تحلیل نظرات اخیر آقای عسگراولادی سخت است چون ایشان بالاخره سیاست‌مداری کارکشته است که دوران زندان و شکنجه قبل از انقلاب را گذرانده و سوابق انقلابیش بیش از خیلی مدعیان امروزی است و امام و آقای خامنه‌ای هم تعبیرات و توصیفات زیادی درباره ایشان داشته و دارند بنابراین نمی‌توان گفته‌های اخیرشان را ساده تحلیل کرد.

به گزارش مشرق، این روزها مواضع حبیب‌الله عسگراولادی شگفتی و تعجب تمام جریانات سیاسی را به همراه داشته است. مواضع عسگراولادی این سوال را برای همگان ایجاد کرده که یار دیرین امام و انقلاب و مورد وثوق آقا چرا پس از نزدیک به 4 سال بعد از ماجرای 88 چنین مواضعی را درباره میرحسین موسوی و مهدی کروبی اتخاذ کرده و البته ادامه داد و روی آن‌ها پافشاری هم کرد؟

این رفتار شیخ اصولگرایان حالا به انتحار تعبیر می‌شود، انتحاری که با واکنش دیگر اصولگرایان و تبری چندباره آنان از موسوی و کروبی همراه شد. اما ماجرا چیست؟


این مطالب را با جلال‌الدین فارسی در میان گذاشتیم و از او پرسیدیم که دلایل این اقدامات آقای عسگراولادی چیست؟ مگر نه اینکه ایشان از مخالفان سرسخت موسوی بوده است؟ دلایل مواضع اخیر وی چیست و چند سوال تاریخی دیگر. پاسخ‌های جلال‌الدین فارسی به عنوان فردی که از ابتدای انقلاب در جریان فعالیت‌ها و مواضع سیاسیون بوده به این سوالات خواندنی است. مشروح گفت‌وگوی افکارنیوز با جلال‌الدین فارسی در ادامه می‌آید:


- مواضع اخیر آقای عسگراولادی در خصوص موسوی و کروبی باعث شگفتی سیاسیون چپ و راست شده است. با توجه به انتقادات تندی که از سوی آقای عسگراولادی نسبت به موسوی وجود داشت و موجبات حذف ایشان از کابینه میرحسین را رقم زد شما دلایل نظرات اخیر وی را چه می‌دانید؟

باید در ابتدا این نکته مهم را بگویم که میرحسین موسوی از ابتدا هم با امام نبود. زمانی که حزب جمهوری اسلامی تاسیس شد و آقایان عسگراولادی، مطهری، بادامچیان و آیت الله خامنه‌ای فعالیت‌های سیاسی خود را به صورت حزبی و از این طریق پی گرفتند، میرحسین موسوی هم وارد حزب شد(من هم بعدا وارد عضو شدم). حقیقتش ما نمی‌دانستیم که چرا فردی مانند موسوی به حزب آورده و عضو شد.

من بعد از چند سال متوجه شدم که موسوی با آقا خویشاوند است و می‌شود پسر عمه پدر ایشان. در هر صورت موسوی به واسطه خود آقا وارد حزب شد و پر و بال گرفت یعنی همان طور که آقای هاشمی برادرش را آورده بود و شهید بهشتی هم پسرش را به عضویت حزب در آورد موسوی هم به واسطه آقای خامنه‌ای عضو حزب جمهوری اسلامی شد و پله‌های ترقی را هم به واسطه ایشان طی کرد.

- موسوی چگونه به عضویت حزب جمهوری در آمد؟

من از سال 1335 با آقای خامنه‌ای آشنا شدم. جلسات علی شریعتی بود که با ایشان آشنا شدم و با روحیات بزرگوارانه‌شان آشنایی دارم. آیت الله خامنه‌ای به معنای واقعی به جذب حداکثری قائل بود، از همان ابتدا قائل بود به اینکه باید دایره انقلاب و انقلابیون را بزرگ گرفت تا هم دشمن‌سازی نسبت به انقلاب را از بین ببرد و هم اینکه به نوعی برای امام یارگیری کند و این از آشنایی کامل ایشان به فعالیت‌های حزبی حکایت داشت.

از همین رو موسوی هم به عضویت حزب جمهوری اسلامی درآمد. حزب جمهوری اسلامی با تایید شخص امام خمینی تاسیس شد و حتی از ایشان کمک مالی دریافت می‌کرد برای همین مردم به آن چشم امید داشتند و مسئولان آینده خود را از این حزب می‌خواستند.

- اینکه گفته می‌شود موسوی، پیمانی بوده و در حلقه حبیب الله پیمان قرار داشته درست است؟ این به حزب ضربه نمی‌زد؟

چرا، دقیقا. زمانی که موسوی عضو حزب شد خیلی سریع سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی که تریبون رسمی حزب بود هم شد. مدیر مسئول روزنامه آقای خامنه‌ای بود. موسوی در همین ایام مقاله‌ای را در ستایش پیمان چاپ کرد که وی را متفکر بزرگ اسلامی خوانده بود. در جلسه حزب بودیم که من اعتراض کردم و گفتم پیمان متفکر بزرگ اسلام است یا خمینی؟ و خلاصه درباره علایق موسوی به پیمان حرف زدم و گفتم که او پیمانی است. همه متاثر بودند، یادم هست تمام اعضا سرشان را پایین انداخته بودند. همه ناراحت بودیم و به دنبال راه حل.

برخی از آقایان گفتند که موسوی را از حزب بیرون بیاندازیم و نگاه سریع سلبی داشتند اما من پیشنهاد دادم که او بماند و اخراج نشود چرا که به حزب لطمه وارد می‌شد و مردم نسبت به حزب بی‌اعتماد می‌شدند. من در جلسه گفتم که موسوی بماند اما در روزنامه به تدریج پیمان را نقد کند و خلاصه اینکه جبران کند اشتباهش را البته طی مدت زمان 6 ماه. همه اعضا از جمله آقای خامنه‌ای و آقای هاشمی و دیگر دوستان با این پیشنهاد موافقت کردند و بدون رای‌گیری این تصمیم به تصویب رسید. باز هم تاکید می‌کنم که من از نسبت موسوی با آقای خامنه‌ای در آن زمان اطلاع نداشتم.

- آقای فارسی، با این اوصاف نظر شما درباره نظرات اخیر آقای عسگراولادی چیست؟ آیا ایشان می‌خواهند جذب حداکثری مورد نظر آقا را در این جا پیاده کنند؟ اصلا جذب حداکثری در این مورد موضوعیت دارد یا خیر؟

تحلیل نظرات اخیر آقای عسگراولادی سخت است چون ایشان بالاخره سیاست‌مداری کارکشته است که دوران زندان و شکنجه قبل از انقلاب را گذرانده و سوابق انقلابیش بیش از خیلی مدعیان امروزی است و امام و آقای خامنه‌ای هم تعبیرات و توصیفات زیادی درباره ایشان داشته و دارند بنابراین نمی‌توان گفته‌های اخیرشان را ساده تحلیل کرد.

نظر شخصی من هم این است که آقای عسگراولادی انسان پاک و شریفی است که در دوران امام و هم‌اکنون بازوی مشورتی خوبی برای ولی‌فقیه بوده و هست چرا که هم مجتهد سیاسی است و هم مجتهد فقاهتی. اما اینکه بگوییم موسوی آدم خوبی است و در سال 88 مرتکب اشتباه نشده به نظرم درست نیست چرا که هر فرد دیگری غیر از او بود و یک صدم چنین اقداماتی را انجام می‌داد سریع حذف می‌شد اما موسوی به واسطه صبری که از آقای خامنه‌ای سراغ داریم با حلم و بزرگواری مواجه شد، هر چند او متوجه این بزرگواری نبود.

- آقای عسگراولادی قائل هستند که اطرافیان موسوی و کروبی فتنه کردند و حالا خارج از کشور هستند، می‌توان گفت که این دو با وجود آن همه اتفاقات ناگوار تنها قاصر بودند؟

میرحسین خیلی آقای خامنه‌ای را اذیت کرد اما باز می‌بینیم که بعد از امام او را به عضویت مجمع تشخیص درآورد و جایگاه خوبی به او داد.

وقتی امام قطعنامه را پذیرفت موسوی خودش را مخفی کرد و استعفا داد و اصلا خبری از او نبود چون می‌خواست چهره‌ای قهرمان از خودش بسازد و بگوید که موافق پذیرش قطعنامه نبودم.

یک روز امام جلسه‌ای تشکیل می‌دهد تا نخست وزیر جدید را انتخاب کنند. در این جلسه برخی آقایان بودند از جمله آقای موسوی اردبیلی و آقای هاشمی. آقای خامنه‌ای اواسط جلسه می‌رسد، وقتی که می‌رسد امام می‌گوید که آقای خامنه‌ای برای تعیین نخست وزیر جدید آماده باشید. آقای خامنه‌ای می‌گوید که نباید با استعفای موسوی موافقت شود چرا که او همین را می‌خواهد و در پی قهرمان سازی است (نقل به مضمون)، باید فرمانی صادر کنید و با عتاب بخواهید که به سر کارش برگردد.

امام انگشت اشاره خود را به سمت آقای خامنه‌ای می‌گیرد و می‌گوید: این درست است.

بعد امام نامه شدید اللحنی می‌نویسد خطاب به موسوی که در تاریخ ماندگار شد. این خاطره را گفتم تا بدانید که موسوی آدم بحران نبود و تحت تاثیر اطرافیانش بود در حالی که آقای خامنه‌ای عاقلانه کارها را تدبیر و مدیریت می‌کرد.

نظرات

  • انتشار یافته: 17
  • در انتظار بررسی: 0
  • غیر قابل انتشار: 8
  • ۱۲:۳۳ - ۱۳۹۱/۱۰/۳۰
    0 0
    تحليل نظريات ايشان خيلي سخت نيست . ببينيد در انتخابات مجلس چند کانديداي موتلفه وارد مجلس شدند ؟ ضمن آنکه براي کانديداتوري رياست جمهوري بايد روي جلد و صفحه اول رفت اگر با طرفداري از انديشه ۹ دي نشد با حمله به آن قطعا مي شود
  • يك طلبه سطح عالي حوزه علميه قم ۱۲:۵۵ - ۱۳۹۱/۱۰/۳۰
    0 0
    مجتهد فقاهتي؟؟؟ ميشه بفرماييد ايشان از چه كسي اجازه اجتهاد دارند ؟؟؟
  • حسین ۱۴:۰۹ - ۱۳۹۱/۱۰/۳۰
    0 0
    تحلیل مواضع عسگراولادی به هیچ وجه سخت نیست. برای آشنایی با ایشان و چرایی اینکه ایشان همیشه "بعد از ماجرا" بفکر تطهیر و "رفع و رجوی ماوقع" می افتند و تلاش می کنند تا آب رفته را به جوی بازگردانند ، حدیثی است که در کارنامه سیاسی ایشان به کرات مشاهده میشود. خلاصه اینکه از ایشان نباید انتظاری غیر از اینرا داشت.
  • ۱۴:۲۵ - ۱۳۹۱/۱۰/۳۰
    0 0
    لطفا این قدر 0 و1 به قضیه نگاه نکنیم.والله ادب هم چیز خوبیه.ایشون نظری داده اند بر مبنای یه استدلالی.شما هم استدلال بیارید. ((رحما بینهم و اشدا علی الکفار))
  • ۱۴:۲۸ - ۱۳۹۱/۱۰/۳۰
    0 0
    اولا اینکه آقای فارسی در اولین دوره ریاست جمهوری به سبب اصالت افغانیش رد صلاحیت شد سپس در سی و اندی سال پس از انقلاب معلوم نشد کجا بود.حالا مطالبی هم ذکر میکند که چندان صحت ندارد و میشود مواردی از انرا ذکر کرد که اگر ذکر شود سایت وزین مشرق آنرا درج نمیکند.
  • محمد علی ۱۴:۲۹ - ۱۳۹۱/۱۰/۳۰
    0 0
    من تعجب میکنم از عزیزی که عدم موفقیت تنها 2 نفر از چهره های موتلفه در مجلس را دلیل مخالفت با پاک ترین و صدیق ترین چهره انقلاب عنوان کرده است. بهتر است آقایان قبل از هرگونه اظهار نظری سوابق ،مواضع و رویکرد عسگراولادی را از زمان آغاز نهضت تا زمان فتنه و حتی تا امروز بیشتر مطالعه کنند.آنوقت ...
  • ۱۴:۴۳ - ۱۳۹۱/۱۰/۳۰
    0 0
    راستی ایرانی هستی یا افغانی؟
  • اشکان ۱۴:۵۱ - ۱۳۹۱/۱۰/۳۰
    0 0
    این اقای فارسی همانی است که هنگام شکار .... بود
  • ۱۵:۰۲ - ۱۳۹۱/۱۰/۳۰
    0 0
    مطالب ارزنده اي را اقاي جلال الدين فارسي آورده اند و اين كه يكي از دوستان نوشته اند مادر ايشان افغاني است بسياري از هموطنان قبل از جدايي بحرين از پدر و مادر ايراني بحرين ايران متولد شده اند.افغانستان نيز همينگونه است افغانستان قطعه اي از ايران بوده وبسياري از مردم ممكن است پدر يا مادرشان اهل افغانستاني باشند كه از ايران بوده. - همچنين است آذر بايجان شمالي ايران با مركزيت باكو ... - حضرت آقاي عسگر اولادي طبيعي است كه به علت كهولت سن دچار بسياري از تبعات كهولت سن شوند و به نظر مي رسد نبايد نظرات ايشان جدي گرفته شود چون كه به نظر مي رسد كهولت سن مانع ياد آوري بسياري از پديده ها و رويداد ها باشد... -از آقاي جلال الدين فارسي نيز به دليل اين كه كار شايسته شهيد ديالمه را در سينه خود نگهداشته و امروز به تنوير افكار پرداختند تشكر مي شود ازجمله از مشرق نيوز كه مطالب بسيار ارزنده اي را تحرير كرده ايد.
  • مهدی ۱۵:۴۳ - ۱۳۹۱/۱۰/۳۰
    0 0
    ای کاش بجای لجن پراکنی گفتگو را پیشه کنیم . گویی منش ما مصداقی است بر آنکه دیگی که برای ما نجوشد... است. ای کاش تمام بیانات آقای عسگر اولادی را دقیق می خواندیم و بعد اینگونه بی منطق و بر اساس همان قضاوت دیگی حکم صادر نمی کردیم. ای کاش کلمات رهبری را هم همه و همه اش را خوب و شمرده می خواندیم. وای کاش... و ای کاش به واقع بصیرت داشتیم تحلیل هایمان بر پایه تفکر و تدبر بود نه ... .
  • احسان ۱۵:۵۲ - ۱۳۹۱/۱۰/۳۰
    0 0
    گفته این آقای اولادی از ابتدا هم به جذب حداکثری باور داشتند. خوب معلومه. همینکه جلال الدین شده مدافع نظرات این آقای اولادی نشانه این است که ایشان به جذب حداکثری ... ؟؟؟ باور دارند.
  • حسن ۱۶:۰۶ - ۱۳۹۱/۱۰/۳۰
    0 0
    این آقای فارسی همونی هستن که ناشیانه به سمت آفتاب خاک می پاشید و امام موسی صدر را روحانی درباری میدونست...
  • ۱۶:۳۷ - ۱۳۹۱/۱۰/۳۰
    0 0
    من فقط یه سوال از استاد دارم. من شنیده ام اینکه ایشان افغانی بوده و این حرفا دلیل برکناری ایشان از روند ریاست جمهوری نبوده است. دلیل دیگری داشته که ...
  • ۱۶:۵۸ - ۱۳۹۱/۱۰/۳۰
    0 0
    عسگر اولادی این 3 سال کجا بودی؟ 9دی کجا بودی؟
  • ۰۹:۲۷ - ۱۳۹۱/۱۱/۰۱
    0 0
    اظهار نظر اشکالی دارد؟فبشر عباد الذین یستمعون القول و یتبعون احسنه چرا بذر وهن می پاشید هر دو نظرشان را گفتندگرچه فارسی زیاده روی کرده به افغانی و ایرانی چه کار دارید مشرق سانسور نکن خوب نیست پسرم!!!
  • ۱۲:۴۹ - ۱۳۹۱/۱۱/۰۱
    0 0
    پیشتاز مخالفت با میرحسین درحزب جمهوری شهیدآیت بود که تعمدانه فارسی ازآن می گذرد
  • خیر اندیش ۱۶:۲۳ - ۱۳۹۱/۱۱/۰۲
    0 0
    با همه احترامی که برای اقای عسکر اولادی به خاطز سوابق درخشان گذشته ایشان قائل هستیم اما فرمایشات ایشان درباره فتنه گران چنان بی منطق و سخیف بود که نمی توان به سادگی از کنار ان گذشت و تحلیل ان هم بر خلاف نظر اقای جلال الدین فارسی اصلا سخت نیست به نظر حقیر این اظهارات بی شک یکی از بزرگترین اشتباهات افای عسکر اولادی در طول تاریخ حیات سیاسی ایشان بود غفر الله لنا و لهم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.