1ـ ارسطو اگرچه از خدا سخن ميگويد، اما خداي ارسطو شباهت چنداني با خداي اديان الهي ندارد:
ـ «ارسطو جز به عنوان محرك اول، از خدا تصوري ندارد.»[i]
ـ «به نظر ارسطو، تنها فعل خدا، تعقل در خود است. خدا نه تنها در جهان كاري نميكند، بلكه حتي نسبت به جهان، علم و آگاهي نيز ندارد. در مورد واحد يا كثير بودن خدا، تعابير ارسطو متعارض است. به نظر ميرسد او ابتدا موحد بوده است و پس از آن در مورد توحيد و شرك دچار ترديد شده و در آخر عمر، 55 و حداقل 47 خدا را اثبات ميكند؛ زيرا براساس ستارهشناسي زمان ارسطو، 55 يا 47 نوع فلك و حركت وجود دارد و هر نوع حركت به يك محرك نامتحرك منتهي ميشود.»[ii]
2ـ درباره سقراط نقل شده است كه «چون به سقراط گفته شد، چرا به سوي موسي عليه السلام هجرت نميكني؟ پاسخ داد: ما خويشتن را تهذيب كردهايم و ديگر به كسي كه ما را تهذيب كند، نياز نداريم.»[iii]
3ـ درباره افلاطون نيز گفته شده است كه وقتي او را به تصديق شريعت عيسي [موسی] عليه السلام دعوت كردند، پاسخ داد: «عيسي عليه السلام پيامبر مردم ضعيف العقل است و امثال من در كسب معرفت، نيازي به انبياء ندارند.»[iv]
4ـ يكي از آراي منسوب به افلاطون در موضوع مدینه فاضله، اشتراك جنسي است؛ بدين معنا كه هر زني ويژه يك مرد نبوده بلكه زنان مشترك بين مردان بوده و فرزندان نيز جداي از والدين نگهداري شوند و...؛ بديهي است چنين رأيي نميتواند از يك عالم الهي صادر شود:
«افلاطون ميگويد دوستان بايد همه چيزشان اشتراكي باشد، از جمله زن و فرزندانشان؛ شخصقانونگذار پس از آنكه سرپرستان [جامعه]را از زن و مرد برگزيد، آنگاه مقرر خواهد داشت كه خانهو خوراك آنها مشترك باشد. امر ازدواج به شكلي كه ما ميشناسيم، تغيير اساسي خواهد كرد (اينزنان بدون استثناء، همسران اين مردان خواهند بود و هيچ كس همسري خاص خود نخواهد داشت)...همه كودكان پس از تولد از والدينشان گرفته خواهند شد و دقت تمام به كار خواهد رفت تا والدينفرزندان را نشناسند و نيز كودكان والدين خود را به جا نياورند. كودكان ناقصالخلقه و آنهايي كهوالدينشان پست باشند، در جاي سري نامعلومي كه بايد باشند، گذاشته خواهند شد... سن مادران بايدميان بيست تا چهل و سن پدران ميان بيست و پنج تا پنجاه و پنج باشد، خارج از اين حدود، ارتباطآزاد است، ولي سقط جنين يا كشتن نوزاد اجباري خواهد بود... چون هيچ كس والدين خود رانميشناسد، پس بر هر فردي واجب است كه مرداني را كه از حيث سال ميتوانند پدر او باشند، پدربنامد. در مورد مادر و خواهر و برادر نيز قضيه از همين قرار خواهد بود.»[v]
-----------------------------------------------------------------------------
[1]- مطهري، مرتضي، مقالات فلسفي/ 192
[2]- برنجكار، رضا، حكمت و انديشه ديني/ 388
[3]- بحارالانوار 57/ 198 (به نقل از فخرالدين رازي)/تفسير جامعالجوامع طبرسي در ذيل آيه 83غافر
[4]- بحراني، الحدائق الناصرة /1 126 به نقل از: سيدنعمت الله جزائري، الانوار النعمانية؛ در نقل قولفوق، علی القاعده موسي عليه السلام بوده است كه به جاي آن عيسي عليه السلام ذكر شده است، چرا كه افلاطون 500سال قبل از ميلاد ميزيسته است.
[5]. برتراند راسل، تاريخ فلسفهغرب، ترجمه نجف دريابندري/179-177، همچنين ر.ك،به: فردريك كاپلستون، تاريخ فلسفه،ترجمه سيدجلالالدين مجتبوي1/ 264، و نيز: م.م شريف؛ تاريخ فلسفه در اسلام1 / 137
20
کاش شما هم کمی می توانستید نسبی فکر کنید ...
قال رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم:
قال رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم:
فعلا كه قدرت دست فلاسفه و عرفاست
|
واویلا به این نظر
با سلام
|
لطفا پانویس نصیری در شماره 4 را بخونید.
سخنانی که یک عمره جماعت خشک مغز تفکیکی می گفتند، آقای نصیری تکرار می کند.
به همه دوستان پیشنهاد میکنم بحث را با رعایت آداب و احترام متقابل پیش ببرند.
|
برخی عقاید فلاسفه یونان :
امام باقر(ع) :
این آقای به اصطلاح دکتر! هنوز نمی داند نمی شود که به سخنان منسوب به یک فرد استدلال کرد؟
|
آقای طلبه بی اطلاع
الا اي عالم! موضوعات پيشنهادي به آقاي نصيري ذيلا ارائه مي گردد:
|
کلا قاطی هستید! نفهمیدید چی می گم!
|
يعني برخي هنوز نفهميدند علم چيست ؟ و چه عناويني دارد .
|
اقای بامزه با این نظرت کاری جز توهین به نبوت نکرده ای
|
واقعا برای این نوع استدلالت متاسفم جنبه نداری نظر نده
وقتي كه يك مرد با زمينه رسانه و ژورناليسم به يكي از عميقترين حوزه هاي معرفتي وارد بشه، نتيجش پوپوليسم و ژورناليسم معرفتي مي شه. شما را به خدا نحوه ورود ايشان و سطح ورودشان را به موضوع نگاه كنيد! قضاوت علمي بودن و غير علمي بودن يا بي طرفانه و غير بي طرفانه بودن با شما!
|
لطفا به جای این حرفا نظرش را نقد کن عزیز دل
الا اي عالم! بدانيد مطابق استناد آقاي نصيري به يك منبعي كه معلوم نيس! دين مسيح زمان افلاطون آمده بوده! اي واي خدا! ( بند 3 )
|
با زیر نویس و غیر زیرنویس، من موظم به عنوان نویسنده و ارجاع دهنده، مطالبم را درست انتخاب کنم
|
لطفا زیرنویس نصیری را بخون بعد این جور داد و بیداد کن
كجاي اين متن ذكر شده كه آقاي نصيري آنرا نوشته!! مشرخ خان! گفتم نوشته ها را با نويسنده بيار.
از استاد نصیری میخواهم که سند ادعای ملاصدرا را اعلام کنند تا بر ما معلوم شود که ایشان همچین ادعایی داشته یا نه
قسمت 4 همون انگاره های کمونیزمه
قسمت 4 همون انگاره های کمونیزمه
جناب نصيري بازهم موضع بحث را -به عمد يا سهو- اشتباه ميگيرند و بعد دربارهي آن تكنگاري (شما بخوانيد طويلنگاري) ميكنند!
جناب نصیری!
|
جناب ایمانی
|
مرد حسابی منظور موسی بوده است نه عیسی! حالا جواب بده
|
حق با شماست 'ایمانی' و همینطور رعایت ادب بهتر است
کار شما به جایی رسیده که ملاصدرا را نیز به تیغ تعصب خود آلوده نموده اید در روایات از عقل به رسول باطنی تعبیر شده و مراد از رسول و نبی نیز همین است نه اینکه ملاصدرا بگوید فلاسفه یونان پیامبر از جانب خدا و معصومند با این تعابیر جاهلانه در خصوص افتخارات دنیای اسلام نظیر ملاصدرا یا فارابی تنها حماقت و بلاهت خود را به رخ می کشید
متنی این چنین و فاقد نام نویسنده از سوی یک سایت خبر گذاری چه معنایی میدهد ؟ به هر حال اقایان ادعایی کرده اید و باید ثابت کنید ...""مرحوم ملاصدرا مدّعي است كه فلاسفه بزرگ يوناني، خود نبي بودهاند (و تعابیر بس والایی شبیه آنچه ما در زیارت جامعه کبیره در حق اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام داریم، در باره آنها دارد که بعدا خواهیم گفت)، اما كمترين سندي براي اينادعاي خود ارائه نكرده است. ""
|
فردا براتون سند میاره دیگه میخواید چی بگید!