در سال‌هاي اخير متخصصان، صاحبان سرمايه و همچنين طبقه‌اي از مديران اجرايي كشور، گرايش كور و حريصانه‌اي به احداث بناهاي باشكوه و سربه‌فلك كشيده پيدا كرده‌اند كه هيچ نشاني از عناصر فرهنگ ديني ما نداشته و عاري از ارزش‌هاي اخلاقي نهفته در معماري گذشته‌ي اين مُلك، هم‌چون صفا، خشوع، سادگي، معنويت، همگوني با طبيعت و... هستند.

به گزارش گروه فرهنگی مشرق، بسیج دانشجویی دانشگاه علمی کاربردی بیانیه‌ای به این شرح صادر کرد.

هفته‌ي گذشته، برنامه‌ي ارزنده‌ي "ثريا" در دو قسمت به بررسي وضعيت توسعه‌ي شهرهاي بزرگ ايران و پروژه‌هاي عمراني آن‌ها پرداخت و چشم ما را بر فجايعي كه با نام توسعه و مدرنيزاسيون بر فرهنگ ديني و ارزش‌هاي سنتيِ شهرهاي تاريخي و مذهبي ايران مي‌گذرد، باز نمود.

آن‌چه از لابه‌لاي گزارشات و تحليل‌هاي اين برنامه ديده مي‌شد، عدم اعتناي مديران شهري و پيمان‌كاران سودجوي بخش‌هاي خصوصي و بعضاً دولتي به تهيه‌ي "پيوست فرهنگي" در كنار هر پروژه‌ي عمراني بود كه آثار جبران‌ناپذيري بر بافت فرهنگي شهرها گذاشته و مي‌گذارد. در حالي كه تبليغات اين پروژه‌هاي سودجويانه از نام و عنوان سال و فرموده‌هاي مقام معظم رهبري استفاده به مطلوب مي‌كنند، اما در عين حال فرمايش بسيار مهم ايشان در باب لزوم ضميمه داشتن "پيوست فرهنگي" در كنار تحركات عمراني اقتصادي و صنعتي و... را ناديده مي‌گيرند و جز به سودهاي كلان نمي‌انديشند.

در سال‌هاي اخير متخصصان، صاحبان سرمايه و همچنين طبقه‌اي از مديران اجرايي كشور، گرايش كور و حريصانه‌اي به احداث بناهاي باشكوه و سربه‌فلك كشيده پيدا كرده‌اند كه هيچ نشاني از عناصر فرهنگ ديني ما نداشته و عاري از ارزش‌هاي اخلاقي نهفته در معماري گذشته‌ي اين مُلك، هم‌چون صفا، خشوع، سادگي، معنويت، همگوني با طبيعت و... هستند. گذشته از آن‌كه اين بناها تماماً كاركرد اقتصادي يا تفريحي دارند،‌ تناسب آن‌ها با نيازهاي فرهنگي و اقتصادي و شهري مردم هم مورد سؤال و محل ابهام است. در كنار اين، شاهديم كه بافت‌هاي سنتي و فرهنگي نيز غالباً با عنوان "بافت فرسوده" تحقير شده و نهايتاً مورد تخريب قرار مي‌گيرند و جايشان را ساختمان‌هاي لوكس، اما بي‌هويت و وحشي پر مي‌كنند. 

بايد اعتراف كرد كه طرح و برنامه و هزينه‌هاي بي‌حدوحصر اين ساخت‌وسازهاي بي‌رويه در كف متخصصان و سرمايه‌داراني است كه اگر قصد خدمت به كشور را هم در سر داشته‌ باشند، مع‌الوصف با فاكتورها و اقتضائات فرهنگ ايراني و اسلامي بيگانه هستند و در نتيجه دست به آباداني‌هايي مي‌زنند كه در باطن ويران‌گري است. ويراني فرهنگ و ارزش‌هاي تاريخي و بومي ملتي كه براي حفظ و احياي فرهنگ ديني خود قيام كردند و چه خون‌ها دادند. نظرات كارشناسان فرهنگي نيز با اعمال نفوذ صاحبان پول و قدرت و ويژه‌خواران ناديده گرفته مي‌شود و فريادهاي دل‌سوزان و دغدغه‌داران فرهنگ و دين به جايي نمي‌رسد و بلاهايي بر سر شهرهاي ما مي‌آيد كه عملاً مطلوب و خواست دشمنان فرهنگي ما است.

البته بر اين باوريم عزيزاني كه متولي اين امور هستند، از سر ناداني و بي‌خبري مرتكب همان جرمي مي‌شوند كه صهيونيست‌ها و انگليسي‌هاي خبيث در باره‌ي شهر مقدس مكه كرده و مي‌كنند. اما به هر حال مهم اين است كه نتيجه‌ي عمل هر دو، از ميان بردن ارزش‌هاي معنوي شهرها و القاء شخصيت اقتصادي و سياحتي براي شهرهاي مقدس مسلمانان است.

متخصصان و مديران لازم است بدانند كه فرهنگ غرب، فرهنگ ماده‌پرستي و سود و سرمايه و قدرت است و نمي‌توان با تقليد از آن عناصر معنوي فرهنگ ديني را محفوظ نگاه داشت. وقتي پروژه‌هاي سياحتي و تفريحي چهره‌ي شهر مقدسي چون مشهد كه قطب ايمان و عقيده‌ي ايرانيان است را عوض كند،‌ يعني شخصيت شهر عوض شده و در درازمدت ارزش و اهميت زيارت معصومين (ع) و مجموعه‌ي مناسك ديني مردم به محاق مي‌رود.

بايد از خود بپرسيم كه چرا همه‌ي پروژ‌ه‌هاي توسعه در مجتمع‌هاي تجاري خلاصه شده‌اند و در كم‌ترين اين پروژه‌هاي عظيم و شكوه‌مند مي‌توان مسجد، مدرسه يا دانشگاهي را يافت؟ البته كه "سود مادي" تعيين‌كننده‌ي چه‌گونگي توسعه‌ي شهرها است و طبيعتاً در اين بازي، نهادهاي معنوي يا علمي جايي ندارند. وقتي "سود" معيار مطلق توسعه باشد، واي به حال طبيعت و اقليم و فرهنگ و آداب و سنت!

نبايد از نظر دور داشت كه اين گرايش كور به عظيم‌سازي و لوكس‌پسندي ناشي از مرض غرب‌زدگي و غرب‌گرايي است كه اقشاري از متخصصان و مديران مبتلايش هستند و حاصلش چنين ضايعات فرهنگي است كه به بار مي‌آورد. 

واضح است كه نه سازندگان برنامه ثريا و نه ما دانشجويان بسيجي معترض، هيچ يك مخالف پيشرفت و توسعه نيستيم، اما خوب مي‌دانيم كه وقتي رهبرمان عباراتي چون «پيشرفت و عدالت» و يا «پيشرفت ايراني-اسلامي» را مطرح مي‌فرمايند، يعني بايد در چهارچوب مراعات لوازم فرهنگ ايراني و اسلامي و البته مراعات حقوق و حوايج حقيقي مردم شهرها، برنامه‌هاي توسعه كليد زده شوند. نه آن كه هر برنامه‌ي مخرّبي با نام "توسعه" آذين شود و تنها بر پيشاني آن‌ها شعارهاي "جهاد اقتصادي" و "مديريت جهادي" و امثالهم چسبانده شود.
قطعاً در اين فجايع، نگرش مديران شهرداري‌ها كه شيفتگي غير قابل انكاري به مدرنيزه كردن چهره‌ي شهرها دارند و از تعارض آن با آثار و بافت سنتي شهرها غفلت مي‌ورزند، دخيل و مؤثر است و بايد پاسخ‌گو باشند.

آيا اين رفتارهاي رياكارانه نمي‌تواند مصداق وهن و به ابتذال كشيدن منويات رهبر عزيزمان تلقي شود؟

بسيج دانشجويي با اذعان به اظهارات كارشناس محترم برنامه ثريا باور دارد كه اين ويران‌گري‌ها در نظام تربيتي دانشگاه‌هاي كشور هم ريشه دارد. نظام موجود نه‌ تنها عاري از تعليم فرهنگ ديني و لوازم آن است، بلکه در بطن خود، ويروس غرب‌زدگي و توهم برتر دانستن مدرنيزم غربي و تحقير فرهنگ خودي را شيوع مي‌دهد و اين‌گونه روح و تفكر متخصصان كشور بيمار مي‌نمايد. نتيجه آن‌كه مناديان و پيروان انقلاب اسلامي به دنبال "استقلال" هويتي هستند، اما پاره‌اي از متخصصان و مديران، سر در سوداي دهكده‌ي جهاني دارند و بدون انديشه به دنبال هم‌سان و هم‌شكل شدن، بلكه مستحيل نمودن فرهنگ بومي در فرهنگ غرب مي‌باشند. 

