عراق: عراق هم اکنون هسته اصلي دخالتهاي حکومت عربستان سعودي در منطقه خاورميانه است. بر اساس شواهد و قرائن بسيار که دولت عراق نيز بارها به آن اشاره کرده، دولت عربستان سعودي مغز متفکر و مجري انفجارهاي خونين عراق است؛ پولهاي عربستان و آموزش نيروهاي القاعده سرنوشت تلخي را براي اين کشور محروم رقم زده است. صدها انفجاري که بويژه از حدود 10 سال پيش به اين سو در عراق آغاز شده و بر تنوع و تعدد آن افزوده شده است، از جمله نقشه هايي است که آل سعود با حمايت مالي و تسليحاتي و فکري از وهابيوني که عمدتاً در خارج از عراق نشو و نما يافته اند، به انجام رسانده است.
آسياي ميانه، قفقاز و شبه قاره هند: عربستان سعودي در قفقاز، آذربايجان و آسياي ميانه نيز بشدت فعال است و در ترورهاي صورت گرفته در منطقه چچن نقش عمدهاي را بازي کرده است. اين توطئه ها عمدتاً از طريق پاکستان و افغانستان برنامه ريزي مي شود و دامنه آن تا کشورهاي شمال آفريقا، خاورميانه و شبه قاره هند نيز مي رسد که نمونه آن ده ها انفجار، گروگان گيري و عمليات هاي تروريستي عليه غيرنظاميان در قفقاز بوده است. هم اکنون هزاران تن از نوجوانان و جوانان قفقازي و شهروندان آسياي ميانه با هزينه و تشويقات مادي رژيم سعودي، از کشورهاي خود عازم دانشگاه هاي وهابي عربستان شده اند تا براي تبليغ وهابيت و ترويج تروريسم به کشورهاي خود باز گردند.
سومالي و الجزاير: دولت عربستان به صورت آشکار در دو کشور عربي آفريقايي سومالي و الجزاير دخالت مستقيم دارد، گروهي به نام "عدالتگستران جوان اسلامي" در سومالي هم اينک به منبع اصلي تشنج و ناآرامي در اين کشور و ايجاد بيثباتي در شمال آفريقا تبديل شدهاند که توسط حکومت اريتره که بشدت از سوي رياض مورد حمايت قرار دارد، تقويت مي شوند و دست به اعمال خشونتآميز ميزنند.
سازمان هاي تروريستي نظير القاعده همچنين با داشتن تروريست هايي در تمام جهان قادر است تا هدف هاي متفرقه اي را در هر کشور جهان مورد حمله قرار دهد. اين اهداف البته بر اساس راهبردهاي عربستان و غرب بويژه آمريکا تعيين مي شود.
انگيزه هاي آل سعود از تقويت سازمان هاي تروريستي مقابله با نفوذ سياسي- مذهبي ايران به عنوان ام القراي جهان تشيع، اصلي ترين هدف عربستان سعودي در تشکيل سازمان هاي تروريستي و حمايت از تروريسم دولتي در منطقه و جهان است. رژيم حاکم بر اين کشور به عنوان ابزار آمريکا و رژيم صهيونيستي، در جهت تلاش براي کم کردن نقش جمهوري اسلامي ايران به عنوان مرکز مقابله با کفر و استکبار جهاني و محور وحدت امت اسلام، تبليغ و ترويج وهابيت را در جوامع اسلامي در دستور کار قرار داده است. البته ريشه اين طرح را بايد در پروژه هاي آمريکايي جست که براي کاهش نفوذ ايران به دنبال ايجاد رقباي سياسي نظير ترکيه و رقباي مذهبي نظير وهابيت سعودي در منطقه بوده است. اين توطئه، علاوه بر اينکه مي تواند بسياري از جريان هاي اسلامگرا را از توجه به ايران بازدارد، به دنبال ايجاد شکاف در انديشه هاي اسلام ناب نيز بوده و مي خواهد اسلام فعال و پوياي سياسي را با شائبه هاي تروريسم و خشونت و افراط گرايي آلوده کند.
