صادق زیباکلام درباره برخوردهای امیرکبیر با منحرفان بابیه می‌گوید: امیر با مخالفانش برخوردی بسیار سختگیرانه داشت. رفتاری که او با نهضت بابیه داشت مثال عینی این ادعاست. امیر تمامی بابی‌ها را گردن زد. این نکته‌ای است که به سادگی نمی‌توانیم از آن عبور کنیم.

گروه سیاسی مشرق ــ صادق زیباکلام در مصاحبه‌ای تفصیلی با نشریه تجارت فردا به تحلیل‌های خود راجع به امیرکبیر پرداخته است.

او که در برخی سخنرانی‌های خود گفته بود معتقد است رضاشاه نیز به ایران خدمت کرده است؛ در این مصاحبه امیرکبیر را با رضاشاه و هاشمی رفسنجانی مقایسه و تأکید می‌کند که تنها کسی در دوران کنونی که تحت تأثیر امیرکبیر بوده، هاشمی رفسنجانی است.

زیباکلام در این گفتگو با تأکید چندباره بر کلیدواژه "امام جمعه تهران!" و دشمنی‌های او با امیرکبیری که زیباکلام او را به هاشمی رفسنجانی زمان نیز تعبیر می‌کند از این می‌گوید که کارهایی که در ژاپن انجام شد همان کارهایی بوده است که امیرکبیر قصد داشته در ایران انجام دهد!

این چهره اصلاح‌طلب در بخش دیگری از صحبت‌های خود نیز درباره نهضت بابیه و برخورد شدید امیرکبیر با این منحرفان دینی می‌گوید:
امیر با مخالفانش برخوردی بسیار سختگیرانه داشت. رفتاری که او با نهضت بابیه داشت مثال عینی این ادعاست. امیر تمامی بابی‌ها را گردن زد. این نکته‌ای است که به سادگی نمی‌توانیم از آن عبور کنیم.
دموکراسی در رفتار امیر جایی نداشت و مخالفانش نیز از خشم او در امان بودند.


در ادامه گزیده‌هایی از مصاحبه زیباکلام با نشریه تجارت فردا را می‌خوانید:


ــ توسعه گرایی ایران با نام امیر عجین شده است اما در همین رابطه نیز باید به برخی موارد اشاره کرد. اینکه اساساً چه شد فکر تغییر و تحول و اصلاحات در ایران به ذهن امیر رسید که پاسخ به این سوال نیز باز می گردد به عقب ماندگی های تاریخی ایران در برهه هایی از زمان و اینکه اساساً در مقاطعی از تاریخ ایرانی ها به کاستی هایی که نسبت به غرب و اروپا داشتند ،‌آگاه نبودند و با به قدرت رسیدن امیرکبیر به تدریج این تفکر در ایران آن روزگار قوت گرفت که باید تغییر و تحولاتی در جامعه به وجود آورد . البته نخستین جرقه عقب ماندگی و توسعه نیافتگی ایران را می توان در مکالمه عباس میرزا شاهزاده اصلاح طلب ایران قریب به 40 سال پیش از امیر کبیر با موسیو ژوبر فرانسوی مشاهده کرد . شاهزاده ایرانی که به شدت از عقب ماندگی ایران نسبت به کشور های غربی ناراحت بود ، می گوید : «چرا شما فرنگی ها همه کارهایتان از روی عقل و فکر است و ما در جهل و بی خبری به سر می بریم . ما باید به چه صورت عمل کنیم تا مردم و کشور ما مانند کشور شما پیشرفت و ترقی کنند؟

ــ (سوال) یعنی شما می‌گویید توسعه‌طلبی ایران به واسطه قدرتی که شاه به امیرکبیر تفویض کرده بود به باز نشست و نه تلاش‌های امیر؟
خیر، این طور نیست . امیر طی سه سال و با وجود خیل عظیم مخالفانی که در برابر خود داشت تا حدودی موفق بود . طبیعی است که با وجود افرادی که در برابر امیر صف آرایی کرده بودند او نمی توانست پروژه عظیم توسعه و اصلاحات خود را به پیش برد اما نکته مهم این است که امیرکبیر شهید راه اصلاحات شد و این موضوع مهم ترین دلیل برای شهره شدن او نیز محسوب می شود .
البته پیش از او نیز قائم مقام های اصلاح طلب ایران هر دو به جهت تغییر و تحولاتی که در نظر داشتند برای ایران پیاده کنند کشته شده بودند اما خب در هر حال باید گفت برنامه ها و سیاست های امیر جامع تر بودند و مخالفانش هم سر سخت تر . اصلاحات همواره مخالفان بسیاری دارد . کسانی که منافع ، قدرت و جایگاه شان در نتیجه اصلاحات به خطر می افتاد و محدود می شد و بعضاً قدرتشان را از دست می دادند که در زمان امیر نیز اینچنین بود . اساساً فکر اصلاحات تغییرات عظیمی که امیر کبیر به دنبال آنها بود ، مانند آوردن صنعت و اینکه ایرانیان با علوم و دانش های جدید آشنا شوند ، روزنامه و چاپ داشته باشند و یا از دولت مرکزی نیرومندی برخوردار شوند و از سیستم مالی قدرتمندی بهره برند می توانست منشاء تحولاتی عظیم در کشور شود که اجازه به بار نشستن آنها از امیر سلب شد.

ــ امیرکبیر 4 سال در خاک عثمانی حضور داشت امام این سال‌ها برای امیرکبیر سال‌های عادی نبود. در این سالها عثمانی ها نهضت ترکهای جوان را بنا نهاده بودند و نهضت اصلاح طلبی را به راه انداختند که البته مخالفان فراوانی نیز داشت . اقشار و لایه ها سنتی ، مفتی ها و برخی از درباریان و نزدیکان سلطان و برخی از امرای ارتش به شدت مخالف افکار تغییرخواهانه ترکهای جوان بودند و مناقشه ای که به راه افتاده بود در مطبوعات منعکس می شد . امیر کبیر نیز اخبار این وقایع را با اشتیاق دنبال می کرد و پس از آن بود که نخستین  جرقه های  اصلاحات در امیر زده شد .

ــ حدود 20 تا 30 سال پس از امیرکبیر «میجی» امپراتور اصلاح طلب ژاپنی کارهایی را انجام داد که امیر کبیر می خواست انجام دهد. در حقیقت کارهای معمار ژاپن امروز ، همان کارهای امیر بود . با این تفاوت که از دل کارهای « میجی » ژاپن امروزی به دنیا آمد .

ــ امام جمعه تهران یکی از دشمنان سر سخت امیر بود .

ــ اگر امیر موفق شده بود ، نزدیک به 150 سال پیش در ایران را آهن می آمد انقلاب صنعتی به راه می افتاد . دولت صنعتی مدرن ایجاد می شد و ما  به فناوری های نوین سریع تر دسترسی پیدا می کردیم .

ــ امیر فردی مغرور متکبر بود و به هیچ وجه سیاستمدارانه و سنجیده رفتار نمی کرد .

ــ امیر با مخالفانش برخوردی بسیار سختیگرانه داشت، ‌رفتاری که او با نهضت بابیه داشت مثال عینی این ادعاست . امیر تمام بابی ها را گردن زد ؛ این نکته ای است که به سادگی نمی توانیم از آن عبور کنیم . دموکراسی در رفتار امیر جایی نداشت و مخالفانش نیز از خشم او در امان نبودند .

ــ از لحاظ منش و روش امیر کبیر و رضا شاه بسیار به یکدیگر شباهت داشتند .

ــ امیر کبیر با روحانیت مشکل داشت و به شدت مخالف دخالت آنها در امور کشور بود . او فرد چندان مذهبی نبود و بزرگترین مخالفان امیر برخی روحانیون محسوب می شدند به ویژه امام جمعه تهران! حال من این سوال را از شما مطرح می کنم که اگر امیر کبیر با این رویه به جای سه سال 30 سال صدارت می کرد در مورد او بهتر از رضاشاه قضاوت صورت می گرفت که پاسخ بنده به این سوال خیر است . امیر فردی مغرور بود و نظر هیچ کس برایش اهمیت نداشت .

ــ بنده معتقدم آقای هاشمی رفسنجانی بیش از دیگران تحت تاثیر امیر کبیر قرار داشته است . او در بحث اصلاحات و نوآوری و در حالی که یک طلبه بیست و چند ساله بود نخستین کتاب خود در مورد امیر نوشت و بر همین اساس فکر می کنم بیش از مرحوم مصدق آقای هاشمی تحت تاثیر امیر کبیر و اقدامات توسعه طلبانه او قرار داشت .

ــ (سوال)یعنی روندی که آقای هاشمی در پیش می گیرد همان روندی است که در زمان امیر دنبال می شد ؟
بله ،‌ همین طور است . آقای هاشمی زلزله ای را که امیر می خواست در جهت نوسازی ایران و آوردن روزنامه ، دانشگاه و صنعت در ایران به راه بیندازد دنبال کرد . هرچند او نیز همچون امیر چندان موفق نبود . البته 140 سال فاصله میان فعالیت این دو فرد وجود دارد اما آقای هاشمی نیز مانند امیر معتقد بود باید برای ورود صنایع جدید کشور کاری انجام داد . از این جهت است که می گویم این دو شخصیت بسیار شبیه هم هستند .

ــ (سوال)شما این طور عنوان کردید که آقای هاشمی نیز مانند امیر موفق نبود . فکر می کنید اگر آقای هاشمی سیاست بیشتری به خرج می داد در نتیجه گیری از برنامه هایش موفق تر ظاهر می شد ؟

آقای هاشمی مانند امیر عمل نکرد و در برابر مخالفانش انعطاف بیشتری نشان داد اما شاید بتوان گفت اگر هاشمی سعی می کرد پس از جنگ و در دوران ریاست جمهوری اش نخبگان را جلب کند یقیناً دستاورد بهتری داشت .

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 29
  • در انتظار بررسی: 1
  • غیر قابل انتشار: 4
  • hamid ۱۰:۰۷ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    0 1
    مرگ بر بهائیت وبابیه ومدافعان بهائیت این بابا هم داره خودشو بروز میده تقصیر این نشریات است که هر کوتوله ای را گنده میکنند وافکار وخیالات وتوهمات این ورشکسته هارا بعنوان روش انفکری به خورد مخاطبین بیکار وبیمار میدهند درود بر امیرکبیر مردی که تاریخ گواه رادمردی وبزرگمنشی وروشنفکری واقعی اوست حالا یک جوجه روش انفکر داره ان مرد بزرگ راثحقیر میکند واز گمراهان و دین فروشانی که با کشیدن بنگ وحشیش وحمایت روس وانگلیس دین بدکاره ها ولامذهبها را برضد اسلام شیعه پایه گذاری کردند خونخواهی میکند ان نشریاتی هم که نظرات پوچ و بی ارزش این ادم را اشاعه میدهند در جرم وی شریک بوده مروج فرقه ضاله به شمار میروند
  • رهگذر ۱۱:۱۱ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    0 1
    اگه امیر اصلاحطلب بوده و با روحانیت مشکل داشته ( که نداشته)پس همین الان هم شما اصلاحطلبان با جمهوری اسلامی مشکل دارید... مشرق بزن...
  • سیدامیر ۱۱:۴۷ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    0 2
    به نکته نغزی اشاره کردی رهگذر جونم
  • محسن از شیراز ۱۱:۵۷ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    0 0
    امام جماعت وقت تهران چون وابسته به خاندان قاجار بود با امیر مشکل داشت یعنی اخوند درباری که باب میل قاجار وپهلوی بود
  • ۱۲:۵۶ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    0 0
    ولی یه جای حرفاش درسته . اونجا که میگه اگر امیرکبیر به جای سه سال سی سال حکومت میکرد الان همه ما فحشش میدادیم
  • ۱۴:۴۵ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    1 0
    بابیه مخالفان امیرکبیر نبودند آنها فریب خوردگان بدبختی بودند که در اثر فعالیت استعماری و مذهب سازی روس ها دین جدیدی را اختراع کرده و به دنبال ایجاد فتنه و آشوب و هرج و مزج بودند و در این میان سفارت های روس و بعدها انگلیس به شدت از آنها حمایت می کرد این فرقه گمراه بعدها به بهایی مشهور شدند و سر در آخور انگلیس به حیات خود ادامه دادند البته امیرکبیر وظیفه داشت به عنوان حکومت با آنها مبارزه کند که مبارزه هم کرد حالا بعد از صدوچهل - پنجاه سال این بابا معلوم نیست کی است و از کجا آمده است از بابیه حمایت می کند اگر مسئولیت مملکت با تو باشد و عده ای ارازل و اوباش دین جدیدی با حمایت خارجی اختراع کنند و فتنه نمایند تو چه خواهی کرد؟ لابد دستشان را می بوسی و به آنان خوش آمد می گویی تابه ژست روشنفکرانه و دمکراسی مآبانه ات برخورد پیدا نکند
  • امير احمد اكبري اسبق از تبريز ۱۵:۰۵ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    1 0
    آقاي زيباكلام وقتي كتاب ما چگونه ما شديمت را 13سال پيش خواندم متوجه افكار پوچت شدم اما به واقع امير كبير صد سال پيش به دركي رسيده بود كه ظاهرا هنوز تو عاجزي كه بابيت چه بوده و چيست
  • ۱۵:۵۴ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    1 0
    یعنی هر چرتی به ذهنش میرسه میگه ها...
  • بهلول ۱۷:۱۴ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    0 0
    ( امیر کبیر با روحانیت مشکل داشت ..................... رفتاری که او با نهضت بابیه داشت مثال عینی این ادعاست. امیر تمامی بابی‌ها را گردن زد..................)روحانیت ان زمان هم بسیار با فرقه بابیه مخالف بودند و روشنگری می کردند چطور این دو که باهم در یک صف بودند در عین حال مخالف هم باشند.بابا ..... روحانیت ان روز سید جمال بود!!!! این دکتر رجیستری اش بهم ریخته!!!
  • سوسان ۱۸:۱۲ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    0 0
    وقایع تبریز و زنجانو بخونید آقای زیبا کلام درک میکنی که مملکت به قوه قهریه نیاز داره تا جلوی فرقه گرائی گرفته بشه متاسفم که از درک واقعیات تاریخ عاجزید مثل رژیم پهلوی و نخاله هاش تاریخو وارونه میکنید
  • ۱۸:۲۱ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    0 0
    بابا یه نظر ساده داده. بهایی های نجس رو که تطهیر نکرده گفته خوب بود ولی تند بود همین
  • احمد ۱۸:۳۸ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    0 0
    دست توی تارخچه کی نکردی فقط امیر کبیر مونده بود...
  • ۱۸:۵۱ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    0 0
    خدا مدبدبین و مطرح کنندگان ومدافعان جدید بابیه را با خود محمدعلی باب محشور کند
  • ۱۹:۵۴ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    1 1
    من آخر نفهميدم که اين جناب زيباکلام در چه حوزه ای تخصص دارند؟ از تاريخ گرفته تا سياست و اقتصاد و ... اين ديگر چه صيغه ای است؟ دائما هم انتقاد می کنه! یکی نیست به این بنده خدا بگه تو خودت چقدر عرضه داری؟
  • مجتبی از بناب ۲۰:۰۸ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    0 1
    خدایا خودت شاهد و ناظری که چطور فرقه ظاله و منحرفین با نشر اکاذیب و یاوه گویی رادمردانی با کیاست چون امیرکبیر را تندرو و بی سیاست معرفی میکنند و اعدام منحرفین را برخلاف اصول دموکراسی می نامند.هیهات من ذله
  • رضا ۲۱:۰۵ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    0 0
    متاسفانه آقای ریبا کلام ایشان در مواقعی از اون فراماسونر ها به عنوان خدمتگزار نام میبره،دین اسلام رو قادر به پاسخگویی نیازهای امروز و سیاست نمی دونه ،طرفدار جدایی دین از سیاسته،و الگوی شکست خورده غربی رو در بعضی موارد موفق تر می دونه برای ایران.البته ایشان منتقد هستند و نه مخالف جمهوری اسلامی. از دیگر آقایان تاریخ دان بویژه آقای شهبازی انتظار پاسخ به ایشان را داریم.
  • میم ۲۱:۱۱ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    0 0
    متأسفم استــــاد! سابقاً بر روی شما حساب باز می کردیم و شما را به عنوان یک اندیشمند مستقل اجر می نهادیم اما.... چند سالی است که حرف هایتان به درد روزنامه های زرد، محافل اپوزوسیون و... می خورد در این چند سال شما را چه شده است که اینگونه شده اید؟!
  • میم ۲۱:۱۴ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    0 0
    هیچ کس حاکم خوب و عادل را فحش نمی دهد. حال چه یک سال حکومت چه صد سال. حکومت آش کشک خاله نیست. عدل و انصاف و عدالت قائم به زمان نیست.
  • مجید ۲۲:۳۴ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    0 0
    بهائیت یا بابیت یک مسلک اندیشه تفکر روش یا راه می باشد خواه غلط یادرست پوشالی یا حقیقی ایرانی یا انگلیسی مهم این است که با کشتن آنها به نوعی به آنها خدمت کردند و برای آنها شهید و قدیس قدیسه ساختند و موجب بقای این مسلک تا به امروز شدند همان کاری که در ابتدای انقلاب و سرکوب شدید آنها باعث مظلومیت و یا مظلوم نمائی و گسترش این فرقه در دنیا شد . شاید ما خواسته یا ناخواسته در حال کمک به آنها هستیم. ا... اعلم
  • مهدی ۲۳:۰۰ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    0 0
    من نمی دانم اگر هاشمی اینقدر خوب است پس چرا روزنامه های اصلاح طلب ایشان را به لجن کشیدند و آن افتضاح را در انتخابات مجلس به رخ همگان کشیدند و هاشمی را مجبور به انصراف کردند. خدا به همه سیاست مداران اخلاق مرحمت فرماید
  • ۰۰:۳۲ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۷
    0 0
    زيبا كلام را الكي گنده كردن نمي فهمهن چي داره ميگه
  • ۰۱:۴۸ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۷
    0 0
    بابا عجب بی سوادیه این موجب آبرو ریزی دانشگاهه
  • رضا رزمنده ۰۶:۱۴ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۷
    0 0
    اقای زیبا کلام نگفتند که جنس و خط قکری امام جمعه وقت از تبار شیخیه که ان زمان اخوندهای درباری را تشکیل میداند بود و میدانیم بنیان گذار شیخیون, شیخ احمد احسایی بود که از این جریان بود که باب سر براورد ,از این لحاظ بابیان و بهائیان و علمای منحرف شیخیه که در درون خود باهم جنگ داشتن و در نتیجه باب را همان علمای شیخی حکم به ارتداد و کشتن دادند اما در دشمنی با امیر وجه مشترک داشتند اگر نه امیر برخلاف گفته اقای زیبا کلام فرد مذهبی هم بود(امیر کبیر و ایران نوشته فریدون ادمیت) و شاهد وصیت و امین او نیز یک مجتهد و اخوند بود . و کلا میشود گفت امیر با وجه خرافی که علمای شیخی سعی در ترویج ان داشتند مخالف بود از جمله اینکه قمه زنی را قدغن کرده بود. تعجب میکنم شخصی تاریخ دان مثل اقای زیبا کلام چرا باید تمام این واقعیات را نادیده بگیرد!!! ناگفته نماند امیر برای قتل غارتی که بابیان در چند شهر راه انداخته بودند برای دفاع و برای حفظ جان هموطنان باید با ایشان مقابله میکرد و کرد و اگر کشتاری هم اگر از بابیان صورت گرفت نه در زمان امیز بلکه بعد از سوئ قصد بابیان به شاه جوان و در زمان صدارت اقاخان نوری صدر اعظم(پسر عمو زاده پدر بهاالله) که به اعتراف بهاییان در مکتوبشان او خود نیز از معتقدان قلبی به باب و نجات دهنده بهاالله (سرکرده مخفی تیم ترور شاه) از زندان بود و به نوعی او خود در توطئه کشتن امیز نیز دخیل بود و این کشتار او بنا بر سیاست های از پیش تایین شده انگلیس برای ایجاد مظلومبت مصنوعی و ترویج بابیت صورت گرفت که تا امروز بهاییت نانش را دارد میخورد .
