کد خبر 46644
تاریخ انتشار: ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۰ - ۰۱:۰۰

سايت گويانيوز که آشکارا به سازمان «سيا» وابسته است و حتي آگهي استخدام اين سازمان را روي خروجي خود مي گذارد، با اشاره به اظهارات يکشنبه شب آقاي رئيس جمهور نوشت: بايد تحليل هاي چند هفته اخير خود درباره احمدي نژاد را به جاي «درکوزه»، سر کوچه بگذاريم تا سازما

حسين شريعتمداري در سرمقاله امروز کيهان نوشت: خدا رحمت کند «مشهدي عبدالله» را. در ميدان خراسان گاراژدار بود و اتوبوس ها و کاميون ها از گاراژش بار و مسافر مي گرفتند. او را در نوجواني ديده بودم، هنگامي که پيرمردي تقريبا از کار افتاده بود. داستاني که نقل مي کنم را از مرحوم پدرم شنيده ام که با مشهدي عبدالله رفيق مسجد و هيئت بود. آن روزها برخي از اتوبوس ها که قصد مسافرت به مشهد مقدس را داشتند به علت خرابي جاده ها و طولاني بودن راه يکي از افرادي که با راه و جاده آشنا بودند، به عنوان بلد-راهنما- با خود مي بردند. مشهدي عبدالله از جمله اين بلدها بود که گاهي اوقات همراه رانندگان نابلد اتوبوس ها به مشهد مي رفت تا به قول خودش، هم به پابوس امام رضا عليه السلام رفته باشد و هم به زوار آقا خدمتي کرده باشد. آن روز، نزديک غروب آفتاب بود که اتوبوس با سلام و صلوات راهي مشهد شد. در حالي که مشهدي عبدالله را هم به عنوان بلد همراه خود داشت. نيمه هاي شب بود که اتوبوس به ميدان يک شهر رسيد و راننده مشهدي عبدالله را که روي صندلي عقب اتوبوس به خواب عميقي رفته بود، بيدار کرد. مشهدي عبدالله نگاهي به ميدان انداخت و گفت اينجا گرمسار است و بعد از نشان دادن مسير بعدي دوباره به عقب اتوبوس رفت و خوابيد. چند ساعت بعد، هوا گرگ وميش شده بود که اتوبوس به ميدان بعدي رسيد.
اين ميدان، برخلاف ميدان گرمسار، خالي از رفت و آمد نبود. راننده پياده شد و از رهگذري پرسيد؛ اينجا کجاست؟ و جواب شنيد؛ ميدان خراسان! با تعجب پرسيد کدام ميدان خراسان؟ و رهگذر گفت: مگر چند تا ميدان خراسان داريم؟!... ميدان خراسان تهران! ايندفعه مشهدي عبدالله را که هنوز خواب بود، با ملامت بيدار کردند ولي ديگر کار از کار گذشته بود و راننده زير لب غرغر مي کرد؛ بعد از اون همه دنده صدمن يک غاز که عوض کرديم تازه رسيديم به جاي اولمون! معلوم نيست بوق مي زديم يا بخيه به آبدوغ؟!
و اين حکايت دشمنان بيروني است که طي چند هفته اخير با همه توان در شيپور جدايي راه رئيس جمهور از ملت دميدند و بعد از آنهمه که در بستر اين توهم دست افشاندند و پاي کوبيدند، با سخنان يکشنبه شب آقاي احمدي نژاد، خود را در نقطه آغاز ديدند و امروزه به عصبانيت ابرو درهم کشيده و انگشت پشيماني به دندان گرفته اند.
خانه نشيني 11 روزه رئيس جمهور اگرچه رخدادي تلخ و ناگوار و از آقاي احمدي نژاد، دور از انتظار بود ولي اين ماجراي تلخ که به شيريني انجاميد، بي دستاورد نبود و درس ها و عبرت هايي نيز به دنبال داشت. از جمله؛
1- بعد از صدور حکم قانوني رهبرمعظم انقلاب و تدبير حکيمانه ايشان مبني بر ابقاي وزير عزل شده اطلاعات و آغاز خانه نشيني 11 روزه آقاي احمدي نژاد، دشمنان بيروني براي بهره گيري از شرايط پيش آمده کمترين فرصتي را از دست ندادند چرا که آنها از يکسو شکست سنگين و پرهزينه فتنه آمريکايي- اسرائيلي 88 را تجربه کرده بودند و از سوي ديگر با خيزش هاي اسلامي منطقه و سقوط ديکتاتورهاي دست نشانده خود روبرو بودند و از آنجا که انقلاب هاي اسلامي در خاورميانه و شمال آفريقا را الگو گرفته از انقلاب اسلامي ايران ارزيابي مي کردند - که ارزيابي دقيق و غيرقابل ترديدي بود- به طور طبيعي، رخداد مورد اشاره را فرصت مناسبي براي مخدوش کردن اين الگو در نگاه ملت هاي مسلمان منطقه تلقي مي کردند. از اين روي با همه توان براي صيد «ماهي مطلوب» از آب - به زعم خود- گل آلود، به ميدان آمدند تا از «باد»ي که به دست جريان انحرافي- مستقيم يا غير مستقيم- کاشته بودند، توفان درو کنند. رسانه هاي آمريکايي، اروپايي، اسرائيلي و تقريباً تمامي رسانه هاي دولتي منطقه در اقدامي هماهنگ، ابتدا کوشيدند خطاي احمدي نژاد را - که بعدها شاهد اصلاح آن بوديم- يک «خط» تلقي کنند و سپس اين خط فرضي را نشانه «حاکميت دوگانه»! و حاکميت دوگانه را

 

 

نتيجه قطعي و اجتناب ناپذير آميختگي دين و سياست معرفي کنند. روزنامه آمريکايي واشنگتن پست با ارائه اين تابلو به ملت هاي مسلمان منطقه توصيه مي کرد که در حاکميت هاي آينده و مورد نظر خود، اسلام را از حوزه روابط خصوصي انسان و خدا به ميدان سياست نکشانند! شبکه تلويزيوني عرب زبان بي بي سي که تا چند روز قبل- و شايد چند ساعت قبل- آقاي احمدي نژاد و دولت او را در عرصه بين المللي «نامطلوب»! و «زحمت آفرين»! معرفي مي کرد، با ذوق زدگي درباره تقابل وي با حکم رهبر انقلاب! داد سخن مي داد و اين -به زعم خود- ايستادگي را مي ستود! شبکه تلويزيوني «العربيه» عربستان که به علت همخواني با صهيونيست ها به «العبريه» شهرت دارد، به طور تلويحي اعتراف مي کرد تاکنون درباره آقاي احمدي نژاد قضاوت درستي نداشته است! و فهرست توهم پراکني رسانه هاي بيگانه در اين باره مثنوي هفتاد من کاغذ است.
و اما، در حالي که ذوق زدگي دشمنان بيروني- و يا تظاهر آنها به ذوق زدگي- به اوج رسيده بود، رئيس جمهور محترم کشورمان همانگونه که از ايشان انتظار مي رفت و قابل پيش بيني بود با حضور خويش در هيئت دولت و از سرگيري فعاليت و خدمات خود، خواب خوش آنان را به کابوس تبديل کرد و يکشنبه شب در برنامه زنده شبکه دوم سيما آخرين ميخ را هم بر تابوت توهم دشمنان بيروني و دنباله هاي داخلي آنها کوبيد. تاکيد رئيس جمهور بر اين که «سرباز ولايت فقيه است» و پيروي بي چون و چرا از ولي فقيه را وظيفه ديني و تکليف قانوني خود مي داند و... نشان داد که ايشان اگرچه مرتکب خطا شده است ولي اين «خطا» نشانه اي از «خط» ندارد که نابخشودني باشد... و در پايان اين ماجرا، قيافه به هم ريخته و ابروهاي باعصبانيت درهم کشيده دشمنان به همان اندازه ديدني است که چهره گشاده و به رضايت نشسته دوستان واقعي آقاي احمدي نژاد.
چند ساعت پيش سايت گويانيوز که آشکارا به سازمان «سيا» وابسته است و حتي آگهي استخدام اين سازمان را روي خروجي خود مي گذارد، با اشاره به اظهارات يکشنبه شب آقاي رئيس جمهور نوشت: بايد تحليل هاي چند هفته اخير خود درباره احمدي نژاد را به جاي «درکوزه»، سر کوچه بگذاريم تا سازمان هاي بازيافت زباله، آن را به خمير تبديل کنند!
2- و اما، عکس العمل مردم نسبت به ماجراي ياد شده از موهبت بزرگي حکايت مي کند که خداي مهربان در دل و جان ملت ايران به وديعه نهاده است. توده هاي عظيم مردم که حماسه 9 دي و 22 بهمن فقط يکي از نمونه هاي وفاداري آنان به اسلام و انقلاب و حضرت آقا بود و با همين نگاه نيز، رئيس جمهور محترم را برگزيده بودند، پس از شنيدن ماجرا، ابتدا، آنچه شنيده بودند را باورنکردني ارزيابي کردند و پس از آن که اخبار و گزارش هاي بعدي درباره خانه نشيني آقاي احمدي نژاد را شنيدند، انگشت حيرت به دندان گزيدند و بدون کمترين ترديدي اقدام رئيس جمهور منتخب خود را بيرون از بستر تعريف شده و پذيرفتني نظام تلقي کردند ولي از آنجا که اين حرکت را با شخصيت شناخته شده ايشان همخوان نمي دانستند، در انتظار بازگشت رئيس جمهور از خطايي که مرتکب شده بود به انتظار نشستند و صد البته به لطف خداي مهربان انتظار آنان به درازا نکشيد و آب رفته به جوي بازگشت.
همان روزها که بوق هاي تبليغاتي دشمنان، گوش فلک را کر کرده بود، نگارنده در يکي از اجتماعات دانشجويي شرکت داشتم و با اين پرسش مکرر روبرو شدم؛ که چرا چنين شد؟ و اين دلشوره که «دشمن شاد»! شده ايم و زبان کينه توزان به طعنه دراز شده است! پاسخ اين بود که؛ نه فقط دشمن شاد نشده ايد، بلکه، بصيرت شما، آتش خشم و کينه دشمنان را از هميشه تيزتر کرده است. چرا؟! پاسخ روشن تر از آن بود که نيازي به شرح و تفصيل پيچ در پيچ داشته باشد. مردم از عقبه قبيله گرايي! و شخصيت پرستي! نيز به سلامت عبور کرده بودند. عقبه اي که بسياري در شيب تند آن لغزيده و فرو غلتيده اند. مردم به احمدي نژاد پيرو ولي فقيه رأي داده اند و خدمات فراوان و مثال زدني و در پاره اي از موارد بي نظير او را ارج نهاده و در حمايت از وي کمترين کوتاهي روا نداشته اند. حمايتي اينگونه گسترده و صادقانه نبايد به آساني برداشته شود. اما، بلافاصله پس از آن که احساس مي کنند رئيس جمهور مردمي و محبوبشان هرچند ناخواسته و به خطا، از بستر اصلي فاصله گرفته است، به جاي آن که، آنها نيز به خطا، از بستر اصلي فاصله بگيرند، با هوشمندي توقف مي کنند و آدرسي را که در دست دارند با مسيري که رئيس جمهور در پيش گرفته است به مقايسه مي نشينند و با نگراني و دلشوره بازگشت وي به بستر اصلي را انتظار مي کشند. اين بصيرت عميق و نگاه الهي ملت است که از نخستين روزهاي بعد از پيروزي انقلاب اسلامي تا به امروز و انشاءالله از امروز تا هميشه تاريخ، دشمنان را به خشم آورده و مي آورد. به قول آقا، کسي که نقشه راه را در دست دارد به بيراهه نمي رود و مردم نشان دادند که نقشه راه را در اختيار دارند و مسير را خوش به نشان مي روند. و رئيس جمهور نيز که برخاسته از همين مردم است، و انتظار مي رفت اينگونه باشد، نشان داد که اينگونه است. در همان نشست دانشجويي يکي از برادران پرسيد؛ اگر خداي نخواسته، آقاي احمدي نژاد به قهر خود ادامه دهد، تکليف آنهمه حمايتي که از وي داشتيم چه مي شود؟ و پاسخ شنيد که اگر از خدمات او حمايت نمي کرديد جاي سؤال بود!... و امروز شاهد خرسندي همان ها هستيم که ديروز دلشوره داشتند و نگران بودند.


حسين شريعتمداري




 

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس