به گزارش مشرق، دکتر مهدي زارع در مقاله اي در مورد ساخت و ساز بر پهنه گسلي شهر تبريز اين چنين نوشته است: گسل شمال تبريز که از بخشهاي شمال خاوري، شمال و شمال باختري شهر تبريز عبور مي نمايد، به دليل وقوع زمينلرزههاي متعدد تاريخي و دوازده بار تخريب کامل شهر تبريز از گسلهاي شناخته شده زمينلرزه اي ايران است. اين گسل که زماني با محدوده شهري تبريز فاصله داشت، هم اکنون بر اثر گسترش ساخت و ساز و شهرک سازي بر روي حريم آن، از ميان شهرکهاي جديد ساخته شده و در حال احداث در شمال تبريز عبور مي نمايد. با توجه به خطر گسيختگي مستقيم در شهر، گسلش در محدوده شهر تبريز و اثرهاي حوزه نزديک گسل در صورت وقوع زمينلرزه اي با بزرگاي حدود 5/6 يا بيشتر، تلفات و خسارات فراواني در تبريز پيشبيني مي شود. با توجه به اهميت شهر تبريز در شمال باختري ايران، سابقه لرزه خيزي، وجود نهشتههاي مارني- رسي و پتانسيل وقوع زمين لغزش، ساخت و ساز بر رو و در نزديکي پهنه گسل شمال تبريز (در فاصله حدود 2000 متري از محور پهنه گسله) بايد ممنوع و از گسترش ساخت و ساز موجود هر چه سريعتر جلوگيري گردد.
***
ساخت و ساز بر پهنه گسلي تبريز با آغاز ساخت شهرک رشديه در تبريز آغاز شد ؛ اعتراض کارشناسان و صاحب نظران در اين خصوص موجب توقف طرح گرديد و براي جلوگيري از بروز بحران هاي اجتماعي قرار بر توقف توسعه طرح شد.
اما نفوذ صاحبان قدرت منجر به حرکت تدريجي در ساخت و ساز در اين منطقه گرديد و شرکت خانه سازي متعلق به شرکت سرمايه گذاري غد ... با تغيير در طرح هاي اوليه شهرک ؛ فضا هاي سبز را نيز از طرح خارج و حتي در فاز بعدي رسواترين نمود هاي شهر سازي در جامعه اي با فرهنگ اسلامي را در معرض ديد قرار دارند ؛ طوري که تو در تو بودن بناها و عدم ارزش گذاري به حريم منظر ساکنين و همچنين ايجاد اشرافيت به خانه هاي يکديگر نمودي از توسعه در اين شهرک شد.
و آنچه که مي توانست در بروز بحران و زلزله و يا حرکت لايه هاي گسلي موجب آسيب و تلفات بسيار گردد مورد لحاظ قرار نگرفت.
***
سال گذشته سيماي جمهوري اسلامي يک فيلم سينمائي در مورد ساخت سدي در ايتاليا داشت ؛ هر روز صدا هائي از سد شنيده مي شدند؛ اما مسئولين به آن اعتنا نمي کردند تا انکه سيل خانه هاي بسيار و مردمان ساکن آنها را از بين برد.
ايا يک زمين لغزش هم مي تواند آن بلا را بر سر تبريزي ها بياورد ، چه کسي تضمين مي کند؟
ساخت و ساز و شهرک سازي در بخش شمال شهر تبريز ، اکنون از ماجراي تامين مسکن براي شهروندان گذشته و به عنوان يک تجارت و سوداگري مطرح گرديده است ؛ که همين امروز نيز در اين شهرک ادامه دارد .
سازمان ها در اين هزاره در کنار وظايف رسمي خود بايد مسئوليت هاي اجتماعي خود را نيز پاس بدارند؛ چگونه مي توان مسئوليت شهر سازي بر روي گسل را تنها به گردن يک شرکت خانه سازي انداخت که فقط بدنبال درآمد از طريق خانه بر گسل برپا داشتن است! وقتي که سازمان هاي عريض و طويل همچون سازمان مسکن و شهرداري ها و سازمان هاي به اصطلاح ان جي او مانند سازمان نظام مهندسي ساختمان از اين حرکت غير اخلاقي و سوداگرانه به اين آساني عبور مي کنند.
تدوين آئين نامه هاي اخلاقي و رسيدگي مستمر و نظارت برساخت وساز ها و بازخواست از دست اندرکاران اين پروژه ها که حداقل مي توانستند با وسعت دادن به فضا هاي غير مسکوني همچون فضا هاي سبز و مراکز فرهنگي و تفريحي و ... از تراکم خانه ها کاسته و پرونده ساخت و ساز بر روي گسل را در تبريز ببندند! مي شد به عنوان ابزاري براي مهار و کنترل ساخت و ساز عمل نمايد ! نه آنکه ساختار گسلي با خاک دستي پر و بعد از کامپکت کردن آن بدون اعتنا به ريشه و اساس با آزمايش هاي ظاهري گواهي هاي لازم را اخذ نمايد. و در آن صورت بود که مي شد گفت رشد شهر بر مبناي تعقل و تدبير هاي ناشي از تفکر انجام يافته است.














