کد خبر 71925
تاریخ انتشار: ۲۰ مهر ۱۳۹۰ - ۱۲:۲۸

کمی خسته بودم. نوبت به سخنرانی رسید. سخنران که پشت تریبون رفت؛ منتظر ماندم تا از فضای سیاسی کشور صحب کند . از حوادث منطقه و از ...

به گزارش خبرنگار سرويس وبلاگستان مشرق، وبلاگ مبارز در آخرین پست خود نوشت: سخن را با خاطره آغاز کرد. خاطره ای از یک پیرزن حدود 70 ساله و من در دل از بی ربطی حرفای او متعجب....  اما به خط دوم متن که رسید متوجه قصد سخنران شدم. او با لحنی دلسوزانه خاطره را آنقدر زیبا و تاثیرگذار نقل می کرد که وقتی به خودم آمدم متوجه شدم اشکهایم بر صورت جاری شده اند. ...

مادری حدودا 70 ساله وارد اتاقم شد. از او پرسیدم مادر با کی کار داری؟

و او که زیادی پله های ساختمان نقسش را به هن هن انداخته بود پاسخ داد: با آقای رییس.

گفتم در خدمتم .

دست در کیف خود کرد 3 فشنگ از آن خارج و روی میز من گذاشت.

از او پرسیدم اینها چه هستند  و آن زن پاسخ داد: اینها امانتیست که از فرزند شهیدم دست من مانده. او قبل از شهادتش این سه فشنگ را به خانه آورد و دیگر فرصتی برای بازگرداندن انها پیش نیامد.

این مادر شهید ادامه داد دیشب در عالم خواب دیدم این سه فشنگ به سمت من نشانه رفته اند. نگران شدم . بعد از مدتی، پسرم در مقابل من ظاهر شد و با لبخندی بر لب گفت: مادر نگران نشو .حال من خیلی خوب است. فقط همین سه فشنگ کمی مرا نگران کرده!! از او پرسیدم چرا؟ و او پاسخ داد : مادر این فشنگها از بیت المال تهیه شده و باید آنها را به بیت المال برگردانی. من که دیدم این فشنگها دیگر غیرقابل استفاده است گفتم پولش را به شما بدهم.

آقای رییس در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده بود؛ قیمت هر فشنگ را 800 تومان محاسبه و به مادر شهید گفت: مادرجان شما 2400 تومان به بیت المال بدهکارید.

مادر شهید 3 اسکناس 2هزار تومانی از کیفش بیرون آورد و به ازای هر فشنگ 2000 تومان روی میزم گذاشت و گفت: نمی خواهم من و فرزندم بدهی به بیت المال داشته باشیم.

آنوقت این آقایان به راحتی 3000 میلیارد تومان از بیت المال به جب می زنند و ککشان هم نمیگزد. 

آرام آرام در دل زمزمه می کردم کجایید ای شهیدان خدایی....

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 7
  • در انتظار بررسی: 0
  • ۱۳:۵۹ - ۱۳۹۰/۰۷/۲۰
    0 0
    کجایید ای شهیدان خدایی بلاجویان دشت کربلایی کجایید ای سبک روحان عاشق پرنده‌تر ز مرغان هوایی کجایید ای شهان آسمانی بدانسته فلک را درگشایی کجایید ای ز جان و جا رهیده کسی مر عقل را گوید کجایی کجایید ای در زندان شکسته بداده وام داران را رهایی کجایید ای در مخزن گشاده کجایید ای نوای بی‌نوایی در آن بحرید کاین عالم کف او است زمانی بیش دارید آشنایی کف دریاست صورت‌های عالم ز کف بگذر اگر اهل صفایی دلم کف کرد کاین نقش سخن شد بهل نقش و به دل رو گر ز مایی برآ ای شمس تبریزی ز مشرق که اصل اصل اصل هر ضیایی
  • مصطفی سیاوشی ۲۲:۴۹ - ۱۳۹۰/۰۷/۲۴
    0 0
    سلام خدا قوت چگونه میتوان وبلاگ معرفی کرد؟ می شود این پست را هم ببینید؟ http://siavoshi220.blogfa.com/post-77.aspx
  • خودم ۱۰:۱۱ - ۱۳۹۰/۰۷/۲۷
    0 0
    السلام ای حامی دین رسول‌الله یا حسین جان، یا ثارالله ای شهید غرق خون فی‌سبیل‌الله یا حسین جان، یا ثارالله
  • امین ۱۲:۰۴ - ۱۳۹۰/۰۷/۲۷
    0 0
    داستان زیبایی بود اما نیاید با این داستان زیبا این نتیجه را گرفت که 3هزار میلیارد به جیب زده شده و فضای بدبینی ایجاد کرد این تخلف ناشی از سیستم معیوب بانکی است و از دیر زمانی نیز بر ساختار بروکراسی مالی کشور حاکم بوده است این میزان پول نه از کشور خارج شده و نه از یبن رفته بلکه مورد سوء استفاده قرار گرفته که بحمدالله در حال باز گردانده شدن است ما امیدواریم با اشد مجازات با مسب این اختلاس برخورد شود اما باید سعی کنی این گونه تلقی نشود که پول به جیب زده شده و خورده شده بخدا تخریب فضا و بدبین کردن مردم مورد رضایت َن شهید و مادر بزرگوارش نیست
  • حمید ۱۸:۰۸ - ۱۳۹۰/۰۷/۲۸
    0 0
    شهدا جای دوری نرفتن، همین بالا دارند نگاهمون میکنن، میبینند من و تو چه خوب!!!!! امانت دارشون هستیم. یه کمی به حفرهای آقا سیدعلی با دل گوش بدیم، شاید بفهمیم شهدا چی میگن
  • حسنعلی ۰۵:۰۵ - ۱۳۹۰/۰۷/۳۰
    0 0
    آخر مثبت اندیشی!
  • m.n ۱۴:۴۴ - ۱۳۹۰/۰۸/۰۲
    0 0
    baba goli beh gamalet

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس