«بهشت زهرا» توسط شخصی به نام امیر که ساکن آمریکاست، چند هفته پس از انتخابات ریاستجمهوری سال 88 نوشته شده و قرار است به صورت کتابی در 13 زبان مختلف منتشر شود. نقاشیهای آن توسط یک عرب به نام خلیل، که وی نیز در آمریکا ساکن است، به تصویر کشیده شده است. ویرایش این رمان را نیز یک فرد یهودی که نامش اعلام نشده، انجام داده است.

«بهشت زهرا» که داستان آن مربوط به انتخابات 88 میباشد، به گفته خود نویسنده «یک داستان خیالی» در مورد شخص گمشدهای به نام مهدی است، پسر جوانی که در ناآرامیهای پس از انتخابات ناپدید میشود. این داستان به بیان کارهایی میپردازد که مادر مهدی برای یافتن پسرش انجام میدهد تا بلکه بتواند از وی خبری بدست آورد.
نویسنده این رمان، بدون اینکه مطلب جدیدی برای گفتن داشته باشد، با علم به اینکه جامعه ایران یک جامعه مذهبی است، سعی کرده است تا تنها با ارائه یک داستان سطحی و ارائه چند شخصیت مذهبی و غیرمذهبی، از دریچه یک خانواده مذهبی به مسائل ایران نگاه کرده و دست به سیاهنمایی اوضاع ایران بزند.

در این داستان و نقاشیهای آن، به قدری تناقض وجود دارد که بدیهیترین مسائل جامعه ایران نیز نادیده گرفته شده است. نویسنده و طراح داستان آنقدر با فضای اجتماعی ایران بیگانهاند که تصور کردهاند ایران نیز همانند انگلیس بوده و فرمان ماشینها در سمت راست آنها قرار دارد و رانندگان باید از سمت چپ خود برانند!

وقتی مجریان این طرح چنین امر بدیهیای ــ که میتوان با دیدن چند فیلم و یا حتی عکس از خیابانهای تهران به آن پی برد ــ را نادیده میگیرند، چطور میتوانند دست به بیان جزئیات اجتماعی و فرهنگی جامعه ایران بزنند؟ تنها کاری که در این داستان شده است، ایجاد و بیان یک سری سیاهنماییها از جامعه ایران و فرهنگ ایرانی و نیز دولتمردان است، به گونهای که ایران و جامعه ایرانی را حاوی مردمی بسیار غیرمتمدن و دارای حکومتی کاملاً خودکامه معرفی میکند.
این داستان نگاهی سیاه و سفید به مسائل داشته و به صورت کاملاً کلیشهای بیان میگردد، به گونهای که در آن تنها شخصیتهای اصلی آن یعنی مهدی و خانواده وی و نیز مخالفان حکومت هستند که دارای ویژگیهای خوب بوده و مابقی مردم و شخصیتها جزو آدمهای بد و بیفرهنگ به حساب میآیند.
این رمان حتی مقابله با همجنسبازی را از مصادیق بیفرهنگی و بیتمدنی مردم و حکومت ایران بیان کرده و از زبان مادر مهدی ــ که فردی مذهبی بوده و نماز میخواند ــ قبح و گناه موجود در لواط و مبارزه با آن را «مخالفت با عشق» اعلام میکند.
همچنین در این داستان سعی شده است تا تمام ملت ایران کاملاً ناراضی از وضعیت کنونی نشان داده شوند و اشخاص و دولتهای منتخب، خودکامه و مستبد به تصویر کشیده شوند.
ضربالمثل «آشپز که دو تا شد، آش یا شور میشود یا بینمک» کاملاً مصداق چنین رمانی است. هنگامی که یک ایرانی ساکن آمریکا، یک عرب و یک یهودی سعی میکنند تا با هم دست به نوشتن رمانی در مورد وضعیت اجتماعی و فرهنگی کشوری بزنند که هرگز در آن حضور نداشتهاند، چیزی بهتر از این از آب در نمیآید.
نه عکسها نه اصل داستان نه تحلیل شما هیچکدام ازرس مطالعه نداشت. متاسفم وقتم تلف شد.بابا چهارتا مطلب علمی بگید آدم یک چیزی یاد بگیره آخه اینها چیه ملت را خراب کردید با این ..... ها
این رمان نیست عموجان! کمیک استریپه !
فراماسونهای فارسی زبان را اینطوری بشناسید دیگه
جالبه چشم جهان بین(نماد فراماسونی) توی عکس داخل ماشین زیر آویز نام مبارک الله پایین آینه کشیده شده
خودمونیم چه تبلیغی براش کردین!
از دشمن جز این انتظاری نیست . تو بگو سایت وزارت ارشاد چرا عکس خواننده ها را با وضع ناجور منتشر می کند .
خیلی ممنون که خیلی زودتر از خود اونها شما به ما خبررسانی چاپ مطالب علیه حکومت رو اعلام میکنید...بازم تشکر...
چندگرفتن اين رمان نوشتن!!!!!!!!!!!!