ما اين وضعيت را حجت ديگري بر اهميت و ضرورت «اسلامي شدن دانشگاه‌ها و مدارس» مي‌گيريم و از متوليان آموزش و پرورش و آموزش عالي انتظار داريم تا تحول در اين دو نظام را به‌طور عميق‌تر و جدي‌تر پي‌گيري نمايند.

جا دارد ياد معماران دانا و عارف‌مسلكي كه آثار توسعه‌ و صنعت‌گريشان، امروز سرمايه و يادگار گران‌قيمت فرهنگ ايراني است را گرامي بداريم. آن‌ها كه عظمت و شكوه را تنها در معماري خانه‌ي خدا تعبيه مي‌كردند، اما بازار و ابنيه‌ي تجاري را در عين صفا و زيبايي، سرشار از معنويت و معنا برپا مي‌داشتند. چه‌قدر جايشان در اين زمانه خالي است!...

بسيج دانشجويي دانشگاه علمي كاربردي به اين وسيله اعتراض خود را نسبت به شيوه‌هاي مديريت و توسعه‌ي شهرها، علي‌الخصوص شهرهاي تهران، مشهد، شيراز، و... - كه بي‌ملاحظه در حال انهدام عناصر سنتي و ديني و زير پا نهادن ارزش‌هاي بومي و اقليمي فرهنگ مردم است - اعلام مي‌دارد و از مديران شهرداري‌ها و متوليان نظام مهندسي كشور مي‌خواهد تا با ايجاد تحول در نگرش مديريت و مهندسي شهرها نسبت به حراست از فرهنگ خودي و برائت از فرهنگ منحط غرب، قيام لله نمايند.

انتظار مي‌رود شهرداران شهرها و مناطق، تمام پروژه‌هاي عمراني را ملزم به تدوين اثرگذار «پيوست فرهنگي» نمايند، به نحوي كه ارزيابي‌ كارشناسان فرهنگي در تصميمات نهايي پروژه‌ها تعيين‌كننده و صائب باشد.

همچنين از نمايندگان محترم مجلس مي‌خواهيم تا با تدوين قوانين و مقررات ناظر به حفظ و حراست از فضاهاي طبيعي، محيط‌هاي تاريخي و مذهبي و همچنين تحديد گسترش شهرها، جلوي ويران‌گري‌هاي سودپرستانه را بگيرند.

باشد كه به‌زودي مراجع قانوني و مديريتي بتوانند تركتازي سرمايه‌داران سودجو و فرهنگ‌ ناشناس و نا آگاه را مهار نمايند و به سامان‌دهي ساخت‌وسازهاي ضد فرهنگي موفق شوند. ان‌شاءالله

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 6
  • در انتظار بررسی: 0
  • امیر ۰۳:۰۱ - ۱۳۹۳/۰۳/۲۰
    0 0
    جماعت بیکار دیگه به همه چی گیر میدن !!!!!
  • آرشیتکت ۰۹:۰۶ - ۱۳۹۳/۰۳/۲۰
    0 0
    من فارغ التحصیل رشته معماری هستم. والا ما هم خسته شدیم از بس گفتیم این معماری مدرن و پست مدرن و فولدینگ و دیکانسراکشن و ...در واقع انسان و معماری رو مسخ کردن. تزینات که روح معماریه رو با نظر یکی از همین معماران مدرن که میگفت تزئینات در معماری جنایت است و کمتر بیشتر است ،از معماری گرفتن جاش اصالت در معماری که باید به فضا داده بشه رو به عملکرد و فرم دادن. انسان خودش بنا رو طراحی میکنه و میسازه بعد زمانی که در مقابلش قرار میگیره احساس حقارت میکنه و کرامتش از بین میره. بماند که این بناها از لحاظ اقلیمی هم بدرد کشور ما نمیخوره. تو شهرداری های ما هنوز ایده پیلوتی که واسه چند دهه قبله و منسوخ شده در اروپا ،قانونه.پیلوتی که طبقه نرم محسوب میشه و در مناطق زلزله خیز جنایته. من الان تو بافت فرسوده دارم کار میکنم با هزارتا فریب خانه های قدیمی رو تحقیر میکنن ،ساکنین این ساختمان هارو تحقیر میکنن و بعد با فریب اینکه این کار براتون سود داره این خانه هارو تخریب میکنن و جاش آپارتمان میسازن.آپارتمانی که کلی مشکلات فرهنگی ایجاد میکنه برای خودشون. اون بنده خداهایی هم که نساختن عملا چون اطرافشون ساختمان های بلند قرار گرفته و کاملا بهشون اشراف و دید داره مجبورن اقدام کنن به آپارتمان سازی. همیشه هم به شهرداری درگیری داریم که آیا 5 طبقه میدی یه 4 طبقه یا 6 طبقه. واقعا دیگه نمیدونم از کجاش باید بگم. متاسفم برای به اصطلاح اساتید دانشگاه. متاسفم برای مدیران بی سواد شهری. متاسفم برای خودم.
  • مهندس عمران ۱۰:۱۹ - ۱۳۹۳/۰۳/۲۰
    0 0
    مشرق خواهش مي كنم نظر من را بدون حب و بغض منتشر كن ١-آنچه كه ما به عنوان معماري ايراني إسلامي از آن نام مي بريم در واقع صرفا معماري ايراني مي باشد و ارتباط ساختاري با إسلام ندارد به قول هوشنگ سيحون اسلام وقتي وارد ايران شد نه معماري داشت نه هنر بلكه اين ايران بود كه معماري و هنر را به اسلام عرضه كرد(يا هر كشور ديگر متصرفه اسلامي به فراخور معماريش)اصولا به خاطر همين است كه معماري وهنر كشورهاي إسلامي بر حسب دوري و نزديكي بايكديگر تفاوت هاي جزئي يا فاحشي دارند ٢-معماري ايراني مثل هرجاي ديگر دنيااز سده هاي دور تا سده گذشته بر مبناي عوامل محيطي و مصالح موجود بومي شكل گرفته كه اين در جاي خود بسيار مطلوب و منطقي مي باشد اما در شرايط حاضر گراني زمين و با پيشرفت تكنولوژي در زمينه تاسيسات و مصالح ساختماني اصولا روي آوردن به معماري سنتي چندان منطقي به نظر نمي رسد مثلا در معماري سنتي ايراني زمين نسبتا بزرگي به ساخت خانه اختصاص داده مي شود كه در آن چهار فضاي بهاره،تابستانه،پاييزه و زمستانه (در حالت مختصر تر تابستانه و زمستانه)وجود داردو در هر فصل يكي از اين فضا ها استفاده و بقيه بلا استفاده مي ماند كه اين در شرائط حال حاضر گراني و كمبود زمين كمي غير معقول به نظر مي رسد در ضمن المانهايي مثل بادگير و آب أنبار وكفتر خان و طويله و باربند و سردابه و ... اصولا به علت جايگزيني با المانهايي با تكنولوژي امروزي مثل كولر ولوله كشي آب و پاركينگ و... جاي طرح ندارد واگر منظور از معماري ايراني إسلامي تزئيناتي مثل گچبري و آينه كاري و استفاده از نماي آجري و استفاده از قوس و آرك در نماسازي مي باشد بايد بگويم كه اين فرعيات معماري و يك مسئله سليقه أي مي باشد كه حتي ممكن است قسمتي از آن ريشه اروپايي و غير بومي داشته باشد ٣-در كشور هاي اروپايي با اينكه خود از يك معماري سنتي غني برخوردارند منتهي در ساختمان سأزي جديد أكثرا از معماري مدرن استفاده مي كنند وضمن حفظ بافتهاي سنتي و محله هاي قديمي كه جاي تأمل دارد در بافتهاي جديد روبه سوي معماري مدرن آورده اند حتي در شهرهاي تاريخي اي مثل پاريس و رم ٤-جاي هيچ شكي وجود ندارد كه جامعه بشري روبه پيشرفت و تغيير و تحول در همه زمينه هاست و اصولا اين مسئله با فطرت بشر منطبق است و به همين خاطر است كه وقتي مادر بزرگ من هم يك سفر به دوبي مي رود محسور زرق و برق ساختمانهاي آنجا مي شود و...حال ما چه توقعي از قشر جوان مي توانيم داشته باشيم كه وقتي تكنولوژي جديد را در ساير كشورهاي دنيا مي بيند ممكن است نبود آن(درست يا غلط)يك نوع إحساس حقارت به أو ألقا كند آنوقت حالا ما هرچه در تكنولوژي فضايي و نانو پيشرفته باشيم آما وقتي عناصر بصري در كشور ما عقب افتاده باشد ما هيچوقت نمي توانيم إحساس پيشرفت را به فرزندانمان القا كنيم
  • آرشیتکت ۱۱:۱۹ - ۱۳۹۳/۰۳/۲۰
    0 0
    سلام دوست عزیز. مشکل بحثی که مطرح کردید میدونید چیه؟ بحثتون تکنیکیه!! بله معماری اسلامی نداریم. منظور از معماری ایرانی اسلامی معماریه که تو مبانی نظری اون از آموزه های اسلام استفاده شده. معماری با ساختمان سازی متفاوته.ریشه معماری در مبانی نظریه. این معماری مدرن غرب ریشه در علوم انسانی غرب داره.یعنی معماری که مبانی نظری اون علوم انسانی غرب از جمله فلسفه و جامعه شناسی و ... خب حالا دانشجو و استاد تو کشور ما مبانی نظری اون معماری رو که نمینه(همون بحث تکنیکی که گفتم)فقط تکنولوژی ساخت و زیبایی فرم رو میبینن. دوباره بر میگردم به معماری ایرانی و اسلامی. چه مبانی اسلام در اختیار معماری ایران گذاشته؟ 1-مقیاس انسانی....اینکه انسان در مقابل بنا احساس حقارت نکنه. 2-محرمیت و درونگرایی 3-احترام به داشته های خود 4-احترام به محیط زیست و اقلیم 5-احترام و رعایت حقوق همسایگان(از لحاظ تساوی در سطح اشغال و پیشروی طولی و ارتفاع و ... 6-استفاده از تزئینات و . . اینا مبانی نظری هستند.یعنی شما بنایی طراحی کنید که مناسبه انسان و زندگی او باشه که این باعث تعالی اون میشه نه اینکه هر روز ته یه آپارتمان یه مشکلی داشته باشه. معماری برای انسان نه معماری برای معمار.معماری برای اینکه معماری خلاقیت خودش رو نشون بده هر چند انسان تو این بنا کلی مشکل داشته باشه. تو شهرسازی هم همینه. من یه جمله ای از خودم دارم "معماری و شهرسازی تجسم علوم انسانی یه کشوره"وقتی علوم انسانی ما اینطور لیبرالی (تازه اونم نسخه دسته چندمش)معماری و شهرسازی بهتر از این نمیشه. بح گران بودن زمین رو مطرح کردید...به چه دلیل این اتفاق افتاده؟برای چی تو یه شهر از سر تا تهش قیمت زمین انقدر متفاوته؟چرا از قبل اینطور نبوده؟این گرانی زمین اصالت داره؟چطور قبلا مرکز تهران زمین گران بود الان شمال تهران گرانه؟ پش یه انحرافی قبلا بوده و در واقع یه تفکری جاده صاف کنی برای این قضا وجود داشته. پیشرفت این نیست که شما داشته های مترقی خودت رو بزاری کنار و چشم به داشته های دیگران که در باطن لجنزاری بیش نیست(در واقع چیزیه که پشت ویترین فقط زیباست)داشته باشی. پس معماری اسلامی صرفا طاق و تویزه و تزئینات نیست.اینا عناصر معماری و در سطح تکنیک معماریه.ما با استراتژی معماری و سبک معماری کار داریم.
  • ۲۳:۲۲ - ۱۳۹۳/۰۳/۲۰
    0 0
    تمامى مشكل كشورهاى اسلامى از سرسپردگى حكامشان به مثلا ابرقدرتهاست!
  • پسر لر ۰۰:۱۹ - ۱۳۹۳/۰۳/۲۱
    0 0
    منم رشتم برنامه ریزی شهریه. تمامی مطالب کتابای درسی و آموزش اساتید ما از منابع غربی گرفته شده.خیلی کم به معماری و شهرسازی اسلامی ایرانی توجه شده.جالبه بدونید ایران از اولین کشورهای دارای شهرهای بزرگه .اما ما به شهرسازها و طراحان شهری غربی بیشتر اعتماد داریم تا جوونا و صاحب نظرای این رشته ها.بعضی از طرح های غربی شدیدا با فرهنگ و دین ما مغایرت داره.جای تاسف دارد....

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس