به گزارش سرويس وبلاگستان مشرق ، اميد حسيني در وبلاگ خود آهستان نوشت : البته رهبر انقلاب پیش از این هم بارها درباره این قبیل رفتارها هشدار داده بودند :

اینجور نباشد که مخالفت با یک کسى، ما را
وادار کند که نسبت به آن کس از جادهى حق تعدى کنیم، تجاوز کنیم، ظلم کنیم؛
نه، ظلم نباید کرد. به هیچ کس نباید ظلم کرد…۱۳۸۹/۰۳/۱۴
فضاى اهانت و هتک حرمت در جامعه، یکى از آن چیزهائى است که اسلام مانع از آن است؛ نباید این اتفاق بیفتد. فضاى هتک حرمت، هم خلاف شرع است، هم خلاف اخلاق است، هم خلاف عقل سیاسى است.۱۳۸۹/۱۲/۱۹
اما سخنان اخیر ایشان، از جهات مختلفی بینظیر بود. مخصوصا اشاره صریح ایشان به آدمهای مدعی بصیرت که به بهانه دفاع از ولایت، دست به اقداماتی میزنند که ضرر و زیانش فقط به حال ولایت و نظام است!
شناخت این قبیل آدمها اصلا سخت نیست. نه گمنامند و نه بینام و نشان. خوشبختانه مواضعشان در رسانهها و در همین اینترنت موجود است و میتوان ردپای آنها را پشت سر بسیاری از بداخلاقیها دید. البته دیوار حاشا بلند است و آنها هم قطعا به دنبال پاک کردن نقش خودشان هستند، ولی واقعیت را که نمیشود از بین برد. این مدعیان چه بخواهند چه نه، فعلا متهمند و توجیه و تکذیب آنها چیزی را عوض نمیکند.
البته توجیه و تکذیبشان چندان مهم هم نیست، مهم این است که حنایشان پیش خیلیها رنگ باخته. فضا شفاف شده و دیگر هیچ گروهی نمیتواند منتی بر سر حکومت بگذارد و به راحتی اقدامات افراطی خود را به نام ولایت انجام بدهد. امروز مشخص شده که بخش زیادی از اقدامات قبلی این آدمها هم ربطی به ولایت نداشته؛ برعکس، کینه و بغض و لجبازی شخصی و قبیلهگرایی، دلیل اصلی مواضعشان له یا علیه دیگران بوده است. خوشبینانهترین حالت این است که این آدمها در تشخیص راه درست و منطقی برای دفاع از ولایت و نظام، ناتوانند و متوجه ضرر و زیان رفتارشان نیستند.
بحثم اصلا شخصی نیست. مشکل شخصی هم با کسی ندارم. تعارف هم ندارم. وقتی درباره این ماجرا حرف میزنیم، معلوم هست که منظورمان چه آدمهایی و چه گروههایی است. چه خوششان بیاید چه نه. رفتار آنها باعث شده که بالاترین شخصیت نظام، رسما وعلنا لب به شکایت باز کند و از رفتار و کردار خلاف شرعشان بیزاری بجوید. مصادیقی که موجب این گلایهها شده، مشخصند و متهمان و حامیان و افراد پشت پرده و سیاهی لشگر آنها هم معلومند. در مریخ که نباید دنبال این آدمها بگردیم، همینجا دور و بر خودمان تشریف دارند! اگر عقلی و بصیرتی برایشان مانده، باید به جای توجیه و تکذیب و فرافکنی، فکری به حال خودشان بکنند و از گذشته و عواقب کارها و اقداماتشان توبه کنند.
این سیاست هم دیگر کارایی خودش را از دست داده که تا کسی حرفی زد، فورا او را به یکی از رقبای سیاسی خود وابسته کنند. برچسب زنی دیگر جواب نمیدهد. نه آنها معیار حق و حقیقتند و نه رقبایشان بالکل باطل و گمراه. فضای سیاسی و کار سیاسی هم آنقدر پاک و ساده و سیاه و سفید نیست که گروهی را کاملا معصوم و مظلوم بدانیم و گروهی را کاملا مجرم و محکوم.
به هرحال من فکر میکنم که فضا به سمت شفافیتِ بیشتر پیش میرود. بخش زیادی از این شفافیت به سخنان صریح رهبر انقلاب برمیگردد که هم سند ششدانگِ بصیرت را از این مدعیان گرفت و هم بسیاری از جوانان و نوجوانانِ چشم و گوش بسته را نسبت به خطر اعتمادِ بیش از اندازه به گروهها و آدمهای سیاسی، آگاه کرد.
پی نوشت:
روزهای آخر اسفند، معمولا مردم دنبال این هستند که از همدیگر حلالیت بطلبند و بخاطر حرفها و رفتارهایی که احیانا موجب رنجش و ناراحتی دیگران شده، از آنها معذرت خواهی کنند. هرچند این مساله، ربطی به عید و سال نو ندارد و در همه حال آدم باید مراقب رفتارش باشد؛ ولی همین که به بهانهی سال نو و آمدن بهار، ما به فکر حلالیت و رضایت میافتیم، بازهم باید خدا را شکر کنیم. به هرحال من هم طبق این رسم زیبای بهاری، همینجا از همه کسانی که با قلم و زبانم، ناراحتشان کردم، معذرت میخواهم. امیدوارم که مرا ببخشند و ان شاء الله که دل و جان من هم با بهاری شدن طبیعت، بهاری شود.

فضاى اهانت و هتک حرمت در جامعه، یکى از آن چیزهائى است که اسلام مانع از آن است؛ نباید این اتفاق بیفتد. فضاى هتک حرمت، هم خلاف شرع است، هم خلاف اخلاق است، هم خلاف عقل سیاسى است.۱۳۸۹/۱۲/۱۹
اما سخنان اخیر ایشان، از جهات مختلفی بینظیر بود. مخصوصا اشاره صریح ایشان به آدمهای مدعی بصیرت که به بهانه دفاع از ولایت، دست به اقداماتی میزنند که ضرر و زیانش فقط به حال ولایت و نظام است!
شناخت این قبیل آدمها اصلا سخت نیست. نه گمنامند و نه بینام و نشان. خوشبختانه مواضعشان در رسانهها و در همین اینترنت موجود است و میتوان ردپای آنها را پشت سر بسیاری از بداخلاقیها دید. البته دیوار حاشا بلند است و آنها هم قطعا به دنبال پاک کردن نقش خودشان هستند، ولی واقعیت را که نمیشود از بین برد. این مدعیان چه بخواهند چه نه، فعلا متهمند و توجیه و تکذیب آنها چیزی را عوض نمیکند.
البته توجیه و تکذیبشان چندان مهم هم نیست، مهم این است که حنایشان پیش خیلیها رنگ باخته. فضا شفاف شده و دیگر هیچ گروهی نمیتواند منتی بر سر حکومت بگذارد و به راحتی اقدامات افراطی خود را به نام ولایت انجام بدهد. امروز مشخص شده که بخش زیادی از اقدامات قبلی این آدمها هم ربطی به ولایت نداشته؛ برعکس، کینه و بغض و لجبازی شخصی و قبیلهگرایی، دلیل اصلی مواضعشان له یا علیه دیگران بوده است. خوشبینانهترین حالت این است که این آدمها در تشخیص راه درست و منطقی برای دفاع از ولایت و نظام، ناتوانند و متوجه ضرر و زیان رفتارشان نیستند.
بحثم اصلا شخصی نیست. مشکل شخصی هم با کسی ندارم. تعارف هم ندارم. وقتی درباره این ماجرا حرف میزنیم، معلوم هست که منظورمان چه آدمهایی و چه گروههایی است. چه خوششان بیاید چه نه. رفتار آنها باعث شده که بالاترین شخصیت نظام، رسما وعلنا لب به شکایت باز کند و از رفتار و کردار خلاف شرعشان بیزاری بجوید. مصادیقی که موجب این گلایهها شده، مشخصند و متهمان و حامیان و افراد پشت پرده و سیاهی لشگر آنها هم معلومند. در مریخ که نباید دنبال این آدمها بگردیم، همینجا دور و بر خودمان تشریف دارند! اگر عقلی و بصیرتی برایشان مانده، باید به جای توجیه و تکذیب و فرافکنی، فکری به حال خودشان بکنند و از گذشته و عواقب کارها و اقداماتشان توبه کنند.
این سیاست هم دیگر کارایی خودش را از دست داده که تا کسی حرفی زد، فورا او را به یکی از رقبای سیاسی خود وابسته کنند. برچسب زنی دیگر جواب نمیدهد. نه آنها معیار حق و حقیقتند و نه رقبایشان بالکل باطل و گمراه. فضای سیاسی و کار سیاسی هم آنقدر پاک و ساده و سیاه و سفید نیست که گروهی را کاملا معصوم و مظلوم بدانیم و گروهی را کاملا مجرم و محکوم.
به هرحال من فکر میکنم که فضا به سمت شفافیتِ بیشتر پیش میرود. بخش زیادی از این شفافیت به سخنان صریح رهبر انقلاب برمیگردد که هم سند ششدانگِ بصیرت را از این مدعیان گرفت و هم بسیاری از جوانان و نوجوانانِ چشم و گوش بسته را نسبت به خطر اعتمادِ بیش از اندازه به گروهها و آدمهای سیاسی، آگاه کرد.
پی نوشت:
روزهای آخر اسفند، معمولا مردم دنبال این هستند که از همدیگر حلالیت بطلبند و بخاطر حرفها و رفتارهایی که احیانا موجب رنجش و ناراحتی دیگران شده، از آنها معذرت خواهی کنند. هرچند این مساله، ربطی به عید و سال نو ندارد و در همه حال آدم باید مراقب رفتارش باشد؛ ولی همین که به بهانهی سال نو و آمدن بهار، ما به فکر حلالیت و رضایت میافتیم، بازهم باید خدا را شکر کنیم. به هرحال من هم طبق این رسم زیبای بهاری، همینجا از همه کسانی که با قلم و زبانم، ناراحتشان کردم، معذرت میخواهم. امیدوارم که مرا ببخشند و ان شاء الله که دل و جان من هم با بهاری شدن طبیعت، بهاری شود.




