد، آمريکا از جمله کشورهايي بود که در دوران جنگ داخلي و بحران دروني در تاجيکستان، از طريق سازمان هاي دولتي و غير دولتي و بين المللي در قالب کمک هاي بشر دوستانه اقداماتي انجام داد، به طوري که بيشترين کمک ها به منطقه کولاب بود و هنگامي‌که اين واقعيت را پذيرفت که نهضت اسلامي تاجيکستان نيرويي بالنسبه قوي در صحنه سياسي اين کشور محسوب مي‌شود، مناسبات خود را با نهضت مجددأ تنظيم کرد. اما از ديدگاه کارشناسان سياسي، اهميت استراتژيکي تاجيکستان مهم ترين علت توجه امريکا به اين کشور است. تاجيکستان بيش از 1200 کيلومتر مرز مشترک با افغانستان دارد و مي‌تواند از مکان هاي کنترل اين کشور و ارسال کمک هاي نظامي به افغانستان باشد.
چند ماه قبل از شروع عمليات در افغانستان تامي فرانکس که بعدأ به فرماندهي نيروهاي امريکايي در افغانستان منصوب شد، سفر به اين کشور با امام علي رحمان اف، رئيس جمهور اين کشور، ديدار کرد که با شروع جنگ اين ديدارها افزايش يافت. هدف بعدي آمريکا از حضور در تاجيکستان جلوگيري از جنگ هاي داخلي است که مي‌تواند اوضاع سياسي و نظامي منطقه و جهان را تحت تاثير قرار دهد. در اعلاميه‌هاي رسمي مقامات دولتي آمريکا نيز به اين هدف اشاره شده است، براي مثال، جلوگيري از رشد سلاح هاي کشتار جمعي (سلاح‌هاي هسته‌اي، شيميايي و ميکروبي)، جلوگيري از رشد موج اسلام گرايي، پشتيباني از روند دموکراسي و حفظ حقوق انسان ها و کمک‌رساني به کشورهاي منطقه در کشف و استخراج معدن زيرزميني. رابرت فين، سفير وقت آمريکا در اين کشور، اشاره مي‌کند: «آمريکا براي تاجيکستان چيزي را مي خواهد که مردم تاجيکستان خواهان آن هستند. يعني مردم اين کشور پيش از هر چيز صلح و ثبات در کشور و توسعه دموکراسي را بر پايه اقتصاد بازار خواستارند.
آمريکا وظيفه خود مي داند که به جمهوري تازه استقلال يافته تاجيکستان در راه پياده کردن اهدافش کمک و ياري همه جانبه رساند. همچنين اعلام کرد که از آقاي رحمان اف براي دستيابي به هدف عالي خود يعني بي نيازي از کمک کشورهاي ديگر و دستيلبي به استقلال واقعي تا رسيدن به کشوري توسعه يافته، حمايت مي‌کند.» آگاهي داريم که تاجيکستان در بخش هاي نظامي و اقتصادي به روسيه کاملأ وابسته است. پس از فروپاشي شوروي، آمريکا تلاش کرده است تا جهان را بسوي تک قطبي شدن سوق دهد، ولي هنوز هم نفوذ روسيه در آسياي مرکزي (که جزء مناطق مهم است) و به خصوص در تاجيکستان به چشم مي خورد. از اين رو، آمريکا به دنبال تحکيم استقرار خود در اين کشور است.

اقدام‌‌هاي عملي امريکا براي تحکيم نفوذ در جمهوري تاجيکستان

1- کمک هاي بشر دوستانه
آمريکا تلاش دارد تا تقريبأ در همه جنبه‌هاي زندگي مردم اين کشور تأثير و نفوذ خود را عملي کند. بخشي از اين اقدامات با توجه به مشکلات اقتصادي مردم و دولت اين کشور، در قالب کمک هاي بشر دوستانه صورت گرفته است. اين کمک ها از دوران جنگ داخلي در قالب ارسال محموله‌هاي مواد غذايي از جمله گندم و غلات، تا کنون ادامه داشته است. در فوريه 2003 وزارت خارجه ايالات متحده آمريکا براي وزارت بهداشت تاجيکستان مبلغ 5.7 ميليون دلار تجهيزات پزشکي ارسال کرد که پس از واقعه 11 سپتامبر 2001، پنجمين کمک رساني بوده است. اين کمک ها، شامل آموزش و پرورش نيز مي‌شود. براي مثال در آوريل 2003 شعبه عمومي مؤسسه جامعه آزاد در همکاري با آژانس رشد بين المللي امريکا و انجمن بين المللي " قدم به قدم " در تالار مهمان سراي کيان در شهر دوشنبه به طور رسمي برنامه خود را معرفي کرد. مطابق اين برنامه، در آموزش کودکان زير ده سال از متدلوژي جديدي استفاده مي‌شود که با در نظر گرفتن خصوصيات ملي هر دانش آموزي به طور انفرادي تحت آموزش قرار مي گيرد. اين آژانس همکاري نزديکي با وزارت معارف جمهوري بر قرار کرده است. بانک جهاني، بانک آسيا و بنياد آقاخان در اين بخش سزمايه گذاري کرده‌اند. از سوي ديگر، سفير امريکا در تاجيکستان از کمک 30 ميليون دلاري به اين کشور در سال 2003 خبر داد، هر چند وعده کمک يک ميليارد دلاري غرب و آمريکا هنوز تخقق نيافته است.

2- فعاليت در بخش‌هاي فرهنگي
بخشي ديگر از اقدامات آمريکا در تاجيکستان به قشر دانشگاهي اين کشور مربوط مي‌شود. که جذب دانشجويان تاجيک به آمريکا از جمله اين برنامه هاست.در اوايل سال 2003، نشست مشورتي اعضاي سفارت آمريکا با مسؤلان دولتي تاجيکستان صورت گرفت در اين جلسه، حيدر ادينايف، معاون آموزش و پرورش، نيانا ايواسن، از مقامات سفارت آمريکا، جوليا مکي، نماينده منطقه اي شوراي آمريکا در امور آموزش . برخي ديگر از مقامات تاجيکي، درباره همکاري‌هاي مشترک تبادل نظر کردند. حاصل اين نشست فرمان رئيس جمهور در مارس 2003 مبني بر توجه به امر آموزش زبان انگليسي بود و در دانشگاه ها و ساير مراکز دوره‌هاي کوتاه مدت و بلند مدت آموزش زبان انگليسي افتتاح شد. در طرحي که سفارت آمريکا در يکي از نشريات داخلي نيز به چاپ رسيد، اطلاعات مکتوبي يراي سفر به آمريکا و تحصيل در آنجا ارائه شد که برخي جوانان تاجيک با استقبال برگ هاي آن را تکميل کردند(1). سواي از ان در قالب پاسداران صلح راه‌اندازي. کمپهاي فرهنگي در تاجيکستان تشديد شده است که به طور نمونه در منطقه اي سر سبز در اين کشور اردوگاهي احداث شده که جوانان تاجيک در ان يک دوره زندگي به سبک امريکائي را تجربه مي کنند از سوئي ديگر يک سازمان امريکائي براي تو سعه رقص تاجيکي به اين کشورقول کمک داده است (2)

3- رسانه‌هاي گروهي و اصحاب مطبوعات
روزنامه نگاران تاجيک نيز از ديگر اقشار جامعه تحصيل کرده تاجيکستان اندکه مورد توجه فعاليت‌هاي فرهنگي آمريکا در اين جمهوري بوده‌اند. بخشي از اين کمک ها معطوف به برآوردن نيازمندي‌هاي فني و سخت افزاري اين قشر بوده است. در حال حاضر، تقريبأ در همه مناطق جمهوري با کمک سازمان هاي بين المللي به خصوص شعبه تاجيکستاني " جامعه آزاد " بنياد ساراس(3) به قشر روزنامه نگار کمک مي‌شود. براي مثال، در منطقه ختلان (کولاب) "‌ختلان پرس" تأسيس شد و براي روزنامه نگاران شهر دوشنبه نيز در آوريل همان سال واحد خبرگزاري افتتاح شد. از سوي ديگر، همه ساله ده ها روزنامه نگار تاجيک با کمک سازمان هاي بين المللي به کشور آمريکا سفر مي کنند و نمي‌توان در اين جمهوري نشزيه اي بافت که سردبير يا ... آن به آمريکا سفر نکرده باشد. روزنامه نجات، ترجمان نهضت اسلامي تاجيکستان، نيز از اين امر مستثني نبوده است. همچنين سازمان آمريکايي اينتر نيوز همايشي را براي آشنايي خبرنگاران تاجيکستان با مباني حقوق کار خبرنگاري در دوشنبه برگزار کرد. اين سازمان، فعاليت خود را در تاجيکستان از 8 سال پيش آغار کرده و در اين مدت با برپايي بيش از 60 همايش در زمينه‌هاي گوناگون دستور العمل هاي آموزشي ويژه اي را نيز به چاپ رسانده و در فعال کردن شبکه‌هاي راديو و تلويزيوني مستقل در مناطق تاجيکستان نقش داشته است.(4)

4- سياسي
اما علي رحمان، رئيس جمهور تاجيکستان، در سفرهاي متعدد به ايالات متحده آمريکا دراين سالهاي طولاني ، علاوه بر ملاقات با مقامات آمريکايي با رؤساي بانک هاي بين المللي و صندوق بين المللي پول نيز ديدار وتلاش کرد تا به جذب جامعه آمريکا (بخش دولتي و غير دولتي) براي بازسازي(5) اقتصاد اين کشور، که در جريان جنگ داخلي97-92 به شدت آسيب ديده بود، بپردازد و علاوه بر دريافت قول کمک 200 ميليون دلاري، قرار داد برنامه 6400000 دلاري سازمان ملل را براي مبارزه با تجارت مواد مخدر در مرزهاي اين کشور با افغانستان به امضا رساند، برخي رفت و امدهاي هيئت‌هاي سياسي و .. نيز موجب تقويت روابط دو کشور شده است. در سه ماه پاييز سال 80 نيز وزير دفاع؛ مشاور وزير خارجه و فرماندهي نيروهاي نظامي‌آمريکا به اين کشور سفر کردند. هيئتي از سناتورهاي آمريکايي نيز در 17 دي 1380 وارد دوشنبه پايتخت تاجيکستان شد که موضوعات اصلي گفتگوي آن بررسي راهاي مبارزه با تروريسم عنوان شده بود.(6)
در اوايل سال 81 نيز وزير خارجه وقت تاجيکستان، طلبک نظراف، برار ديدار رسمي يک هفته اي عازم آمريکا شد که گسترش و تعميق روابط در زمينه‌هاي امنيتي منطقه و... در دستور کار وي قرار داشت.(7) سفر رئيس چمهور تاجيکستان به ايالات متحده آمريکا در سالهاي گذشته ميلادي(8) سبب تقويت در مناسبات دو کشور بود.در اين سفرها هر دو طرف ضمن بحث درباره مسائل مربوط به اصلاحات سياسي و اقتصادي در تاجيکستان، در زمينه مبارزه با تروريسم بين المللي نيز به تبادل نظر مي پرداختند... در اظهارات مشترک هر دو،طرف حمايت از همکاري‌هاي استراتژيک که براي دو کشور سودمند است، مورد تأکيد قرار گرفته بود.از سوي ديگر، دولت آمريکا در چارچوب حمايت از آزادي به کشورهاي تاجيکستان، ازبکستان و قرقيزستان کمک مالي نموده بود که از ان جمله ميتوان به سال 2004 که مبلغ 157 ميليون دلار کمک نمود اشاره کرد.

5- همکاري‌هاي نظامي
همکاري‌هاي نظامي بلافاصله پس از واقعه 11 سپتامبر بين دو کشور آغاز و وارد مرحله جديدي شد.(9) همان طور که گفتيم، در زمان حملات نظامي‌آمريکا به افغانستان، ميان دو کشور توافقاتي مبني بر استفاده از حريم هوايي صورت گرفت ولي صورت عملي به خود نگرفت که از علل آن غير استاندارد بودن باند فرودگاه‌هاي تاجيکستان براي هواپيماهاي آمريکايي بود. در گفتگوهاي بعدي ، تعمير فرودگاه شهر دوشنبه در دستور کار قرار گرفت.همچنين. پذيرش عضويت تاجيکستان در سال 2002 (10)در ناتو و قرار داد اين کشور با امريکا در اگوست2002 مبني بر حق مصونيت به نظاميان آمريکايي از گسترش مناسبات نظامي تاجيکستان با ناتو و امريکا خبر مي دهد. بخش ديگر از همکاري‌هاي نظامي دو کشور در قالب کمک هاي نظامي‌آست، در 13 فوريه 2003 طي مراسمي فرانکلين هاول، سفير امريکا ، مقدار ده هزار دست لباس و کفش نظامي به ارزش 1345000 دلار به اين کشور اهدا کرد. همکاريها بعد از ان هم ادامه داشت، آمريکا بر اساس دو برنامه به اين جمهوري کمک نظامي کرد. بخشي از ان تحت عنوان "سرمايه گذاري نظامي در خارج" و قسمتي ديگر با آموزش بين المللي نظامي ميسر شده است. اجراي پروژه احداث پل بين تاجيکستان و افغانستان در ناحيه پنج (منطقه مرزي) که در دستور کار نيروهاي نظامي‌آمريکا قرار گرفته است، بخشي ديگر از کمک هاي نظامي‌آمريکا به نيروهاي مرزباني کشور تاجيکستان به شمار مي‌آيد.(11)
در 18 فوريه 2003 باز هم سفير آمريکا طي مراسمي به ميزان پانصد هزار دلار آمريکايي تجهيزات نظامي‌آز جمله بي سيم هاي صحرايي (بارت)، ژنراتورهاي گازوئيلي و رايانه و باتري به ژنرال عبدالرحمان عظيم اف هديه کرد و تا پايان همان سال دو مرحله ديگر نيز از اين کمک ها وجود داشت. همه اين موارد همکاري‌هاي نظامي‌آمريکا پس از وقايع 11سپتامبر تحقق يافته است و اين در حالي است که امريکا از سال 1993 جمهوري تاجيکستان را به علت بحران داخلي مورد تحريم فروش سلاح قرار داده بود. اما در تاريخ 9 فوريه 2002با سخنان سخنگوي دولت امريکا که خبرگزاري‌ها نيز آن را منتشر کردند، لغو تحريم فروش سلاح ها گامي مهم در جهت رشد هر چه بيشتر مناسبات دو کشور اعلام شد.(12) از آن هنگام تا کنون مهم ترين محور همکاري نظامي‌آمريکا با تاجيکستان از مبارزه با تروريسم بين المللي، قاچاق مواد مخدر ، تبادل اطلاعات ، آموزش هاي نظامي برگزاري همايش هاي منطقه اي و ...، ارسال تجهيزات نظامي‌آست.(13)
علاوه بر اين ، يک هيئت از وزارت انرژي آمريکا به تاجيکستان سفر کرد و بيشتر در خصوص توسعه نهادهاي ذي ربط دو کشور در زمينه ايمن سازي در قبال خطرهاي ناشي از تشعشعات اتمي و تفاله‌هاي هسته اي به گفتگو پرداخت. در اين ديدار که ، نماينده آژانس بين المللي انرژي اتمي، نيز حضور داشت مبلغ صد هزار دلار تجهيزات کنترل و سنجش درجه اشعه و دستگاه‌هاي مرتبط با مواد هسته اي به اين کشور منتقل و تحويل گرديد.(14)از هنگامي که هيئت نظامي‌آمريکايي در تاريخ 8 خرداد 1382 از تاجيکستان ديدار کرد و ضمن نشست با ژنرال راميل نادراف، معاون وزير دفاع، درباره توسعه روابط نظامي دو جانبه به مذاکره پرداخت. رابين فانتس که سرپرستي هيئت را برعهده داشت، آمادگي آمريکا را براي ارسال تجهيزات و امکانات لازم در شرايط اضطراري اعلام کرد و بر تداوم گذراندن دوره‌هاي آموزش نظامي‌آز جمله آموزش در بخش هاي فني مين روبي، آموزش زبان انگليسي و ضد تروريسم، ، تأکيد کرد. (15) بنابر اين محور بيشترين فعاليت ها ي نظامي‌آمريکا به بهانه ودر چارچوب مبارزه با تروريسم شکل گرفته است . هرچند در ماه سپتامبر 2010 خودرو هاي جيپ امريکايي به اين کشور تحويل شده و مبلغ 7 ميليون دلار به منظور کمک براي مبارزه با قاچاق مواد مخدر و تقويت مرز و انجام اصلاحات درپليس انجام گرفته است (26/6/1389) برخي از منابع خبري هم ذکر کرده‌اند که امريکا در صدد ساخت يک مرکز آموزش نظامي با بودجه اي معادل ده ميليون دلار در غرب اين کشور است که يک تمرين گاه مشترک نظامي با امريکاست.
از سوئي ديگر امريکا بازسازي پل هزارودويست متري رودخانه پنج را هم که پيشتر باز سازي انرا بر عهده گرفته بودصورت عملي گرفته است. تا بتواند بارهاي غير نظامي خود و يا ناتو را که در 21 آوريل2009 با دولت اين کشور توافق نمود رابه افغانستان انتقال دهد. اين پل نقش مهمي در تردد نيروهاي نظامي‌آمريکا به افغانستان خواهد داشت. برخي معتقدند همکاري‌هاي نظامي‌آمريکا از سال 1992 با برنامه اي تحت عنوان مشارکت براي صلح شروع شده است و تاکنون ادامه پيدا کرده که هدف اصلي ان آماده سازي الحاق تاجيکستان به ناتو و کسب مجوز حضور نظامي در تاجيکستان بوده است. از اين روست که هم مرکز ويژه ناتو در تاجيکستان افتتاح شده است(15 سپتامبر 2010) و هم از طريق هواپيماهاي بدون سرنشين و گروه‌هاي کوچک ويژه سطح جاسوسي از تاجيکستان توسط امريکايي‌ها افزايش يافته است.

6- کمک‌هاي اقتصادي
در جريان سفرهاي رئيس جمهور تاجيکستان به آمريکا قول کمکهائي نظير مبلغ پنجاه ميليون دلار از سوي آمريکا براي رشد تعاوني‌هاي کشاورزي داده شده است. که دولت براي حل مشکلات اقتصادي و برنامه‌هاي رشد و توسعه تلاش کند،امريکا ضمن حمايت از اين کشور براي پيوستن به سازمان تجارت جهاني، از تصميمات بانک جهاني و صندوق بين المللي پول پشتيباني مي‌کند. از سوي ديگر، دولت آمريکا براي اجراي طرح هاي مربوط به ترويج بازرگاني و ارائه اطلاعات در بخش هاي اقتصادي دست به کار شده است. کمک هاي اقتصادي شامل آموزشهاي بازرگاني هم است، بخشي ديگر از همکاري‌هاي اقتصادي مربوط به اعطاي وام 120 ميليون دلاري بانک توسعه آسيا به اين کشور است. گيرت واندر ليندن، مدير کل بانک در امور کشورهاي آسياي مرکزي، ضمن اعلام اين مطلب، به استفاده اين وام در بخش هاي توسعه انرژي، کشاورزي و بهداشت در تاجيکستان اشاره کرده. پس از امضاي موافقت نامه، بانک توسعه آسيا متعهد شده تا سطح فقر را در اين کشور از 83 درصد به 58 درصد تا پايان سال 2015 کاهش دهد.
اين روند در سفر وزير خارجه تاجيکستان به امريکا هم در بهمن 88 تشديد شد او تلاش داشت تا با امريکا توافق نامه را در زمينه‌هاي گوناگون امضا نمايد از جمله موارد توافقنامه مي‌توان به احداث راه اهن ترکمنستان به افغانستان و تاجيکستان و خط لوله گاز از همين مسير و مشارکت اين دولت در احداث نيروگاه راغون و تسريع در روند احداث خط انتقال برق قرقيز- تاجيک- افغان- پاکستان موسوم به CAS8-1000 بدست آورد که اين توافقات با ضمانت حقوقي فعاليت‌هاي سرمايه گذاران و شرکت‌هاي امريکايي در اين کشور توام باشد. اما آنچه مهم است راهبردي ترين تمرکز اقتصادي امريکا در تاجيکستان پروژه استخراج اورانيوم غني شده و مشارکت با انگلستان در بهره برداري از معادن طلاي اين کشور است که دولت تاجيکستان را با وعده حمايت از اين کشور د رگرفتن وام از صندوق بين المللي پول به همکاري جلب کرده است.

نتيجه‌گيري
همان گونه که يادآوري شد، آمريکا از نخستين کشورهايي است که پس از فروپاشي شوروي استقلال تاجبکستان را به رسميت شناخت. اما اين جمهوري به علت بروز جنگ داخلي طي سال هاي 1992 تا 1997در نظام بين المللي و به خصوص در سياست خارجي اروپا و آمريکا جايگاهي به دست نياورد. پس از قرار دادهاي آتش بس، صلح بين نيروهاي مخالف و دولت، برگزاري کميسيسون آتشي ملي، جامعه بين المللي به اين کشور توجه کرد و سياست آمريکا روابط با اين کشور بر قرار گرفت. در حوادث 11 سپتامبر، افغانستان کانون بين المللي تروريسم شناخته شد و تاجيکستان که همسايه شمالي اين کشور با مرزهاي طولاني بود، مي‌توانست اهميتي استرتژيک در اين ماجرا داشته باشد. از اين رو ، مجددأ مورد توجه آمريکا و اروپا قرار گرفت. با شکست طالبان در افغانستان و برقراري دولت انتقالي (حامد کرزاي) ، جنبه‌هاي ژئواکونوميکي (آب، آلومينيوم، پنبه، طلا، اورانيوم و ...) در تاجيکستان اهميت سوق الجيشي يافت و اين کشوربه نقطه توجه سياست خارجي امريکا تبديل شد.
به نظر مي‌آيد که آمريکا تلاش جدي براي ورود به يکي از خلوت ترين حياط هاي روسيه در آسياي مرکزي را اغاز کرده است، به گونه اي که در نتيجه غفلت روسيه و... ممکن است ديگر حتي صداي تانک و کفش نظاميان روس در خاک تاجيکستان هم به گوش نرسد. تشديد حضور امريکا در تاجيکستان احتمالا با يک سناريو ساختگي القاعده اي همراه خواهد شد. تاجيکستان جذابيتي غير از اهميت استراتژيکي و امنيتي براي امريکا ندارد. امريکا به دنبال برقراري امنيت در افغانستان نيست. افغانستان بي ثبات باقي خواهد ماند تا از اين تهديد، تثبيت حضور امريکا در آسياي مرکزي تامين شود. امريکا تمايل دارد تا در آسياي مرکزي بماند ودر فضاي نظامي، استراتژِکي، و ژئوپليتيکي آن به دنبال تحقق آسياي مرکزي بزرگ بدون روسيه و چين و ايران و الحاق آن به خاورميانه بزرگ باشد. افزايش ميزان بازديد نمايندگان بلند پايه ناتو و امريکا درمنطقه و افزايش سرمايه گذاري و اجراي طرح هايي که سخن از ان رفت قابل تامل است. امريکا در دوره وزارت همراه خان ظريفي با چراغ خاموش و بي سروصدا نفوذ خود را در تاجيکستان افزايش داده است. اما بهتر است دولت تاجيکستان در مسيري گام بردارد که مبتني بر واقعيات است، آن واقعيات عبارت از اين است که امريکا و غرب از افغانستان خواهند رفت، ليبراليزم امريکايي در حال فروپاشي است و تاجيکستان بايد همچنان بر همکاري‌هاي امنيتي و سياسي خود با شرکاي سنتي و کشورهاي منطقه را دنبال کند که غرب قابل اعتماد نيست.

منابع
1- دوشنبه، واحد مرکزي خبر، 29/8/1381
2- WWW.ADYANNEWS.COM (10/6/1389 , 28 MAY 2008)
3- اين بنياد از نهادهاي حضور فرهنگي امريکا در تاجيکستان است و از سال 1979 که صندوق جامعه باز درنيويورک تاسيس شد تاکنون در بيشتر مناطق دنيا نمايندگي دارد.
4- دوشنبه، خبرگزاري جمهوري اسلامي‌آيران،7/11/81
5- واحد مرکزي خبر، دوشنبه، 30/1/1387
6- خبرگزاري حمهوري اسلامي‌آيران، 17/10/1380
7- همان ،21/6/1381
8- بخش تاجيکي راديو ازادي، 23/9/1381
9- در بازديد ژنرال تامي فرانکس در 30 دي 2001 از تاجيکستان
10- بخشتاجيکي راديو ازادي، 23/8/1380
11- خبرگزاري جمهوري اسلامي‌آيران، دوشنبه، 5/2/1381
12- آرشيو راديو تاجيکي، 21/10/1380
13- دوشنبه خبرگزاري جمهوري اسلامي‌آيران، 8/11/1380
14- همان، 21/9/1381
15- همان، 8/3/1382
16- بخش ازبکي راديو بي بي سي، 7/10/1381
17- دوشنبه ، واحد مرکزي خبر، 8/12/1381
18- دوشنبه، خبرگزاري جمهوري اسلامي‌آيران، 11/9/1381