مقامات سعودي از آنجا که با تشکيل دولت استبدادي هيچ پشتيبان مردمي براي خود ندارند، براي بقاي حاکميت خود مجبور به اطاعت از قدرت هاي خارجي هستند تا با حمايت آنها زمام امور کشور را همچنان در اختيار داشته باشند. در همين راستا رويکرد هيئت حاکمه و دستگاه هاي امنيتي عربستان، نسبت به سازمان هايي نظير القاعده معمولاً مثبت بوده است. سازمان امنيت عربستان به رياست شاهزاده "ترکي الفيصل" در زمان تشکيل القاعده همکاري مؤثري انجام داد. خود بن لادن هم به صراحت بيان مي کرد که اسلحه اين شبکه توسط آمريکايي ها و با پول سعودي ها تأمين مي شود. به اذعان رسانه هاي سعودي، هم اکنون نيز بسياري از مفتي ها و شاهزادگان سعودي، هزينه هاي سرسام آور عمليات هاي تروريستي بويژه عليه شيعيان در عراق و پاکستان و افغانستان را تأمين مي کنند. البته گاه نيز افراط گري برخي عناصر خودسر القاعده، دامنگير خود عربستان نيز شده و منابع آن را به هدر داده است اما اين نيز باعث نشده که آل سعود از حمايت از اين شبکه وهابي دست بردارد.
از سوي ديگر مقامات آل سعود براي فرسايش توان راديکال هاي وهابي در عربستان و براي اينکه آنها عليه دولت ليبرال اين کشور اقدامي نکنند، توجه اين جريان ها را به خارج از مرزهاي خود جلب مي کنند تا از خطرات آنها براي دولت خود در امان باشند.
بنابراين عربستان با تقويت اين گروه ها در خارج از مرزهاي خود، بحران را از داخل به خارج هدايت کرده تا خود را از دردسر احتمالي راديکال ها و جريان سلفي در امنيت کامل نگه دارد.

حمايت عربستان از اين شبکه ها همچنين در جهت تبليغ وهابيت و مقابله با پيشرفت روز افزون اسلام خواهي در جهان بوده است، به همين علت سعودي ها علاوه بر حمايت از گروه هاي تروريستي، کشورهاي غربي را از وارد شدن به جنگ عليه جنبش هاي تحت حمايت خود بر حذر مي داشتند. مدارس ديني وهابي ها در کشورهاي آسيايي بويژه افغانستان و پاکستان نقش مهمي در اين زمينه ايفا مي کند. دانش آموختگان اين مدارس عمدتاً به گروه هاي جهادي و تروريستي مي پيوندند.
اين کشور همچنين فعاليت هاي تروريستي زيادي را در کشورهاي شيعه نشين بويژه عراق که از حاکميت مقتدر سياسي برخوردار نيست، انجام مي دهند تا آنها را از کنترل روند امنيتي کشور بازدارند. به عنوان مثال هفته نامه ساندي تايمز در يکي از مطالب خود در مورد فعاليت هاي تروريستي عربستان در عراق نوشت که نيمي از تروريست هايي كه در پايگاه آمريكايي كروبر عراق بازداشت هستند سعودي تبارند. اين هفته نامه تأكيد كرده است که نواري صوتي با صداي شيخ "صالح اللحيدان" مفتي سعودي و مسؤول عالي قضايي عربستان در اختيار دارد که وي در آن جوانان عربستاني را به انجام اقدامات تروريستي در عراق دعوت كرده است.
ايجاد موج وحشت در جهان بر اساس يکي از پروتکل هاي تأسيس رژيم صهيونيستي از ديگر اهدافي است که اين سازمان هاي تروريستي دنبال مي کنند. جالب اينجاست که اين سازمان هاي به ظاهر اسلامي که تاکنون هيچ هدف صهيونيستي را تهديد و ترور نکرده اند، درست در راستاي اهداف برنامه ريزي شده رژيم صهيونيستي فعاليت مي کنند. صهيونيست ها ب صراحت در پروتکل نهم خود اعتراف ميکنند: «موجهاي وحشت که مصيبتِ آن، مردم را در برگرفته از ما برخاسته است.»
ايجاد اختلاف و درگيري هاي فرقه اي و مذهبي در جهان اسلام انگيزه ديگر وهابي ها از تشکيل اين گروه ها و ايجاد بنيادگرايان وهابي است. افراطيون وهابي در اين راستا علاوه بر تلاش براي ايجاد جنگ داخلي با توسل به حربه تکفير، به مبارزه با تمامي مذاهب و فرقه هاي اسلامي غير از خود رفته و به جز خويش، ساير گروه ها را يکسره باطل و کافر و ريختن خون آنان را واجب مي پندارد. آنها شيعيان را هم رافضي و کافر مي دانند و از وجوب جهاد عليه رافضي هاي کافر شيعي و مجوس هاي صفوي سخن به ميان مي آورند!
روابط پنهان وهابيت با صهيونيسموهابيت آل سعود را بي شک همپاي رژيم صهيونيستي، مي توان شرورترين رژيم منطقه به شمار آورد. شرارت موجود در اين دو از آنجا ناشي مي شود که ريشه هر دوي آنها در استعمار غرب و اروپا قرار دارد و هم وهابيت و هم صهيونيسم زاييده تفکر شيطاني و فراماسونري غرب بويژه با مرکزيت بريتانيا در تسلط بر کشورهاي منطقه است و همين موضع مشترک روابطي را ميان اين دو به وجود آورده که البته بايد براي پيشبرد اين نقشه ها در خفا باقي بماند.
بسياري از علماي شيعه و سني و تاريخ شناسان معاصر، ريشه تأسيس وهابيت را از افکار صهيونيستي مي دانند. "ناصر السعيد" در کتاب "صفحة عن آل سعود، الوهابيين و آراء علما السنة في الوهابية" ، در مورد «محمد بن عبدالوهاب»، بنيانگزار فرقه وهابيت مي نويسد: «پدر بزرگ محمد بن عبدالوهاب، يک يهودي به نام "سليمان قرقوزي" بود که از ترکيه به حجاز مهاجرت کرده بود. اين کتاب در مورد خاندان سعودي که مدت دو قرن است بر حجاز حکومت مي رانند نيز تأکيد کرده است که نام جد يهودي خاندان آل سعود که خود را به مسلماني زد، "موردخاي بن ابراهيم بن موسي" بود که از يهوديان بصره بوده است.
ملک فيصل يکي از مقامات سعودي بود که در دهه 70 قرن گذشته نيز با افتخار از اصالت يهودي آل سعود سخن مي گفت و تلاش مي کرد تا اين موضوع را ثابت کند. البته وي مسير بازگشت به اسلام را نيز با تزوير حفظ مي کرد. وي مي گفت: «پيوند آل سعود با يهوديت، به ريشه مشترک سامي اين دو بازمي گردد.» اين مطلب در روزنامه واشنگتن پست 17 سپتامبر 1969 ميلادي و همچنين برخي روزنامه هاي عربي مثل الحيات نيز منتشر شده است.وي همچنين آشکارا تصريح مي کرد: «ما و يهود، پسر عمو هستيم! لذا راضي نشديم آن گونه که برخي مي خواستند آنها را در دريا غرق کنيم، بلکه مي خواهيم با آنها در فضاي صلح و امنيت زندگي کنيم!»
شايد به همين دليل باشد که رژيم حاکم بر عربستان سعودي، تنها حکومتي باشد که تا کنون هيچ اعتراضي به تداوم اشغال جزاير مهم و استراتژيک خود از سوي رژيم صهيونيستي نشان نداده و به غصب آنها توسط اين رژيم رضايت داده است.
شايد بتوان گفت غير از عربستان سعودي، دومين جرياني که از گسترش سازمان هاي تروريستي تحت نظر وهابيت سعودي سود مي برد، رژيم صهيونيستي است. اين منافع را در چند بعد مي توان ديد که اتفاقاً شباهت هاي زيادي به اهداف سعودي ها از گسترش سازمان هاي تروريستي دارد: ايجاد اختلاف و جنگ داخلي ميان اهل سنت و شيعيان، ايجاد فضاي رعب و وحشت در جهان و ممانعت از گرايش روز افزون مردم جهان به اسلام و مقابله با نفوذ ايران تنها بخشي از ابعاد اين منافع گسترده را شکل مي دهد.
در همين راستا سياستمداران رژيم صهيونيستي رسماً ابراز اميدواري كرده اند که شيعيان و سنّي ها آن قدر با يكديگر در منطقه بجنگند تا هر دو از بين بروند و منطقه متعلق به صهيونيست ها گردد. جالب است که به فاصلۀ چند ماه از اين اظهار نظر، دومين مرجع مذهبي فرقۀ وهابيّت در فوريۀ 2007 ميلادي فتواي تخريب مساجد و مرقدهاي مقدّس شيعيان را صادر کرد.
سرکرده فعاليت هاي تروريستي آل سعود در جهان"بندر بن سلطان بن عبدالعزيز آل سعود" مهندس و طراح اصلي فعاليت هاي تروريستي عربستان سعودي در جهان به شمار مي رود. اين فرد بنوعي رهبر اصلي تمام گروه هاي تروريستي است که بصورت مستقيم يا غير مستقيم زير نظر عربستان سعودي کار مي کنند. بندر به مدت 23 سال سفير عربستان سعودي در آمريكا بود و ارتباطات بسيار نزدکي با مقامات آمريكايي و لابيهاي صهيونيستي در اين كشور برقرار كرده است.

بندر از راه دور دستورات مستقيمي در عزل و نصبهاي مقامات و رهبران القاعده ميدهد و با گماردن تعدادي از عناصر و افسران اطلاعاتي عربستان در پستهاي فرماندهي القاعده هر چه بيشتر سعي ميكند تا همراهي اين گروههاي تروريستي با سازمان جاسوسي عربستان را حفظ كند. پايگاه خبري عراقي "براثا " پارسال سندي را منتشر كرد كه نشان ميدهد بن سلطان كه تجهيز و فرماندهي گروههاي تروريستي در منطقه را بر عهده دارد، بعد از مرگ "ابوعمر البغدادي"، "ابوايوب المصري" فرمانده جديد القاعده در عراق را تعيين كرده است و عناصر آن را با سلاح و پول تجهيز نموده است. از مهم ترين اقدامات تروريستي بندر، ترور ناکام مرحوم علامه "سيد محمدحسين فضل الله" و ترور حاج عماد مغنيه فرمانده ارشد حزبالله لبنان بود که جزئيات آن، در رسانه ها منتشر شد.
به نظر مي رسد اکنون با اوج گيري زوال و انحطاط رژيم آل سعود و تشديد بحران هاي داخلي و قيام مردم اين کشور عليه خاندان حاکم که روز به روز تقويت مي شود، سعودي ها براي تداوم بقاي خود و به عقب انداختن لحظه سقوط رژيم وهابي اين کشور، دست به دامان آمريکا و رژيم صهيونيستي شده اند تا با تضعيف دولت سوريه از طريق حمايت هاي مالي، سياسي، فکري و نظامي از يک سو و تضعيف دولت عراق با استفاده از حمايت از عناصر وابسته به خود مانند "طارق الهاشمي" و ديگر همفکران خود در حکومت عراق و نيز تشديد عمليات هاي تروريستي و بمب گذاري ها در اين کشور، زمينه را براي نجات يافتن از غرق شدن در گرداب جمود و استبداد، فراهم مي کنند که دستيابي به اين هدف، با توجه به سير قيام هاي مردمي در منطقه و رشد گرايش به اسلام اصيل، بسيار دور از دسترس خواهد بود.
مطلب خوبي بود
از اين مطالب بازهم بگذاريد
فقط اي كاش ميشد انتقام خود را از وهابيت
كثيف مي گرفتيم