تعداد رمان‌هایی که حضرت‌ آیت‌الله خامنه‌ای در مشهد و پیش از رفتن به قم خوانده‌اند، بیش از هزار عنوان بوده است.

به گزارش مشرق، «هیچ بیانی نمی‌تواند تاریخ را مثل داستان و قصه بیان کند. وقتی درباره تاریخ با زبان غیر هنری حرف می‌زنیم، مثل این است که از فاصله‌ ده هزار پایی زمین، از شهری عکس برمی‌داریم. طبیعتاً ابعاد شهر و خیابان‌های اصلی شهر هم پیداست، اما در آنجا آدم‌ها چه‌کار می‌کنند؟ خوبند؟ بدند؟ فقیرند؟ غنی‌اند؟ راحت‌اند؟ خوابند؟ دعوا می‌کنند؟ می‌رقصند؟ اصلاً هیچ‌چیزی معلوم نیست، تاریخ از آن بالا از ده هزارپایی شهری را عکس‌برداری می‌کند و به ما نشان می‌دهد، یک‌وقت هست که شما وارد شهر می‌شوید، البته همه کوچه‌های شهر را نمی‌توانید ببینید، اما دو سه کوچه شهر یا خیابان شهر را می‌روید، با افرادش حرف می‌زنید و از خانه‌ها عکس برمی‌دارید؛ از اتاق‌ها، از اسباب‌بازی بچه‌ها، از بوسیدن یک فرزند توسط مادرش ... همه‌ این‌ها را ترسیم می‌کند و در یک عکس،‌جلوی ما می‌گذارید. البته یک کوچه است، خیابان است، همه شهر نیست،‌اما می‌شود آن را تعمیم داد ...این زبان هنر از تاریخ است؛ قصه این است.» (من و کتاب ص ۶۴ و ۶۵)

این فراز از بیانات رهبر معظم انقلاب نشان‌دهنده عمق نگاه عالی‌ترین مقام نظام جمهوری اسلامی ایران به دنیای ادبیات و کتاب است، نگاهی که از سال‌های نوجوانی شکل‌گرفته از همان زمان که کتاب‌‌های کتابخانه پدر بزرگوارشان دریچه‌ای برای آشنایی ایشان با دنیای کتاب شد و تا امروز امتداد یافت؛ «کتابخانه پدر، کتاب‌های زیادی داشت و سید علی نوجوان از آن‌ها بهره‌ درسی می‌برد، اما از رمان، عنوانی در آن پیدا نمی‌شد. نزدیک خانه‌اش، کتاب‌فروشی کوچکی بود که این‌جور آثار را از آن کرایه می‌کرد، می‌خواند و پس می‌داد. کتابخانه‌ی استان قدس هم نعمتی بود.» (شرح اسم ص ۶۸)

این کتابخانه که هدایت الله بهبودی مؤلف کتاب شرح اسم از آن به‌عنوان نعمت نام می‌برد،‌ کتابخانه‌ای با مخازن قابل‌توجه بود که تقریباً همه‌جور کتاب و رمانی در آن پیدا می‌شد و طلبه‌ی جوانان سال‌های مشهد اوقات بسیاری را در دل آن می‌گذراند. انس با کتاب و علاقه به دنیای کتاب در وجود ایشان به حدی بود که وقتی به کتاب‌خانه ‌آستان قدس رضوی می‌رفتند، غرق در مطالعه می‌شدند؛ «گاهی روزها به آنجا می‌رفتم و مشغول مطالعه می‌شدم. صدای اذان با بلندگو پخش می‌شد. به‌قدری غرق در مطالعه بودم که صدای اذان را نمی‌شنیدم. خیلی نزدیک بود و صدا خیلی شدید داخل قرائت‌خانه می‌آمد و ظهر می‌گذشت. بعد از مدتی می‌فهمیدم که ظهر شده است.» (من و کتاب ص ۱۸)

بهبودی در کتاب شرح اسم نوشته که ایشان «قدر کتاب‌خانه آستان قدس رضوی را خوب می‌دانست؛ هم به دلیل وفور منابع و هم کرایه نکردن کتاب‌ها، که روزی یک ریال برای آن کنار می‌گذاشت. «بینوایان» (اثر ویکتور هوگو) را در همین کتاب‌خانه خواند.» (ص ۶۹)

 در این کتاب‌خانه اتفاق جالبی هم رخ می‌داد، خوانندگان کتاب‌های رمان، وقتی کتابی را می‌خواندند، در حاشیه‌ آن از کتاب‌های دیگری که خوانده بودند تعریف می‌کردند، درواقع این مخاطبان دیگران را راهنمایی می‌کردند تا رمان‌های دیگری را که آن‌ها دوست داشته‌اند بخوانند. مقام معظم رهبری هم کتاب‌ها و رمان‌هایی را که دوست داشتند با همین شیوه به سایر کسانی معرفی می‌کردند که مشتری پر و پا قرص این کتاب‌خانه بودند. ایشان در آن ایام در حاشیه‌ رمان‌هایی که می‌خواندند با خط خوشی که داشتند،‌ آثار مهم نویسندگان دیگر را معرفی می‌کردند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در مورد این شیوه‌ معرفی کتاب در آن زمان فرموده‌اند: «شاید الآن در حواشی آن‌ها اگر بریده نشده باشد، پاک نشده باشد،‌خط من در اغلب این‌ها باشد.» (شرح اسم ص ۶۹)

ایشان در آن ایام رمان‌های بسیاری را خواندند و درجایی فرموده‌اند که در آن زمان معمولاً رمانی نبود که نام‌برده شود و من نخوانده باشم. بااین‌حال اما آرام سمت‌وسوی رمان خوانی ایشان آن‌طور که مؤلف «شرح اسم» می‌نویسد،‌به شناخت جست‌وجوی انسان‌ها، تمدن‌ها، فرهنگ‌ها و مناسبات نهفته در این داستان‌ها پرداخت و به‌سوی رمان‌هایی که زمینه‌ی تاریخی داشتند کشیده شد. کتاب‌هایی چون «جنگ و صلح» نوشته تولستوی، «بینوایان» نوشته هوگو، «‌ژان کریستف» اثر رومن رولان،‌ «دن آرام» اثر شولوخوف، «کمدی الهی» اثر دانته و ... از جمله‌ این کتاب‌ها بودند.

ایشان برخی از این‌ کتاب‌ها را بعد‌ها برای بار دوم هم خواندند، مثل «بینوایان» شاهکار نویسنده نامدار فرانسوی ویکتور هوگو. ایشان درباره‌ این رمان گفته‌اند: «بینوایان یک معجزه است درعالم رمان‌نویسی... کتاب جامعه‌شناسی است، کتاب تاریخی است،‌کتاب انتقادی است، کتاب الهی است،‌ کتاب محبت و عاطفه و عشق است.» (شرح اسم ص ۷۰)

با ورود به آموزش‌های فقهی در پایان دوره سطح و ابتدای درس خارج، از شدت مطالعه و گرایش ایشان به رمان کاسته می‌شود، اما طبق نوشته‌ بهبودی قطع نمی‌شود،‌ در آن دوره که شاید پنج سالی به درازا کشیده است، «کمتر رمانی بوده اسم آورده بشود و ایشان نخوانده باشند.»

ایشان در مصاحبه‌ای با مرکز اسناد انقلاب اسلامی گفته‌اند که تعداد رمان‌هایی که در مشهد و پیش از حرکت به سمت قم خوانده‌اند بیش از هزار عنوان کتاب بوده است.

در کنار علاقه به رمان و داستان ایشان از دوران نوجوانی ذوق شاعرانه داشته‌اند و در جوانی هم اشعار بسیار زیبایی می‌سروده‌اند، همین علاقه به شعر باعث می‌شود تا رهبر معظم انقلاب در محافل ادبی مشهد وارد شوند و باذوق ادبی و توان بالایی که در نقد اشعار داشته‌اند به یکی از چهره‌های جوان و صاحب‌ذوق و بادانش این محافل تبدیل شوند.

این علاقه به مطالعه و ادبیات و هنر همچنان در وجود ایشان باقی‌مانده و باوجود سختی‌های فراوانی که در دوران مبارزه کشیده‌اند و بعد‌ها مناصب مهم حکومتی که پس از پیروزی انقلاب داشته‌اند، همچنان مطالعه کتاب و انس با دنیای فرهنگ و هنر را رها نکرده‌اند.

روایتی از رمان‌خوانی رهبر انقلاب در جوانی و نوجوانی

کتاب و کتاب‌خوانی از نگاه رهبر معظم انقلاب

کتاب و کتاب‌خوانی یکی از دغدغه‌های همیشگی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب بوده و هست. ایشان از زمان نوجوانی و جوانی تا امروز همیشه به کتاب‌ و کتاب‌خوانی عشق ورزیده‌اند و تلاش کرده‌اند تا فواید مطالعه و انس با کتاب را در دیدار با مردم و مسئولان گوشزد کنند. در ادامه فراز‌هایی از بیانات ایشان را درباره‌ی کتاب و کتاب‌خوانی می‌خوانیم که از کتاب «من و کتاب» گلچین شده‌اند. «من و کتاب» که نشر سوره آن‌ها منتشر کرده، دربرگیرنده‌ بیانات رهبر معظم انقلاب درباره‌ کتاب و کتاب‌خوانی،‌کتاب‌هایی که خوانده‌اند، خاطراتشان از کتاب‌خوانی در ایام نوجوانی و جوانی و ... است.

خسارت بزرگ
کتاب، دروازه‌ای به‌سوی جهان گسترده دانش و معرفت است و کتاب خوب، یکی از بهترین ابزارهای کمال بشری است... کسی که با این دنیای زیبا وزندگی بخش، دنیای کتاب، ارتباط ندارد، بی‌شک از مهم‌ترین دست آورد انسانی و نیز از بیشترین معارف الهی و بشری محروم است. برای یک ملت، خسارتی بزرگ است که افراد آن با کتاب سروکار نداشته باشند؛ و برای یک فرد، توفیق عظیمی است که با کتاب مأنوس و همواره در حال بهره‌گیری از آن، یعنی آموختن چیزهای تازه باشد...

مجبورید اهمیت بدهید
اگر ازاین‌جهت هم حساب کنید که امروز این ملت، ملتی است که در دنیا دچار ستم‌های ناشی از اعمال غرض قدرت‌های استکباری جهان است، پس باید از خودش دفاع کند، کدام دفاع ملی است که در درجه اول متکی به فرهنگ و آموزش و بینش و دانش نباشد؟ پس بازهم به «کتاب» برمی‌گردیم؛ یعنی شما از هر طرف که بچرخید مجبورید به کتاب اهمیت بدهید. من تعجب می‌کنم که چرا ما به‌عنوان دولت جمهوری اسلامی، آن مقداری که به کتاب اهمیت می‌دهیم، ده برابر آن را اهمیت نمی‌دهیم؟

راه میان‌بر
همه اطراف ما را خبرهای تازه پرکرده است، این‌قدر معلومات، این‌قدر معارف در همه زمینه‌ها؛ چه طور حاضر نیستیم سرک بکشیم و نگاهی بکنیم و ببینیم چه خبر است و در این دنیای معارف چه می‌گذرد؟ راهش این است که کتاب بخوانیم. هر کس که کتاب بخواند، از بخشی از معارف موجود عالم، از خبرهایی که در دنیا هست، از چیزهایی که بوده است، حتی ازآنچه در همه زمینه‌ها خواهد بود، مطلع خواهد شد؛ بنابراین بایستی کتاب‌خوانی را برای خودمان عادت قرار بدهیم.

جای کتاب را هیچ‌چیز پر نمی‌کند
کتاب، مقوله بسیار مهمی است. البته من به کارهای هنری، تصویری، تلویزیون، سینما یا از این قبیل چیزها، خیلی اعتقاددارم؛ اما کتاب نقش مخصوصی دارد. جای کتاب را هیچ‌چیزی پر نمی‌کند. کتاب را باید ترویج کرد... مردم باید به کتاب‌خوانی عادت کنند و کتاب وارد زندگی بشود. چندی پیش من دیدم که همین تلویزیون با بعضی از جوانان مصاحبه کرده و پرسیده بود که آقا! شما کتاب می‌خوانید؟ پاسخ داده بودند که نه اصلاً کتاب را جزو ضروریات زندگی نمی‌دانند!

روایتی از رمان‌خوانی رهبر انقلاب در جوانی و نوجوانی

مولفان از نگاه مقام معظم رهبری

مقام معظم رهبری به مناسبت‌های گوناگون با توجه به شناخت عمیقی که از آثار نویسندگان، شاعران، مولفان و مترجمان کشورمان دارند، درباره‌ی آثار و منش بسیاری از آن‌ها سخن گفته‌اند. در ادامه نظر ایشان درباره‌ی پنج چهره از پنج حوزه‌ی مختلف را به نقل پایگاه  حفظ و نشر آثار ایشان می‌خوانیم

شهید مطهری
لازم است جوانان، مخصوصاً آن‌هایى که با معرفت و دانش سروکار دارند مثل روحانیون، معلمین، دانشجویان و نویسندگان با آثار شهید مطهرى‌ ارتباط نزدیک برقرار کنند و کتابهاى آن بزرگوار را بخوانند. این کتابها حقیقتاً بینش وسیعى و در موارد بسیار، بینش نوینى به خواننده‌ى خود مى‌بخشد. امیدواریم خداوند متعال، فضل و رحمت خود را بر این روح مطهر نازل فرماید و جامعه‌ى ما را قدردان او کند و راه تحقیق و تفحص و نوآورى و فهم بیش از پیش را، در زمینه‌ى معارف بشرى و اسلامى، براى جامعه‌ى ما هموار فرماید.

ابوریحان بیرونی
در کشور ما، هزار سال علم و دین در کنار یکدیگر بودند. علما و پزشکان و منجمان و ریاضی‌دان‌های بزرگ تاریخ ما ـ آن کسانی که امروز نام‌شان و اکتشافات‌شان هنوز در دنیا مطرح است ـ جزو علمای باللَّه و صاحبان دین و متفکران دینی بودند. ابن‌سینایی که هنوز کتاب طب او در دنیا به عنوان یک کتاب زنده‌ی علمی مطرح است و در شؤون مختلف به عنوان یک چهره‌ی برجسته‌ی تاریخ بشر، در همه‌ی صحنه‌های علمی دنیا در این هزار سال مطرح بوده و هنوز هم مطرح است و بعضی کارها در تاریخچه‌ی علم به نام او ثبت شده، یک عالم دینی هم بوده است. محمّدبن زکریای رازی و ابوریحان ‌بیرونی و دیگر علما و دانشمندان و متفکران و مکتشفان و مخترعان دنیای اسلام نیز همین‌طور بوده‌اند. این، وضع کشور ما و دنیای اسلام بود.| بیانات در دیدار جمعی از دانشجویان و طلاب ۱۳۶۸/۰۹/۲۹

احمد آرام
مرحوم احمد آرام یکی از پیشروان و چیره دستان فن ترجمه در کشور ما است و حق عظیم او در ارائه‌ی ترجمه‌ی متقن و امین، ستودنی است. فراتر از همه، ایمان عمیق و معرفت روشن آن مرحوم به مبانی دین مبین و انس و ارادت او به قرآن کریم و آثار پیشوایان معصوم (علیهم‌السّلام) و صفا و وارستگی و رفتار مؤمنانه‌یی است که به همه‌ی خدمات علمی و فرهنگی، روح و معنویت می‌بخشد و آن را ماندگار و مبارک می‌سازد. پیام تسلیت به دکتر حداد عادل به مناسبت درگذشت جناب آقای احمد آرام 18/01/1377

کیومرث صابری فومنی
شادی کردن و شادی دادن به مردم، به‌معنای لودگی نیست. یکی از آقایانی که در صدا و سیما گاهی صحبت می‌کند و مصاحبه‌های خوب و صحبت‌های خوبی دارد - من گاهی گوش کرده‌ام - اصلاً شوخی نمی‌کند؛ اما تعبیرات و کیفیت بیانش طوری است که انسان گاهی بی‌اختیار لبخند به لب می‌آورد؛ این‌طور خوب است. طنز فاخر و برجسته، یکی از هنرهاست. طنز، هنر خیلی بزرگی است. بنده با مرحوم صابری شوخی می‌کردم و میگفتم «طنازها»! طنازهای واقعی را تقویت کنید، پرورش دهید و کمک کنید تا طنز بیاورند. طنز، یعنی مطلب مهمِ جدی که با زبان شوخی بیان می‌شود؛ محتوا و معنایی در آن هست، منتها به زبان شوخی. |بیانات در دیدار مسئولان سازمان صدا و سیما‌‌ 1383/9/11

مهدی اخوان ثالث
در عرصه‌ی شعر نو، مرحوم اخوان که قطعاً بهترین شاعر نیماییِ زمان خودش بود و به نظر من از همه‌ی اقرانش قوی‌تر، مسلط‌تر و لفظ و معنای شسته رفته و بهتری داشت، در یک گوشه‌ای زندگی می‌کرد؛ کسی از او خبری نداشت، کسی او را نمی‌شناخت، جز یک عده خواص؛ در حال عزلت و انزوا. یعنی وضع عرضه‌ی شعر این بود. طبیعی بود که وقتی بزرگان شعر این جور منزوی و در عزلت و در خمول زندگی کنند، جوان‌ها خیلی رشد پیدا نمی‌کنند؛ این چیز قهری است. |بیانات در دیدار جمعی از شعرا ۱۳۸۷/۶/۲۵


منبع: خبرآنلاین

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس