
به گزارش مشرق، ايران هسته اي نوشت: يک نمونه بسيار شاخص که قبل از آغاز مذاکرات مقام هاي امريکايي اشاراتي به آن کرده بودند و در جريان مذاکرات معلوم شفاف تر شد، تغيير استراتژي طرف امريکايي درباره مسئله غني سازي در ايران است.
نگاهي به بيش از 6 سال تاريخ پرونده هسته اي ايران (از ژوئن 2003 تا دسامبر 2010) نشان مي دهد در اين مدت حتي يک مورد هم وجود نداشته که مقام هاي امريکايي رسما و صريحا از امکان پذيرش غني سازي در ايران سخن گفته باشند. ادبيات استاندارد امريکايي ها در اين مدت همواره اين بوده که مي گفته اند «ما با برنامه صلح آميز هسته اي در ايران موافقيم» اما هيچ وقت به طور مشخص از غني سازي نام نمي بردند. علت اين موضوع هم مشخص است. امريکا همواره عقيده داشته و به صراحت گفته که اگر اهداف برنامه هسته اي ايران صلح آميز باشد علي القاعده ايران نيازي به غني سازي ندارد و فقط بايد به در اختيار داشتن فناوي نيروگاه هاي هسته اي بسنده کند. در واقع امريکايي ها اساسا غني سازي را بخشي از يک برنامه صلح آميز نمي دانند. اين يک ادبيات بسيار کهنه است که هزارها مورد از اظهارنظرهاي رسمي و مکاتبات ديپلماتيک در تاييد آن وجود دارد. در هيچ يک از بسته هايي هم که تا به حال ميان ايران و غرب مبادله شده غربي ها هرگز جمله اي در اين باره که احتمال دارد تحت شرايطي در آينده غني سازي در ايران را بپذيرند ننوشته اند؛ بلکه برعکس در تمامي اين بسته ها – که در سال هاي 2005، 2006 و 2008 - از ايران درخواست کرده اند مطابق قطعنامه هاي شوراي حکام و بعد شوراي امنيت غني سازي را به حال تعليق دربياورد.
با اين حال اطلاعات رسيده به «ايران هسته اي» نشان مي دهد که امريکا تصميم گرفته اين رويه را کنار بگذارد و اولين علائم اين موضوع هم در نشست ژنو 3 آشکار شده است.
نخستين پالس زماني فرستاده شد هيلاري کلينتون جمعه گذشته (12 آذر 1389) در حاشيه اجلاس امنيتي منامه براي اولين بار از احتمال پذيرش غني سازي در ايران توسط امريکا نام برد. کلينتون در مصاحبه اي با بي بي سي به تاريخ 12 آذر مي گويد: «ما به ايراني ها گفته ايم که مستحق استفاده صلح اميز از انرژي هسته اي غيرنظامي هستند اما انها هنوز اعتماد جامعه جهاني را تا اندازه اي که جامعه جهاني احساس راحتي کند و به انها اجازه غني سازي بدهد جلب نکرده اند. انها مي توانند در يک زماني در اينده اورانيوم غني سازي کنند. يعني زماني که نشان دادند مي توانند در چهارچوب يک رفتار مسئولانه و طبق تعهدات بين المللي عمل کنند». (نگاه کنيد به رابرت برنز، گزارش اسوشيتدپرس از منامه، 13/4/1389). درست است که وزير خارجه امريکا در مصاحبه همچنان سعي مي کند پذيرش غني سازي را مشروط به اعتماد سازي کند اما نکته کليدي اين است که وي غني سازي را به عنوان خروجي يک فرايند اعتماد سازي مي پذيرد در حالي که تا به حال امريکا مي گفت تنها فرايندي را يک فرايند اعتماد ساز مي داند که خروجي آن تعليق غني سازي در ايران باشد.
پالس بعدي ظاهرا درون مذاکرات ژنو 3 ظاهر شده است، جايي که ويليام برنز در بخشي از سخنان خود و در ادامه ادبياتي که کلينتون در پيش گرفته از احتمال پذيرش غني سازي در ايران توسط امريکا سخن گفته است. ديپلمات ها در تهران در گفت وگو با «ايران هسته اي» به طور کلي اين موضوع را تاييد کردند. علاوه بر اين، خبرگزاري فرانسه هم در گزارشي که روز 17 آذر 1389 از ژنو ارسال کرده، اشارتي تلويحي به اين مسئله مي کند. اين خبرگزاري در گزارش خود به قلم ماري سانز، مي نويسد: «برخي تحليلگران بر اين باورند واشنگتن دراين مذاکرات به نوعي معادله بن بست هسته اي ايران را عوض کرده و بطور تلويحي بر امکان نوعي ادامه غني سازي اورانيوم توسط ايران در اينده اشاره داشته مشروط بر انکه تهران دراين خصوص تضمين عملي دهد».
هفته نامه تايم هم در گزارشي که امروز (جمعه، 19 آذر 1389) منتشر کرده، به تشريح ابعاد بيشتري از اين مسئله پرداخته است.
تايم در گزارش خود مي نويسد: «تيم اوباما تا کنون درباره اينکه ايا توانايي غني سازي اورانيوم ايران را در يک برنامه هسته اي صلح اميز مي پذيرد يا نه رويکردي مبهم داشته است. به نظر مي رسيد سخنان کلينتون با پيشنهادهايي که ظاهرا اشتون به ايراني ها داد هماهنگ است. گزارش هاي رسانه اي نشان مي دهد ديپلمات هاي اروپايي اين معامله را به ايران پيشنهاد کردند که اگر بتواند نگراني هاي برخاسته از گزارش ديده بان هسته اي سازمان ملل را رفع کند و با بازرسي هاي شديدتر و سرزده موافقت کند مي تواند به غني سازي ادامه دهد».
تايم با اشاره به وجود بحث هاي داخلي در امريکا در اين باره ادامه داده است: «جان کري رئيس کميته روابط خارجي سنا سال گذشته با اشاره به حق غني سازي ايران به فايننشال تايمز گفت بحث دولت بوش درباره نبود غني سازي احمقانه بود زيرا براي مردم غيرمنطقي به نظر مي رسيد. انها حق دارند انرژي هسته اي صلح اميز داشته باشند و براي ان مقاصد غني سازي کنند. کالين پاول وزير خارجه سابق امريکا اوايل امسال در مصاحبه اي گفت ايراني ها مصمم هستند برنامه هسته اي داشته باشند. توجه کنيد من نگفتم سلاح هسته اي داشته باشند. انها به رغم تلاش هاي 6 يا 7 سال ما براي دور نگه داشتن انها از برنامه هسته اي مصمم هستند چنين برنامه اي داشته باشند. وي افزود هدفي واقع بينانه تر ان است که ايران را براي پذيرفتن نظارت بيشتر بر برنامه اش به منظور اعتماد سازي به اهداف صلح اميز اين برنامه تحت فشار بگذاريم».
تايم در نهايت نتيجه گرفته است: «در صورتي که غرب نتواند رژيم تهران را به تسليم شدني که تا کنون محال بوده است وادارد نوعي مصالحه بر سر مسئله غني سازي ممکن است تنها بازي ديپلماتيک امکان پذير باشد و جمله کلينتون نشان داد که دولت ممکن است به اين تشخيص رسيده باشد».
اين که امريکا بالاخره به اين نتيجه برسد که قادر به متوقف کردن غني سازي در ايران نيست و بايد تداوم اين برنامه در ايران تحت نظارت آژانس را بپذيرد، يک پيروزي راهبردي بسيار مهم براي تيم مذاکره کننده و ديپلماسي هسته اي ايران است. درست است که حقوق هسته اي ايران طبق معاهده ان پي تي تعيين شده و غير قابل مذاکره است، اما اينکه امريکا هم پس از 7 سال تلاش بي نتيجه براي وادار کردن ايران به ترک غني سازي، به اين نتيجه رسيده باشد که بايد فرمولي براي پذيرش آن پيدا کند و اين موضع خود را صريحا اعلام هم بکنند، يک نقطه عطف در تاريخ ديپلماسي هسته اي ايران محسوب مي شود.




