به گزارش خبرنگار جنگ نرم مشرق، عدم وجود هرگونه حد و مرز اخلاقی و انسانی در به کارگیری ابزارها، نیروها و دانش ها در جهت استیلا، تضعیف، بهره کشی و حتی حذف ملت های دیگر از اصول اساسی اساس نامه کهن مستکبرین و استیلاجویان عالم است. درک ملموس تر عبارت "عدم وجود" در گفته پیشین، با نگاهی کوتاه به تاریخ زخم خورده بشر از دست ستم و غارت طاغوتیان به خصوص در قرن بیستم آسان تر خواهد بود. در این گزارش به بررسی مختصر نمونه ای از عدم وجود این حد و مرز در دستگاه سیاست گذاری های بلند مدت آمریکا خواهیم پرداخت که از مجرای یک پروژه ده میلیون دلاری با نام "ایدز" گریبانگیر بشر امروز شده است.
ظهور و شناسایی ایدز
در سال های پایانی دهه هفتاد میلادی، خبر شیوع بیمارى جدیدى در بین متخصصین سیستم ایمنی انسانی پیچید و قبل از این که کاری از دست ایشان بربیاید منجر به مرگ میلیونها نفر شد. این بیماری ایدز نام گرفت که به سرعت با سیستم ایمنى بدن درگیر شده و قربانى خود را شدیدا در برابر عفونتها و اختلالات عصبى، ضعیف مىسازد به طوری که فرد چارهاى جز مرگ نخواهد داشت و حتی ممکن است پیش از آن که به طور طبیعی به دست این بیماری از بین برود برای رهایی از درد و رنج آن دست به خودکشی بزند.
ویروس این بیمارى در سال 1984 پس از چند سال از شیوع آن شناسایى شد و معلوم شد که عضو ناشناخته و جدیدی از خانواده رتروویروس ها می باشد. بلافاصله پس از شناسایی این عامل ناشناخته که تاریخ پزشکی بشر هیچ سراغی از آن نداشت نظریه پردازی های علمی برای تبیین منشا آن آغاز شد.
در این میان مسببین اصلی جنایت که به خوبی از منشا این ویروس آگاه بودند با فعال کردن عوامل خود در جرگه نظریه پردازان به ارائه نظریاتی در حد پاورقی نشریات فکاهی و غیراخلاقی روی آوردند تا بتوانند اصل موضوع را هرچند برای مدتی کوتاه خارج از دایره تحقیقات مستقل دانشمندان خدوم بشریت قرار دهند که آن نیز چند صباحی دوام نیاورده و علم عاری از دسایس شیطانی مسیر خود را پیمود. قبل از ورود به مبحث اصلی در زیر به چند نمونه از این قبیل نظریات گمراه کننده اشاره می شود.
نظریه میمونهاى سبز
میمون سبز، اولین متهم در پرونده مبتلا شدن انسان به ایدز
در همان مراحل اولیه شناسایی ویروس ایدز از آنجا که این ویروس برای دنیای علم کاملا نوظهور می بود می بایست منشائی کاملا عجیب نیز برای آن تراشیده می شد. منشائی که بتواند تا مدتی مجامع علمی مستقل را سرگرم خود کند. از آنجا که بیماری برای نخستین بار از آفریقا گزارش شده بود قرعه به نام میمون های سبز آفریقایی افتاد و تا مرز برقراری رابطه جنسی با این حیوان نیز پیش رفت! این نظریه، به عنوان نخستین توضیح درباره منشأ ایدز منتشر شد. مطابق این نظریه، این ویروس در میمونهاى سبز آفریقایى شکل گرفته و سپس از طریق نزدیکى جنسى مردم محلى با این حیوان (؟!) و یا در نتیجه خوردن گوشت آنها، به انسان منتقل شده است. مطابق این نظریه، خاستگاه ایدز آفریقا بوده و پس از آن به سراسر جهان انتقال یافته است. البته نظریه در باره این سوال احتمالی که چرا مردم محلی در طول هزاران سال زندگی در آن محیط به یکباره در دهه هفتاد میلادی دچار هوس نزدیکی با این حیوان شده و موجب شیوع چنین بیماری مهلکی در سراسر جهان شده اند پاسخی ندارد! با آشکار شدن هرچه بیشتر جنبه های فکاهی این نظریه در دوم ژوئن 1988، نشریه لوس آنجلس تایمز در مقالهاى علمى، این نظریه را کاملاً مطرود دانست و افشا نمود که اساسا ساختار و ترکیب ماده ژنتیک این بیمارى، هیچ گونه سازگارى و تطابقى با این نوع میمون آفریقایی ندارد.
نظریه شامپانزه

شامپانزه ها متهمین بعدی پروژه ایدز
پس از عدم موفقیت پروژه باوراندن تماس جنسی مردم بومی آفریقا با میمون های سبز دستگاه تبلیغاتی استکبار به سوژه بهتری روی آورد و این بار شامپانزه ها که از نظر تکاملی و سیستم ژنتیکی (و یا شاید از نظر امکان و احتمال برقراری رابطه جنسی!) به انسان نزدیک تر هستند کاندیدای گردن گرفتن مسئولیت این بیماری شدند. به طوری که در سال 1999 دنیای علم شاهد نوعى هجوم رسانهاى با هدف جایگزین کردن نظریه شامپانزههاى آفریقایى به جاى نظریه میمونهاى سبز شد و ادعا شد که ویروس ایدز از یک ویروس مشابه که در این موجودات وجود دارد مشتق شده است که پىآمد آن، پذیرش این نظریه در مجامع علمى بود. اما این دسیسه نیز دیری نپایید و شواهد و بررسىها نشان داد که خود شامپانزهها هم به ندرت به ویروس SIV که ویروسى مشابه HIV است، مبتلا مىشوند. در نتیجه اگر حتی شامپانزه ها نیز به ایدز مبتلی شوند بایستى از منبعى ناشناخته به این ویروس مبتلا شده باشند.
میمونها و وظیفه رسانههای غربی
اما قصه ای که برای ظهور و شیوع این بیماری ساخته و پرداخته شده است تا جایی از هزل و نامربوط گویی آکنده است که پس از در نظر گرفتن پاره ای از ملزومات اخلاقی بیان رسانه ای به چنین چیزی می رسیم که متاسفانه غالباً نیز از سوي جامعه دانشگاهي و علمي تحت قیومیت سیاستمداران دنیای استکباری طاغوت مورد پذیرش می باشد: یک بومی با یک میمون ارتباط جنسی برقرار می کند (و یا به روایت دیگری يک ميمون یا شامپانزه آفريقايي یک بومي را گاز می گیرد) آن بومی بعد از آمدن به شهر با فاحشهاي خوابیده و آن فاحشه نيز اين ويروس را به یک بانکدار محلي منتقل می نماید و وي نيز آن را به همسران سه دوست دختر خود انتقال داده است و بالاخره در ادامه اين روند، ناگهان بشریت چشم گشوده و دیده است که ده ها میلیون نفر در آفريقا و سپس در سراسر جهان به ايدز مبتلا شده اند!

گسترش ایدز در آفریقا
ویروس ایدز محصولی دست ساز و آزمایشگاهی
اما نظریه اى تکاندهنده نیز درباره منشأ این ویروس وجود دارد. مطابق این نظریه، منشأ ویروس ایدز اساسا هیچ ارتباطى با میمونهاى سبز، شامپانزه ها و ساکنان آفریقا ندارد. برعکس، حامیان این نظریه بر این باورند که این ویروس، عاملى زیستى است که برای اهداف خاصی در آزمایشگاه های ارتش آمریکا مورد دستکارى قرار گرفته و اصولاً ویروسى ساخته دست بشر است.

ایدز پروژه ای آمریکایی
از منابع فراوان متشر شده توسط حامیان این نظریه برای نمونه می توان به موارد زیر اشاره کرد.
- مقاله اى با عنوان "ویروس ایدز در آزمایشگاههاى پنهانى تولید شده است"، 26 اکتبر 1986، در صفحه نخست نشریه ساندى اکسپرس از دکتر "جان سیل" و پروفسور "یاکوب سیگال" مدیر بازنشسته مؤسسه زیستشناسى دانشگاه برلین

پروفسور سیگال از اولین مدافعین نظریه دست ساز بودن ویروس ایدز
- دو کتاب با عناوین "ایدز و پزشکان مرگ" (1988) و "خون عجیب" (1993) از دکتر "آلان کانت ول"


دو کتاب معروف از "آلان کانت ول" که به بررسی علمی موضوع تولید آزمایشگاهی ویروس ایدز می پردازد.
- سلسله مقالاتی از "ویلیام کمپبل داگلاس" پزشک برگزیده انجمن ملى سلامت آمریکا در سال 1985

کمپل داگلاس از پزشکان پیشرو مدافع نظریه مصنوعی بودن ویروس ایدز
بعدها با شناسایى، رمزگشایى و توالى یابی ژنوم ویروس ایدز مشخص شد که ساختار آن توامان بسیار مشابه یک ویروس جنین گوسفندى به نام "ویسنا" و ویروس تى ـ سل لوسمى انسانى (HTLV-I)است. بررسىها نشان داد که حدود 97 درصد ژنوم ویروس HIV شبیه ساختار ویروس ویسنا و مابقی آن کاملا مشابه ژنوم ویروس HTLV-I است. هم چنین نشانگان ابتلاى به این بیمارى نیز ترکیبى از تأثیرات این دو نوع ویروس است. نکته قابل توجه آن است که اصولاً هیچ رابطهاى که توجیهکننده تکامل طبیعى ترکیب این دو ویروس در طبیعت باشد، وجود ندارد و تنها راه ترکیب شدن آنها، ترکیب مصنوعى آن به دست انسان در آزمایشگاه های بسیار پیشرفته است.
واکسنهایی برای حیات یا پیامآوران مرگی دردناک؟!

واکسن های مرگ
بر طبق این نظریه شیوع ویروس ایدز در سراسر جهان از طریق برنامه هاى واکسیناسیون عمومى سازمان ملل روی داده است. لندن تایمز در مقالهاى با عنوان «واکسن آبله عامل بیمارى ایدز است» که در ماه مى 1987 در صفحه نخست خود منتشر کرد این نظریه را مطرح کرد. در این مقاله نویسنده اشاره می کند که سالها پیش از شیوع ایدز در آفریقا، 5 تا 7 میلیون نفر از ساکنان آفریقاى مرکزى که خاستگاه ایدز بوده است توسط سازمان بهداشت جهانى واکسینه شده اند. این مقاله هیچ گونه انعکاسى در رسانههاى گروهى آمریکا نداشت و مسکوت ماند.

برنامه واکسیناسیون سازمان ملل در آفریقا طی سال های قبل از شیوع ویروس ایدز در این قاره
علاوه بر واکسن آبله، برخى نیز گسترش ایدز را با واکسن هپاتیت که بخشى از آن از بدن شامپانزه گرفته شده و در سال 1978 به همجنسبازان آمریکایى در نیویورک و سانفرانسیسکو تزریق شد؛ مرتبط می دانند. این همجنس بازان نیز پس از چندى به ایدز مبتلا شدند. حتی واکسن فلج اطفال نیز بعدها برای محققین مشکوک به نظر رسیده و بحث هایی پیرامون گسترش ایدز در اثر استفاده از آن درگرفت و تا حدی نیز تایید شد. جالب این است که انتشار نتايج آزمايشها و تحقيقات مراکز علمي مستقل درباره برنامه های واکسيانسيون سازمانهاي بهداشتي معتبر و ارتباط اين طرحها با گسترش برخي بيماريهاي مهلک در مراحل نخست با انکار شديد اين سازمانها و نهايتاً با سکوت سنگين آنها همراه شد. اما در این میان گفته های کاشف ویروس ایدز بسیار شایان توجه است. روبروت گالو، کاشف ويروس HIV به نشريه تايمز می گوید: "ارتباط بين برنامههاي سازمان بهداشت جهاني و گسترش بيماريهاي همهگير زمينه مطالعاتي مهم و جالب است. من قاطعانه نميتوانم بگويم که اين موضوع واقعاً اتفاق افتاده است، اما سالهاست که معتقدم، استفاده از واکسنهاي زنده، همانند آنچه که در مورد واکسن فلج اطفال اتفاق افتاد، ميتواند به فعال ساختن عوامل خفتهاي چون ويروس ايدز بيانجامد." به رغم اهميت فوقالعاده اين موضوع، رسانههاي آمريکايي در قبال آن کاملاً سکوت کردند و گالو نيز پس از آن هيچ صحبت ديگري در اينباره نکرد.

روبروت گالو، کاشف ویروس ایدز
کلیدزنی پروژه ایدز در کنگره و به دست آرپا
بر اساس اسناد درز شده از کنگره آمریکا، در جولای 1969 دکتر مک آرتور (Dr. MacArthur) از مدیران آژانس پروژه تحقیقات پیشرفته ارتش آمریکا ARPA (Advanced Research Project Agency) در کنگره (کمیته تخصیص بودجه کاخ سفید) حاضر می شود و طی یک سخنرانی ابراز می کند: "در پنج الی ده سال آینده این امکان وجود خواهد داشت که یک عامل بیولوژیک مصنوعی تولید شود که طبیعی نبوده و به همین دلیل سیستم ایمنی طبیعی در برابر آن کارایی نخواهد داشت." دکتر مک آرتور در آن سخنرانی می گوید "این یک موضوع بسیار جدال انگیز است و افراد زیادی هستند که باور دارند که چنین تحقیقاتی نباید انجام شود زیرا ممکن است به بوجود آمدن روش دیگری برای کشتار دسته جمعی منجر شود." و بدین نحو در لفافه هدف از تولید چنین عاملی را نیز برای کنگره برملا می سازد. اما موضوع ساختن عاملی که سیستم ایمنی انسان در برابر آن بی دفاع باشد به سال ها قبل بر می گشت و از سال 1961 تا 1968 تولید این عامل مصنوعی بیولوژیک جهت استفاده در تسلیحات بیولوژیک در پنتاگون تحت بررسی بود. در این مدت روبرت مک نامارا (Robert McNamara) وزیر دفاع آمریکا بود و مشغول راهبری ماشین جنگی آمریکا در ویتنام و کشتار مردم آن کشور بود. مک نامارا از حامیان اصلی و کلیدی تولید این عامل بیولوژیک بود و با توجه به پست بعدی اش در جایگاه تاثیر گذاری همچون بانک جهانی به عمق چرایی تلاش وی برای تولید چنین عاملی پی خواهیم برد.

گروه دانشمندان آرپا
بعد از سخنرانی مک آرتور در کنگره و بحث های مربوطه، کنگره آمریکا یک بودجه ده میلیون دلاری در اختیار ARPA و وزارت دفاعی که پیگیر برنامه های مک نامارا بود قرار می دهد تا به تحقیق در این مورد و تولید چنین عاملی بپردازد. چنان که مک آرتور در سخنرانی اش اشاره کرده بود دقیقا حدود ده سال بعد یعنی در سالهای پایانی دهه هفتاد میلادی یک بیماری عجیب در جوامع انسانی آفریقا گزارش شد که سیستم ایمنی بدن انسان در برابر آن عملا تعطیل است. با این حساب حدود ده سال قبل از گسترش بیماری ایدز و شناسایی ویروس آن در 1984، ARPA با دریافت ده میلیون دلار بودجه شروع به ساختن آن کرده است.
قاتل ویتنام، مبدع پروژه ایدز

مک نامارا، وزیر دفاع آمریکا در دوره جنگ ویتنام و از طراحان اصلی پروژه کاهش جمعیت جهان از طریق ویروس ایدز
مک نامارا در سال 1969 پست وزارت دفاع آمریکا را به کلارک کلیفورد تحویل داد و برای نهایی کردن برنامه های خود و چیدن محصول درختی که در وزارت دفاع کاشته بود به بانک جهانی رفت. بدین ترتیب در اکتبر 1970 فقط پانزده ماه بعد از اینکه دکتر مک آرتور برای انجام پروژه ایدز درخواست بودجه کرد رابرت مک نامارا رئیس بانک جهانی شده بود. او طی یک سخنرانی در آن زمان گفته است که به نظر او رشد جمعیت جهان یک موضوع مهلک و خطرناک پیشاروی سال های آینده است. در این سخنرانی مک نامارا مطرح کرد که رشد جمعیت به ناپایداری منجر خواهد شد و یک جمعیت ده میلیاردی در روی زمین "غیرفابل کنترل" خواهد بود. او اضافه می کند "این جهانی نیست که تک تک ما میخواهیم در آن زندگی کنیم. آیا راهی برای گریز از چنین جهانی وجود دارد؟ راه قابل اطمینانی نیست اما دو راه ممکن به نظر می رسد که از طریق آن شاید بشود از رسیدن به ده میلیارد جمعیت جلوگیری کرد. یا باید نرخ زاد و ولد کنونی به سرعت کاهش یابد و یا باید نرخ مرگ و میر بالاتر رود. راه حل دیگری متصور نیست." نتیجه دهشتناک این خواهد بود که مک نامارا آگاهانه و بر اساس یک برنامه بلند مدت تکوین و توسعه عامل بیماری ایدز را برای کاهش جمعیت جهان در وزارت دفاع طراحی و حمایت کرده است و پس از تصدی ریاست بانک جهانی آن را اجرا نموده است.
نایروبی و کنیا مناطق اولیه برای برنامه کاهش جمعیت پنج ساله مک نامارا در نظر گرفته شدند. کنیا و اوگاندا در آفریقای شرقی جایی هستند که اپیدمی از آنجا شروع شد و امروزه پنجاه درصد یا بیشتر جمعیتهای آنها آلوده به ویروس است. طی دهه هفتاد ویروس در هائیتی، برزیل و ژاپن نیز شیوع یافت. امروزه نیز کانون اين بيماري، کشور نفتخيز نيجر است که پرجمعيتترين کشور آفريقايي محسوب ميشود.
کشف پروژه از سوی کاگب، فشار تبلیغاتی و باجگیری روسها از آمریکا

هجمه تبلیغاتی بر علیه دولت آمریکا در ارتباط با شیوع بیماری ایدز در جهان
سرویس های اطلاعاتی شوروی سابق اطلاعاتی در مورد ایدز کشف کردند و در اکتبر 1985 شوروی یک حمله تبلیغاتی گسترده را در مورد ایدز سرو سامان داد و ادعا کرد که ویروس ایدز در آزمایشگاه فورت دیتریش ایالت مریلند آمریکا توسط پنتاگون ساخته شده است. گزارش اولیه در این مورد در یک روزنامه طرفدار شوروی در هند چاپ شد و سپس در بیش از سی منبع رسانه ای تکرار گردید و در نهایت توسط یکی از دانشمندان علم ژنتیک آلمان شرقی از دانشگاه هومبولت واقع در برلین شرقی، پورفسور یاکوب سگال (Jacob Segal)، از نظر علمی حمایت شد. سگال مطرح کرد که ویروس ایدز محصول یک آزمایش ناقص است که در آزمایشگاه و برای تولید تسلیحات بیولوژیک ساخته شده است.
این هجمه تبلیغاتی وسیع شوروی علیه آمریکا در غرب تضعیف شد و چنین وانمود شد که این غیر منطقی است که آمریکا یک ماده کشنده همچون ایدز را بسازد. بر همین اساس است که سگال عنوان می کند که ایدز حاصل یک آزمایش ناقص و یا به گفته دیگر حاصل یک تصادف و اتفاق بوده است. اما پس از این که با سخنرانی مک نامارا در اکتبر 1970 مواجه می شویم دیگر این که چنین چیزی اتفاقی بوده قابل پذیرش نیست. بعدها برای جمع کردن موضوع گفته شد که اگر هم چنین تحقیقاتی وجود داشته باشد یقینا ویروس ایدز از آزمایشگاه فرار کرده است و هیچ عمدی در شیوع دادن آن وجود نداشته است! اما این که گفته شود ایدز به طور اتفاقی از آزمایشگاه فرار کرده است هرچند محتمل است اما به چند دلیل مردود است: زیرا اگر این ویروس از آزمایشگاهی در آمریکا گریخته است بسیار عجیب خواهد بود که موارد اولیه ابتلا به آن در آفریقا و هائیتی دیده شده نه در آمریکا! زیرا که ایدز در اواخر دهه هفتاد توسط مراکز خون و کنترل بیماریهای نیویورک به آمریکا رسید. و حتی هم اکنون نیز آمار مبتلایان در آمریکا به هیچ وجه با آمار مبتلایان در آفریقا قابل مقایسه نیست. به علاوه رابرت مک نامارا همزمان با زمینه سازی گسترش این بیماری مهلک بحث افزایش نرخ مرگ و میر جهانی را عنوان کرده است. این نشان می دهد که یک برنامه شیوع دهنده ویروس ایدز وجود داشته است. برخی از اسناد و شواهد گویای آن است که در آن زمان به منظور عدم پیگیری بیشتر موضوع توسط شوروی، زدوبندهای پشت پرده ای بین دو قدرت انجام گرفته و حتی تا انتقال تکنولوژی تسلیحاتی به شوروی نیز پیش رفته است.

گسترش ویروس ایدز در جهان
ویروس ایدز، یک تیر و چند نشان؛ کنترلگر جمعیت جهان، اسلحهای بیولوژیک و سودآور از لحاظ اقتصادی
نتیجه گیری نهایی را می توان چنین تنظیم کرد که قدرتی استیلا جو که با تمام توان در خدمت اهداف شیطانی و ضد انسانی جبهه ضد الهی طاغوت است از سویی برای دست یابی و در اختیار داشتن تسلیحات مرگبار و از سوی دیگر برای کاهش جمعیت جهان به نفع سیستم کنترلی خود دست به طراحی و تولید عاملی بیولوژیک با نام ویروس ایدز زده است که تاریخ تکامل چند میلیون ساله سیستم ایمنی انسان در برابر آن خلع سلاح می باشد. آزمایشگاه های ارتش طاغوت در طراحی این ویروس بسیار هوشمندانه عمل کرده و دلیل اصلی شیوع آن را به جنبه ای از طبیعت انسان ارتباط داده اند که بشر هرچه بیشتر در برابر این ویروس آسیب پذیرتر باشد. آمیزش جنسی در طول تاریخ بزنگاه فردی بسیاری از افراد بشر بوده است اما در این وهله از تاریخ این غریزه انسانی به عنوان یک مجرای مطمئن در برنامه های دراز مدت استکبار در عرصه جهانی کارکرد سیاسی امنیتی نیز یافته است. پس از طراحی و تولید، این ویروس از طریق برنامه های به ظاهر واکسیناسیون در آسیب پذیرترین جوامع انسانی آفریقا که دارای کمترین برخورداری از سطح بهداشت به خصوص بهداشت جنسی می باشند شیوع داده شده است. در دستگاه طاغوت ملت های آفریقا همواره به عنوان مللی بی تمدن و مضر به حال تمدن کنونی و آینده بشر تلقی شده اند که هرگونه سرمایه گذاری بر روی آنها نتیجه ای در بر ندارد. از یاد نبریم که هنوز از انتشار کتاب ها و مقالات به اصطلاح علمی در دنیای غرب که سعی در اثبات حیوان بودن سیاه پوستان داشتند مدت زیادی نگذشته است. به همین دلیل آفریقا برای کاهش جمعیت جهان در اولویت برنامه های وزارت دفاع آمریکا و مک نامارا قرار گرفت. فرد آلوده به این ویروس به صورت آگاهانه و برای همیشه خود را از جریان تولید نسل محروم می کند و اگر ناخواسته صاحب فرزندی نیز شود آن فرد نیز مبتلا و محکوم به تبعات این ویروس خواهد بود. بدین ترتیب نه تنها آمار زاد و ولد مورد اشاره مک نامارا کاهش می یابد از سوی دیگر آمار مرگ و میر نیز که مورد توجه او بود افزایش می یابد. البته فرد مبتلا در دم جان نمی سپارد. چون باید چندین سال زنده بوده و با این بیماری دست به گریبان باشد تا از قبل آن کارخانه های داروسازی و واکسن سازی نیز در آمریکا راه اندازی شده و فعال باشند و داروهای بی مصرف ساخته شده بر علیه ویروس تولید شده و شیوع داده شده به دست خود را به این بیماران بفروشند. داروهایی که حداکثر چند ماه و یا چند سال به عمر سراسر درد و رنج این بیماران می افزاید تا فرصت بیشتری برای توسعه بازار مصرف کمپانی های داروسازی به وجود بیاید. این بهره زایی اقتصادی بالغ بر میلیاردها دلار است که سالانه به سیستم بانکی آمریکا تزریق می شود و یقینا در برنامه هایی به شدت مهلک تر و تولید عواملی بسیار خطرناک تر از ویروس ایدز صرف می شود.

سودی که کارخانه های داروسازی آمریکا در سایه گسترش بیماری ایدز در جهان می برند. به چه قیمتی؟
هم اکنون از وجود برنامه هایی سخن می رود که در جهت ارتقای ویروس ایدز حداقل با همان مضرات به یک عامل منتشر شونده از راه تنفس حکایت دارد تا به راحتی در تسلیحات بیولوژیک به کار گرفته شود. آیا دایره فعالیت های ضد بشری مدعیان حقوق و کرامت انسان حد و مرزی اخلاقی و انسانی نیز می تواند بشناسد؟!

عزیز من شما جواب خودت رو دادی!
|
ببخشید منظور آر ان ای بود اشتباهی نوشتم دی ان ای!
جنگ بیولوزیک که شاخ و دم نداره!
گزارش براي من در حد عالي بود. يكي از خوانندگان اسم چند تا بيماري ديگه رو برده. اگه واقعا در مورد اينها هم اطلاع رساني كن مشرق. خيلي مهمه كه ملت مطلع باشند. متشكرم.
جمع كنيد بابا اين بساط توهمتون رو! مشرق جون به جاي اين بيا كمي هم به درد ايدزي هاي جامعه خودمون بپرداز. آخه چه فرقي ميكنه كه حالا اين ويروس از كجا اومده؟!!! يعني واقعا مهمه؟!!! مهم اينه كه الان تو ايران داره از طريق رابطه جنسي بين جوونا پخش ميشه! يه فكري به حال اين اوضاع بكنيد نه اينكه بياي توهم بزني كه شامپانزه اونطوري شد سگال اينطوري گفت! خجالت بكش!
من این قضیه شیوع از طریق واکسن رو چند وقتیه می دونستم . اما خواهش می کنم مشرق نیوز جواب من رو بده که آیا خود شما به بچه هاتون اگه الان به دنیا بیان واکسن نمی زنید؟
من از خوانندگان قدیمی مشرق هستم
من از خوانندگان قدیمی مشرق هستم
مقاله قشنگیه و از نظر دسته بندی هم در دسته جنگ نرم قرار داره.
بعید نیست دست جریان انحرافی هم تو کار باشه. لطفا در این مورد اطلاع رسانی کنید
|
بیشین بابا
هنگامی که هیچ نیروی بازدارنده ای انسان را در رسیدن به مقاصدش تعدیل نمی کند، چرا نباید شاهد شکلگیری چنین فجایعی باشیم؟ اینجاست که کارکرد اصلی دین نمایان می شود.
فقط ایدز نیست!
|
ye nafar migoft ke tu akharozaman dajjal mojezate ziyadi khahad dasht masalan inke az asemun baran mibaranad.ya az zamin giyah miruyanad.(alanam ke darim mibinim ke chetor barane masnuyi tolid mikonan va dar zemn un progeyi ham ke ye bar hamin mashregh gozashte bud yadam rafte esmesh chi bud fek konam harp ya ye hamchin chizi har chand bavaresh sakhte vali bayid nis
|
چه موضعی گرفتم برادر من؟
|
این نشان از بی اطلاعی توست !
|
چرا موضع می گیری ما که نگفتیم مقاله های خودشون می گه
توهم توطئه
|
دوستان گرامی این آخرین پاسخ من به نظرات دوستان خواهد بود.
|
دوست ناشناس که بنده رو مورد خطاب قرار دادید
|
تو توهم عاقلی داری که این همه عاقل رو متوهم فرض میکنی!
|
شما که روش کارکردی بفرما راه حلش رو بگو!
|
UFO ha kare khode amricas.che rabti dasht aslan? :D
|
حالمنون از شنیدن عبارت نظریه توطئه داره به هم میخوره! هر موقع به یکی از برنامه های سری غرب اشاره میشه فقط در جواب یه چیز میشنویم نظریه توطئه! اگر به اینها تو سال 1994 میگفتی که آمریکا بمبی ساخته که در عرض چند دقیقه چند صد هزار نفر رو خواهد کشت حتما میفرستادنت تیمارستان! الانم که همین آمریکا دنیا رو به گند کشیده باز بگید توهم هستش همه جا گل و بلبل هستش! آخه ساده لوحی و ادای واقع بینی رو در اوردن هم حدی داره برادر!
|
در ضمن این ویروس توسط فرد ادعایی شما کشف نشده
|
متاسفانه در این کشور همه صاحب نظر هستند
|
شما که ادعا می کنید توهم توطئه هست و خیلی انسان محققی هستید چرا عبارت dead microbiologists رو سرچ نمی کنید ؟
|
من نمی دونم چرا وقتی مسئله ای از شاهکار های غرب الخصوص آمریکا رو می شه فوری سرو کله یک متخصص پیدا می شه که روش کار کرده و آمریکا رو می خواد پاک و منزه کنه این تحقیقات نتیجه علم دانشمندان بزرگوار خودشونه بابا؟؟؟!!!! اینها سرخپوستان رو نکشتند اینها بمب اتم نساختند و استفاده نکردند اینها ویتنام رو تا سر حد نابودی ویران نکردند و اینها نظریه های بد اصلا ندارند تصویر پرواز یوفوها رو برروی بوشهر برروی اینترنت توهم است در مورد جن در قرآن هم که اومده این یکی رو ....می کنی که بگی واقیت نداره و توهمه!؟!؟!!!!!!
|
اقای ناشناس شما از مبانی اولیه شیطان پرستی و فراماسونری آگاه نیستید چیزی که شما از آن به عنوان علم یاد می کنید تنها یک پوسته نازک از واقعیات این جهان تحت کنترل نیروهای شیطانی است مخصوصا همین جایزه نوبل و سایت آن!!! و اما در پایان دست خدا بالای همه دست هاست.
|
دوست عزیزی که ادعا می کنند این ویروس در افریقا کشف شده
|
شما اگه واقعا روي اين ويروس كار كردي حتما بايد يه سري به مقاله هاي دانشمندان معتقد به دست ساز بودن اين ويروس زده باشي. ضمنا اين گزارش رو دوباره بخونيد! ايدز براي اولين بار از آفريقا گزارش شده نه از آمريكا!
افرین بر مشرق من قبلا شنیده بودم بیماری ایدز محصول تحقیقاتی ارتش امریکاست وبه دروغ گفتند از ازمایشگاه فرار کرده .مردم امریکاخیلی دیر متوجه ان یک در صدجنایتکارشده اند که چه بلا هایی سر مردم امریکا میاره !
سلام
بر اساس تحقیقاتی نیز که در ده سال گذشته بنده انجام دادم ایت کاملا قطعی است که ویروس ایدز در طبیعت وجود ندارد و ساخته دست بشر است االبته در پروزه مک نامارا قرار بوده ویروسی بسازند که در مدا کوتاهی سیستم ایمنی دشمن را از بین ببرد ولی دستکاری های زنتیکی که در این ویروس انجام شد سبب تولید ویروسی گردید که در مدت طولانی سیستم ایمنی افراد را مختل می کرد دانشمندان وزارت دفاع امریکا ویروس کدید را بین زندانیان سیاه پوست ازمایش کردند وهرچه منتظر ماندند اثر ان مشخص نشد زندانیان ازاد شدند و ایز در جهان شیوع پیدا کرد در واقع اتها به دنبال یک سلاح بیولوریک بودند که این فاجعه رخ داد
از این مستند درد آور ولی هشدار دهنده لذت بردم
موضوعي كه اين گزارش بررسي ميكنه از نظر من اصلا هم بعيد نيست. آمريكايي ها به هر حال خودشون رو مدير دنياي جديد ميدونند و به خاطر حفظ اين مديريت و پيش بردن برنامه هاشون هر كاري ممكنه انجام بدن! البته هر دولتي هم به جاي دولت آمريكا بود شايد از اين كارها ميكرد. بالاخره مديريت جهان چنين چيزهايي رو هم بايد داشته باشه ديگيه!
|
khob ma ham darim be 2nya pishnahade ye modiriyate motafavet ro midim dg :D
بنده در دوره انترني كتابي كه در اين مورد ترجمه شده بود را خواندم. دقيقا يادم نيست كه از كتابهايي كه در اين مقاله معرفي مي شود بود يا كتاب ديگري. ولي به عنوان يك تحصيلكرده پزشكي و در حد اطلاعات خود بايد بگويم كه نه تنها ويروس ايدز بلكه دهها مورد از بيماريهاي ديگر وجود دارد كه متخصصين در مورد منشا طبيعي آنها شديدا مشكوك مي باشند. اين يك موضوع علميست و به نظر بنده نبايد صرفا از نظر سياسي به آن نگاه كرد و به مسائلي همچون توهم توطئه و ...ربط داد. واقعيت اين است كه بيماري ايدز و برخي بيماري هاي نوظهور ديگر با منطق و تاريخي كه علم پزشكي با آن آشناست تطابق ندارد. به نوبه خود از مشرق متشكرم.
موضوعي كه اين گزارش بررسي ميكنه از نظر من اصلا هم بعيد نيست. آمريكايي ها به هر حال خودشون رو مدير دنياي جديد ميدونند و به خاطر حفظ اين مديريت و پيش بردن برنامه هاشون هر كاري ممكنه انجام بدن! البته هر دولتي هم به جاي دولت آمريكا بود شايد از اين كارها ميكرد. بالاخره مديريت جهان چنين چيزهايي رو هم بايد داشته باشه ديگيه!
روانی !
|
تا voa یا BBc نگن امثال شما باور نمی کنید
|
ايدزی! ناشناس!
|
باور نداری از 118 بپرس. حتما باید bbc یه چیزی بگه تا تو باور کنی؟
امان از توهم توطئه. خب چرا اگه کار ایناست. داروی اونو توسط یک کمپانی خودشون به صورت انحصاری به قیمت ده هزار دلار یا بیشتر همچون بعضی داروهای برخی سرطان ها ارائه نمی کنند که در عین حال هم مردم آمریکا و ثورتمندان از این نمیرند، هم مردم فقیر آفریقا حتی از طریق موسسات خیریه نیز نتوانند از این دارو بهره ببرند و فقیرها که به ادعای شما هدف این طرح هستند، بمیرند؟! در جهان کنونی انقدر اطلاعات متناقض راجع به یک موضوع وجود داره که تحلیل و تمایزش از حقیقت کار دشواریه اما در هر حال تئوری تون از پایه غلطه. چون خیلی از چهره های مطرح اروپا و آمریکا با ایدز مردن! البته اینم شما میگید که می خواستن مهره هاشون رو حذف کنند، با ایدز کشتنشون!
|
امان از خواب غفلت....امان
|
از کجا میدونید که داروش وجود نداره ؟ از کجا میدونین که خودشون مصون نیستند ؟
|
در اینجا مبتلایان سالانه یک تزریق ۱۸۰۰۰ دلاری دریافت میکنند!!!
|
میشه لطفا نام چند تا ازین چهره های مهم رو نام ببرید! در ضمن مثل اینکه گزارش رو نخوندین که بدونین هدف ازین ویروس کشتار هستش نه اینکه بعدها درمانش رو هم بدن!
عالی بود !
ولی واقعا این آدمها فکر نمی کنن که خودشون هم آدمند و قرار که دیر یا زود بمیرن !
اگه همه آدمها هم که بمیرن مگه اینها کجا را می تونن بگیرن !
زمین همین قدره ! بیشتر که نیست !