  • drarash ۱۳:۰۰ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۷
    0 0
    من نمیخوام قضاوت کنم ولی خدایی چقدر در مورد بهایی تحقیق کردی که اینطور حرف میزنی
  • رضا ۱۴:۳۳ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۷
    0 0
    بهاییان در ایران کشته نمی شوند حتی مگر معاند و فعالیت های دیگری داشته باشند.حتی حق و حقوقی هم دارن مثلا می توانند درس بخوانند من خودم چند تا همشاگردی در دوران تحصیل ار اونها داشتم.
  • ۲۲:۲۳ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۷
    0 0
    اگر کسانی به عباس امانت حمله نکنند و نگویند او بهایی است و ... باید این مطلب رو هم از کتاب قبله عالم او نقل کرد که امیر کبیر در اواخر عمر از انگلستان تقاضا پناهندگی کرده بود و یا شیوه استبدادیش در وزارت مشهود بود. امیرکبیر خدمت کرده است و در این نیز شک نیست اما نباید منکر اشتباهات او شد و بر اساس تعصبات مذهبی بلافاصله در برابر نظرات مختلف راجع به یک شخصیت تاریخی موضع گرفت. امیدوارم مشرق این کامنت را حذف نکند.
  • رضا رزمنده ۰۰:۰۱ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۸
    0 0
    اقای زیبا کلام نگفتند که جنس و خط قکری امام جمعه وقت از تبار شیخیه که ان زمان اخوندهای درباری را تشکیل میداند بود و میدانیم بنیان گذار شیخیون, شیخ احمد احسایی بود که از این جریان بود که باب سر براورد ,از این لحاظ بابیان و بهائیان و علمای منحرف شیخیه که در درون خود باهم جنگ داشتن و در نتیجه باب را همان علمای شیخی حکم به ارتداد و کشتن دادند اما در دشمنی با امیر وجه مشترک داشتند اگر نه امیر برخلاف گفته اقای زیبا کلام فرد مذهبی هم بود(امیر کبیر و ایران نوشته فریدون ادمیت) و شاهد وصیت و امین او نیز یک مجتهد و اخوند بود . و کلا میشود گفت امیر با وجه خرافی که علمای شیخی سعی در ترویج ان داشتند مخالف بود از جمله اینکه قمه زنی را قدغن کرده بود. تعجب میکنم شخصی تاریخ دان مثل اقای زیبا کلام چرا باید تمام این واقعیات را نادیده بگیرد!!! ناگفته نماند امیر برای قتل غارتی که بابیان در چند شهر راه انداخته بودند برای دفاع و برای حفظ جان هموطنان باید با ایشان مقابله میکرد و کرد و اگر کشتاری هم اگر از بابیان صورت گرفت نه در زمان امیز بلکه بعد از سوئ قصد بابیان به شاه جوان و در زمان صدارت اقاخان نوری صدر اعظم(پسر عمو زاده پدر بهاالله) که به اعتراف بهاییان در مکتوبشان او خود نیز از معتقدان قلبی به باب و نجات دهنده بهاالله (سرکرده مخفی تیم ترور شاه) از زندان بود و به نوعی او خود در توطئه کشتن امیز نیز دخیل بود و این کشتار او بنا بر سیاست های از پیش تایین شده انگلیس برای ایجاد مظلومبت مصنوعی و ترویج بابیت صورت گرفت که تا امروز بهاییت نانش را دارد میخورد .
  • ۱۷:۳۲ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۸
    0 0
    از یک آدم لیبرال مسلک سکولاریزه شده و پرورش یافته ومدرک دکتری داده شده در انگلیس بیش از تحریف تاریخ ملی چه انتظاری می رود؟!
  • رضا رزمنده ۰۰:۲۱ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۹
    0 0
    البته اقای عباس امانت (این بهایی برگشته و اسبق) خود در اخرین مصاحبه (در وی او ای) از بابیه به درستی یه عنوان یک فرقه=کالت نام برد و جنگ داخلی و کشتاری که این فرقه در داخل خود به راه انداخت را یک واقعه معمول درون فرقه ای توصیف کرد , بنابر این این کشتار را به گردن امیر انداختن اصلا پایه و موضوعتی ندارد , امیر به عنوان رییس قوه مجریه در اعدام باب تنها او را به عنوان مجرمی که دستور به قتل عام مسلمانان ( هر کس به او ایمان نیاورد)را داده بود و همچنین حکم به سوزاندن کتب مسلمانان و مساجد انها داده بود (حکم مکتوب او در کتاب بیان هنوز موجود است) اعدام نکرد که باید میکرد و تنها با حکم ارتدادی که از اخوندهای شیخی صادر شده بود که به بیانی از خط فکری خود او بودند او را به جوخه اعدام سپرد اگر نه بنا بر شواهدی او قصد اعدام او را هم نداشت. البته وقتی که او اعدام شد شیل سفیر انگلیس در ایران در نامه ای به وزیر امور خارجه وقت پالمرستون نوشت با این اعدام تداوم کار این فرقه تضمین شد. و مسلماً اعدام او و کشتار بابی ها توسط پسر عمو زاده پدر بهاالله اقا خان نوری صدر اعظم مورد حمایت انگلیس جزوی از برنامه ای بسیار حساب شده در دراز مدت بود.

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس